English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
solid geometry هندسه ی فضایی
Search result with all words
hypergeometric مربوط به هندسه فوق مقیاسات فضایی
solid geometry هندسه فضایی
space geametry هندسه فضایی
Other Matches
space ship کشتی فضایی سفینه فضایی
geometry هندسه
geometry علم هندسه
solid geometry هندسه سه بعدی
vertex راس در هندسه
spherical geometry هندسه کروی
coordination geometry هندسه کوئوردیناسیون
analytic geometry هندسه تحلیلی
descriptive geometry هندسه ترسیمی
straight line خط [هندسه] [ریاضی]
geometer هندسه دان
geometrically از روی هندسه
geometrically مطابق هندسه
geometrician هندسه دان
plane geometry هندسه مسطحه
spherics هندسه کروی
geometrically موافق علم هندسه
euclidean وابسته به هندسه اقلیدس
descriptive geometry هندسه تشریحی و توصیفی
isotropic scaling تجانس [هندسه] [ریاضی]
Riemannian geometry هندسه ریمانی [ریاضی]
differential geometry هندسه دیفرانسیل [ریاضی]
analytic geometry هندسه تحلیلی [ریاضی]
analytical geometry هندسه تحلیلی [ریاضی]
coordinate geometry هندسه تحلیلی [ریاضی]
uniform scaling تجانس [هندسه] [ریاضی]
spatial فضایی
cubic فضایی
isometric فضایی
isometrics فضایی
spacial فضایی
three-dimensional فضایی
spatila فضایی
soild angle زاویه فضایی
spatial visualization تجسم فضایی
spatial symbolism نمادگری فضایی
spatial digitaizer دیجیتایذر فضایی
ionospheric wave موج فضایی
spatial ability توانایی فضایی
sky lab ازمایشگاه فضایی
clearing out [of a place] تخلیه [فضایی]
spatiality حالت فضایی
avionics ارتباطات فضایی
steremer ایزومر فضایی
spatiotemporal فضایی وحال
spatiotemporal فضایی و زمانی
spatiomotor فضایی- حرکتی
steric hindrance ممانعت فضایی
cubic measure اندازه فضایی
stereochemistry شمیی فضایی
spatial threshold استانه فضایی
sky wave موج فضایی
stereoisomerism ایزومری فضایی
spaceport پایگاه فضایی
space isomerism ایزومری فضایی
stereoisomerism همپاری فضایی
space time شاتل فضایی
space lattice شبکه فضایی
space medicine پزشکی فضایی
space perception ادراک فضایی
space platform پایگاه فضایی
space platform ایستگاه فضایی
space relations روابط فضایی
stereoisomer همپار فضایی
space isomerism همپاری فضایی
steric effect اثر فضایی
spaceframe قاب فضایی
Star Wars جنگ فضایی
solid angle زاویه فضایی
spacesuits لباس فضایی
spacesuit لباس فضایی
space time اتوبوس فضایی
space defense پدافند فضایی
space error خطای فضایی
space flight پرواز فضایی
space ship سفینه فضایی
spacecraft سفینه فضایی
space stations پایگاه فضایی
space station ایستگاه فضایی
space station پایگاه فضایی
space shuttles سفینه فضایی
space shuttles شاتل فضایی
space shuttle سفینه فضایی
space shuttle شاتل فضایی
space stations ایستگاه فضایی
spacemen مسافر فضایی
spaceman مسافر فضایی
configuration ارایش فضایی
configurations ارایش فضایی
illusion of space القاء خاصیت فضایی
module قسمتی از سفینه فضایی
spatial information اطلاعات فضایی [فاصله ای]
modules قسمتی از سفینه فضایی
closo packed hexagonal space lattice شبکه فضایی شش وجهی
stereo chemistry مبحث شیمی فضایی
three dimensional direction finding جهت یابی فضایی
unit solid angle زاویه واحد فضایی
spatial orientation موقعیت یابی فضایی
space orientation موقعیت یابی فضایی
spacial information اطلاعات فضایی [فاصله ای]
space vehicle وسیله نقلیه فضایی
spatial data management مدیریت داده فضایی
cm فضایی از حافظه که محل آن به سرعت
footprints فضایی که یک کامپیوتر در میز می گیرد
light-well [فضایی زیر زمین در ساختمان ها]
footprint فضایی که یک کامپیوتر در میز می گیرد
stereoirregular polymer بسپار بدون نظم فضایی
image کپی دقیق از فضایی از حافظه
images کپی دقیق از فضایی از حافظه
out of <prep.> بیرون از [فضایی یا فاصله ای] [امکانات]
cartesian coordinates سیستم مختصات سه بعدی فضایی
body centered بطور فضایی متمورکز شده
International Space Station [ISS] ایستگاه فضایی بین المللی
steradian [sr] استرادیان [یکای زاویه فضایی ] [ریاضی]
diffused درچز چیزی روی فضایی ازماده
square radian استرادیان [یکای زاویه فضایی ] [ریاضی]
diffuse درچز چیزی روی فضایی ازماده
blankest فضایی در فرم که باید کامل شود
blank فضایی در فرم که باید کامل شود
configurations ترتیب فضایی کلی اجزاء اصلی
minnesota spacial relations test ازمون روابط فضایی مینه سوتا
configuration ترتیب فضایی کلی اجزاء اصلی
diffuses درچز چیزی روی فضایی ازماده
spadat سیستم ردیابی و اکتشاف سفینههای فضایی
spacecraft سفینه فضایی ship space : syn
arithmetic فضایی در حافظه که عملوند ها را ذخیره میکند
diffusing درچز چیزی روی فضایی ازماده
flat فضایی در حافظه که هر محل آن آدرس یکتا دارند.
