Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
air mile
هوانوردی معادل 3301
Other Matches
aviation aeronautics
هوانوردی
aeronautism
هوانوردی
avigation
هوانوردی
aviation
هوانوردی
aeronautics
دانش هوانوردی
aviation psychology
روانشناسی هوانوردی
air almanac
تقویم هوانوردی
air almanac
سالنامه هوانوردی
aeronautics
علم هوانوردی
aeronautical chart
نقشههای هوانوردی
kiwi
دانشجوی هوانوردی
kiwis
دانشجوی هوانوردی
aeronautic
مربوط به دانش هوانوردی
aeronautical
مربوط به دانش هوانوردی
g suit
لباس مخصوص هوانوردی
aviationelectronic
بکارگیری الکترونیک در صنعت هوانوردی یا فضانوردی
holding area
منطقه توقف موقت
[هوا فضا]
[هوانوردی ]
aeronautical station
ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
way point
ایستگاههای هوایی ایستگاههای اصلی عملیات هوانوردی
aeronautical designation
کد تخصصی فضانوردی مدرک تخصصی هوانوردی
equipollent
معادل
equivalents
معادل
ntamount
معادل
tantamount
معادل
equivalent
معادل
b
معادل با بایتها
redemption
معادل ransom
equivalence
معادل بودن
counterclaim
معادل set-off
date labourer
معادل daysman
egalitaire
معادل equalitarianism
equivalence gate
دریچه معادل
equivalent area
سطح معادل
menaces
معادل blackmail
menaced
معادل blackmail
menace
معادل blackmail
equaling
دقیقاگ معادل
memorial
معادل memorandum
equaled
دقیقاگ معادل
equal
دقیقاگ معادل
equalling
دقیقاگ معادل
equals
دقیقاگ معادل
assessor
معادل assesor
equalled
دقیقاگ معادل
equalize
معادل کردن .
modifying
معادل adapt
modify
معادل adapt
modifies
معادل adapt
reformist
معادل reformer
reformists
معادل reformer
memorials
معادل memorandum
kilos
معادل هزار
kilo
معادل هزار
equalises
معادل کردن .
equalizing
معادل کردن .
equalizes
معادل کردن .
t equivalent circuit
مدار معادل " T "
equalising
معادل کردن .
grade equivalent
معادل کلاسی
reinsurance
معادل re-assurance
equalized
معادل کردن .
ration in kind
معادل جیره
equalised
معادل کردن .
writing obligatory
معادل bond
expilation
معادل robbery
parity
معادل بودن
equivalent circuit
مدار معادل
deception
معادل cheat
equivalent service rounds
گلوله معادل
equivalent weight
وزن معادل
deceptions
معادل cheat
order of the day
معادل agenda
onus probandi
معادل proof of burden
grain
معادل 8460/0گرم
NOT function
معادل تابع NAND
acid equivalent
معادل شیمیایی اسید
quamdiu bene se gesserit
معادل autculpam vitam ad
therms
معادل هزارکالری بزرگ
half
یکی از دو بخش معادل
bi-
پیشوند معادل با bio-
tnt equivalent
معادل با قدرت انفجار تی ان تی
t parameter equipment circuit
مدار معادل به صورت " T "
therm
معادل هزارکالری بزرگ
age equivalent scale
مقیاس معادل سنی
ration in kind
جیره معادل یاجانشین
long ton
تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
lebensraum
معادل living-space
Kbit
معادل هزار بایت
casus belli
معادل War Causeof
contango
معادل "continuation " & "carringover "
final instrument
معادل act final
faculty of law
معادل law schoolof
equivalently
بطور هم ارز یا معادل
equivalent binary digits
ارقام دودویی معادل
disobedience
تقریبا" معادل desertion
kilo
یک کیلوگرم معادل هزارگرم
kilos
یک کیلوگرم معادل هزارگرم
business cycle
معادل cycle trade
giga
پیشوندی معادل 01بتوان 9
mile
معادل 53/9061 متر
miles
معادل 53/9061 متر
hecto
پیشوندی معادل 01 به توان 2
match
تنظیم ثبات معادل با دیگری
nautical miles
مایل دریایی معادل 0581متر
nautical mile
مایل دریایی معادل 0581متر
logical
معادل وضعیت منط قی درست یا یک
highest
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
b
ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
matches
تنظیم ثبات معادل با دیگری
high
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
height equivalent of theroretical plate
ارتفاع معادل بشقابک نظری
high frequency equivalent circuit
مدار معادل فرکانس بالا
highs
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
computed price
قیمت ساختگی معادل administeredprice
equivalent service rounds
گلولههای معادل گلوله جنگی
cubit
مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
statute mile
میل رسمی معادل 0825 فوت
half crown
سکه معادل دوشلیلینگ وشش پنس
constant cost
هزینه ثابت معادل cost fixed
barye
واحد فشار معادل 01بتوان 6- بار
bushels
مقیاس وزنی است معادل 4پک
yards
واحد طول معادل 4419/0متر
equivalence
دروازهای که تابع معادل انجام میدهد
bushel
مقیاس وزنی است معادل 4پک
yard
واحد طول معادل 4419/0متر
horsepower
واحد نیرو معادل 647 وات
logical
معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر
fluid ounce
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
pint
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
quintal
