Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 138 (10 milliseconds)
English
Persian
colleague
هم قطار
colleagues
هم قطار
compeer
هم قطار
conpanion
هم قطار
Search result with all words
file
قطار
filed
قطار
row
قطار
row
قطار راسته
rowed
قطار
rowed
قطار راسته
rows
قطار
rows
قطار راسته
string
قطار
truck
واگن قطار
trucked
واگن قطار
trucking
واگن قطار
trucks
واگن قطار
primer
پیش قطار
primers
پیش قطار
train
قطار
train
پیش قطار
trained
قطار
trained
پیش قطار
trains
قطار
trains
پیش قطار
limber
عراده را به عقب توپ بستن پیش قطار
dining car
واگن رستوران قطار
dining cars
واگن رستوران قطار
goods train
قطار باربری
goods train
قطار حمل کالا
goods trains
قطار باربری
goods trains
قطار حمل کالا
for
تحویل روی قطار
tandem
قطار
tandems
قطار
switch
روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
switched
روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
switches
روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
rank
قطار رشته
ranked
قطار رشته
ranks
قطار رشته
container
قطار و کشتی بکاربرده میشود
containers
قطار و کشتی بکاربرده میشود
prime mover
پیش قطار
prime movers
پیش قطار
buggie
پیش قطار توپ
caboose
اطاق کارگران قطار
convention international de merchandies
عهدنامه بین المللی جهت حمل کالا با قطار
cross belt
قطار حمایل
cross belt
کمربند حمایل قطار حمایل فشنگ
demurrage
هزینه معطلی در حمل با قطار یا کشتی هزینههای معطلی
detrain
از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
drawbar
میلهای که واگونهای قطار رابه لکوموتیو متصل میکند میله اتصال واگون
electric train
قطار برقی
error burst
قطار خطاها
ferrybridge
کشتی ای که قطار راه اهن راازروی رودخانه یاخلیج میبرد
free on rail
تحویل کالا روی قطار
freight lighter
قطار سریع السیر جهت حمل کانتینر
freightliner
شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
highball
یک لیوان بزرگ ویسکی یا عرق مخلوط بانوشابه گازدار قطار سریع السیر
i lost the train
قطار را از دست دادم
i lost the train
به قطار نرسیدم
in a row
قطار شده
light engineh
لوکوموتیو بی قطار
limber chest
جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
lounge car
قطار دارای سالن استراحت وتفریح
multigage
قطار راه اهن چند ریله قطار چند ریله
parliamentary train
قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
parlor car
سالن استراحت قطار
pulse train
قطار تپشها
rail capacity
حداکثرفرفیت کشش ریلها از نظرتعداد قطار در روز
sleeping carriage
خوابگاه قطار
slip carriage
واگنی که از قطار راه اهن ول میشود
streamliner
قطار یا هواپیمایی که مقاومت هوا را درهم شکسته وانرا تعدیل کند
streamliner
قطار سریع وشیک
the train runs without a stop
قطار بدون ایست
time bill
برنامه حرکت قطار
to limber up
پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
to limber up a gun carriage
پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
towbar
اهرم یدک کش اهرم پیش قطار
train of waves
قطار موج
wave train
قطار موج
trainable
تربیت شدنی قطار شدنی
wagon master
رئیس قطار
freight train
قطار باری
freight trains
قطار باری
To alight from a bus(tarin,car).
پایین آمدن (پیاده شدن از اتوبوس .قطار و اتو مبیل )
The train ran off the rails.
قطار از خط خارج شد
Luchily for me the train was late.
خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
The train was 10 minutes late.
قطار 10 دقیقه دیر رسید
We rushed ( hurried ) back to the train station.
با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
When wI'll the train arrive ?
چه وقت قطار می آید ؟
The train came in on time .
قطار به موقع رسید ( سروقت )
get off
<idiom>
پایین آمدن یا بیرون آمدن از (اتوبوس ،قطار)
I want to leave the car in the railway station
من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
in the centre near the railway station
در مرکز شهر نزدیک ایستگاه قطار
railway station
ایستگاه قطار
Is there a train to the airport?
آیا برای فرودگاه قطار هست؟
intercity train
قطار بین شهری با توقف
When is the next train to Oxford?
چه وقت قطار بعدی به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
When is the last train to Oxford?
چه وقت آخرین قطار به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
a thorugh train
قطار بدون توقف
intercity train
قطار بین شهری
Do I have to change trains?
آیا باید قطار عوض کنم؟
Other Matches
train driver
راننده قطار
locomotive driver
[British E]
راننده قطار
locomotive operator
[British E]
راننده قطار
train operator
[American E]
راننده قطار
railroad engineer
[American E]
راننده قطار
locomotive engineer
[American E]
راننده قطار
train ride
گردش با قطار
When does the train arrive?
قطار کی می رسد؟
buffer-bar
[railway]
ضرب خور
[قطار]
trolleycar
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
tram
[British E]
قطار برقی خیابان
tramcar
[British E]
قطار برقی خیابان
streetcar
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
trolley
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
train journey from ... over ... to ...
مسافرت با قطار از ... از راه ... به ...
When does the train
[bus]
to ... depart?
قطار
[اتوبوس]
به ... کی حرکت می کند؟
Does this train go to ... ?
آیا این قطار به ... میرود؟
What time does the train arrive in London?
چه وقت قطار به لندن می رسد؟
How long does the train stop here?
چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
boat train
[خط ]
قطار با ارتباط به کشتی
[برای سفر]
Does the train stop in London?
آیا قطار در لندن توقف دارد؟
There is a train to London at 8.
یک قطار برای شهر اختر در ساعت 8 هست؟
Is the train from Leeds late?
آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
What platform does the train to York leave from?
قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
What platform does the train from York arrive at?
قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
Is this the train to Liverpool?
آیا این قطار شهر لیورپول است؟
I missed the connection.
من اتوبوس
[قطار هواپیمای]
رابط را از دست دادم.
Is this the right platform for the train to London?
آیا این سکوی قطار لندن است؟
Your train will leave from platform 8.
قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
Do the trains connect?
[خط]
قطارها به هم اتصال دارند؟
[برای عوض کردن قطار]
You have to change at London.
شما باید در لندن قطار تان را عوض کنید.
Change at London and get a local train.
در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
Is there enough time to change trains?
آیا برای تعویض قطار وقت کافی دارم؟
Consider yourself lucky
[fortunate]
(that) you weren't on the train at that time.
شما باید خودتان را خوش شانس
[خوشبخت]
در نظر بگیرید
[که]
در آن زمان در قطار نبودید.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com