flattest فضایی در حافظه که هر محل آن آدرس یکتا دارند.
indent شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
charactristic velocity مجموع تغییرات سرعت درمسیر یک ماموریت فضایی
astrophotography عکس برداری از ستارگان برای تحقیقات فضایی
indents شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indenting شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
bucket فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
buckets فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
bounds محدودیت یا فضایی که کسی میتواند عمل انجام دهد
bioastronautics مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
courier نوشتاری تک فضایی که مشابه نوشتار ماشین تحریر شرکتها است
floats فضایی در حافظه که اولین دستور برنامه ذخیره شده است
floated فضایی در حافظه که اولین دستور برنامه ذخیره شده است
float فضایی در حافظه که اولین دستور برنامه ذخیره شده است
registers فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
register فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
registering فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
couriers نوشتاری تک فضایی که مشابه نوشتار ماشین تحریر شرکتها است
shuttled رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
window فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
mark کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
marks کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
bayed فضایی در پوشش کامپیوتر که دیسک درایو قرار گرفته است
window فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
pugging خاک اره یا چیز دیگری که فضایی رابا ان پرکنندتاصدادران نه پیچد
shuttle رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
reserved character فضایی ازدیسک که برای کنترل ذخیره داده به کارمی رود
shuttles رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
bay فضایی در پوشش کامپیوتر که دیسک درایو قرار گرفته است
bays فضایی در پوشش کامپیوتر که دیسک درایو قرار گرفته است
baying فضایی در پوشش کامپیوتر که دیسک درایو قرار گرفته است
working فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
perigee نقطه حداقل مسافت در مدارسفینه فضایی نققه حضیض مدار سفینه
responses فضایی در فرم که برای خواندن داده با علامت نوری به کار می رود
window فضایی در صفحه نمایش که اپراتور در حال حاضر آنجا کار میکند
response فضایی در فرم که برای خواندن داده با علامت نوری به کار می رود
buffer فضایی موقت ذخیره سازی برای دادهای که منتظر پردازش است
ambitus [اختصاص دادن فضایی در اطراف قبر یا آرامگاه برای دسترسی به کلیسا]
density حجم دادهای که در فضایی از دیسک یا نوار قابل جمع آوری است
workings فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
orbital injection دادن سرعت لازم برای چرخش دور یک مدار به سفینه فضایی
full انجام جستجوی چیزی در یک متن در فایل یا پایگاه داده ها و نه در یک فضایی از ملاب
fullest انجام جستجوی چیزی در یک متن در فایل یا پایگاه داده ها و نه در یک فضایی از ملاب
drive bay فضایی درون پوشش کامپیوتر که درایو دیسک نصب شده است
densities حجم دادهای که در فضایی از دیسک یا نوار قابل جمع آوری است
crunching متراکم کردن برنامه برای جای دادن تعداد زیاددستورالعملها در فضایی کوچک
spasur سیستم اکتشاف فضایی که مخصوص کشف اشیاء سرگردان در فضای جو زمین است
fixes فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
fix فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
attitude motor موتورهای راکت کوچک برای کنترل وضعیت رسانگر فضایی در حال حرکت
central فضایی در حافظه که محل آن مستقیماگ و به سرعت توسط CPU قابل آدرس دهی است
image [فضایی در حافظه که برای ایجاد تصویر پیش از ارسال به صفحه نمایش به کار می رود.]
workspace فضایی در حافظه که برای استفاده آماده است یا در حال حاضر اپراتور در آن کار میکند
reentry vehicle مدول یا قسمتی از سفینه فضایی که مجددا بایستی ازجو عبور کند تا به زمین برسد
foreground فضایی در سیستم عامل چند منظوره که کارهای با حق تقدم بالا و برنامه ها اجرا می شوند
images فضایی در حافظه که برای ایجاد تصویر پیش از ارسال به صفحه نمایش به کار می رود
virtual فضایی که از حدود فیزیکی صفحه نمایش بزرگتر است و میتواند حاوی متن ,تصویر,پنجره و... باشد
re entry vehicle نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
frame 1-فضایی روی نوار مغناطیسی برای یک کد حرف . 2-بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات کنترلی و مسیر
texts فضایی در صفحه نمایش کامپیوتر که برای نمایش متن تنظیم شده باشد
window فضایی از صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
edited فضایی در صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
edit فضایی در صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
text فضایی در صفحه نمایش کامپیوتر که برای نمایش متن تنظیم شده باشد
capacity استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
capacities استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
separate حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند
separates حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند
separated حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند
memory mapped video نگاشت صفحه حافظه به فضایی در حافظه
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com