واحد وزنی معادل 001کیلو گرم
pints
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
fluid ounces
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
zero
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
mhz
اندازه فرکانس معادل یک میلیون سیکل در ثانیه
zeroes
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
microbar
واحد فشار معادل 01 بتوان 6 داین بر سانتیمترمربع
milliampere
اندازه جریان الکتریکی معادل یک هزارم آمپر
centi-
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
cent-
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
nautical miles
میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
double dabble
روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
cents
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
nautical mile
میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
pints
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
ma
اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
hypersonic
سرعتی معادل یا بیش از 5برابر سرعت صوت
zeros
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
krona
مسکوک ایسلند و سوئد معادل 6202/0 دلار
mas
اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
cent
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
pint
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
canonical time unit
زمان لازم برای طی مسافتی معادل یک رادیان
capital bonus
سودسهام معادل کلمه dividened stock میباشد
legal aid
معافیت ازهزینه دادرسی معادل assistance judicial
knot
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
AC
و نیز پسوندی است لاتینی یا یونانی معادل -ieمانند
assignment
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
assignments
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
menus
ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
kpsi
[واژه مخفف معادل تعداد گره در هر اینچ مربع]
even time
دویدن 001 یارد معادل 5/19متر در01 ثانیه
angstrom
واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر
menu
ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
grain
واحد وزن در سیستم غیرمتریک معادل 8460/0گرم
knot
[واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت]
en
واحد اندازه گیری که معادل نیمی از یک ein است
slugs
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
slug
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
balun
مبدلی که دو مداری را که امیدانس مختلف دارند معادل میکند
metric ton
مقیاس وزن معادل هزارکیلوگرم یا حدود 0022 پوند
yards
واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
knots
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
yard
واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
slugged
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
h.e.t.p
plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری
balance
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
balances
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
kilderkin
چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
r.s.c
قوانین مربوط به دادگاه یادیوان عالی معادل supremecourt of rules
persec
واحد طول در مقیاس کیهانی معادل 262/3 سال نوری
k
به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست
Kbyte
واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
conversions
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
conversion
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
hard spun
[نخ با تاب زیاد با زاویه ای معادل سی تا چهل و پنج درجه نسبت به محور عمودی]
remainder
عدد معادل مقسوم منهای حاصل ضرب خارج قسمت ومقسوم علیه
assignment
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
assignments
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
sthene
واحد نیرو در سیستم غیرمتریک معادل نیرویی که به جرمی برابر یک تن شتاب یک متر بر مجذور ثانیه
nihilism
شورش و شدت عمل را توصیه کند مفهومی تقریبا" معادل نهیلیسم و انارشیسم از خودگذشتگی و تن به فنا دادن
excesses
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
grip length
طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
excess
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
texts
وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
assign
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigning
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigned
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigns
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
denier
دنیر
[واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
text
وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com