English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (5 milliseconds)
English Persian
kamikaze هواپیماهای خودکشی ژاپنی
Other Matches
civil reserve air fleet گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
hara kiri خودکشی
suicide خودکشی
suicides خودکشی
take one's own life خودکشی کردن
suicides خودکشی کردن
self immolation تمایل به خودکشی
self destruction خودکشی خودویرانگری
felo de se بدکار خودکشی
suicide خودکشی کردن
suicide bombing حمله با خودکشی
suicide attack حمله با خودکشی
shirin خودکشی شیرین
suicidal خودکشی گرا
suicidal خودکشی گرایانه
Japanese ژاپنی
nipponese ژاپنی
suicidal وابسته یا متمایل به خودکشی
japan clover شبدر ژاپنی
japanization ژاپنی شدن
lac varnish لاک ژاپنی
buddleia بودله ژاپنی
kimono جامه ژاپنی
kimonos جامه ژاپنی
satsuma سفالینهی ژاپنی
satsumas سفالینهی ژاپنی
suicide attack قصد کشت بوسیله خودکشی
suicide bombing قصد کشت بوسیله خودکشی
fighter cover پوشش هواپیماهای جنگنده
fighter cover پوشش با هواپیماهای شکاری
bonsais درخت کوچک ژاپنی.
shinai خیزران شمشیربازی ژاپنی
bonsai درخت کوچک ژاپنی.
japanize بسبک ژاپنی در اوردن
gaggles هواپیماهای بی موتور درحال پرواز
program aircraft جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
gaggle هواپیماهای بی موتور درحال پرواز
domestic air traffic رفت وامد هواپیماهای داخلی
identification zone منطقه تشخیص هواپیماهای دشمن
fighter control کنترل عملیات هواپیماهای جنگنده
kendo شمشیربازی ژاپنی باخیزران و با هر دو دست
hai ku شعر بی قافیه سه سطری ژاپنی
kamikaze خلبان ازجان گذشته ژاپنی
sortie number تعداد هواپیماهای شرکت کننده در پرواز
interceptor controller پست کنترل و رهگیری با هواپیماهای رهگیر
diver badge نشان پرواز با هواپیماهای شیرجه و عمودرو
amuck یک نوع جنون دراثرمرض مالاریا که منجر به خودکشی میشود
chigi [سنتوری پشت بام های ژاپنی]
a comparison between European and Japanese schools مقایسه ای بین مدارس اروپایی و ژاپنی
fusuma [چارچوب متحرک در خانه های ژاپنی]
wide arm handstand بالانس ژاپنی با دستهای فاصله دار
intruder operation تک هوایی و عملیات تخریب هواپیماهای دشمن در روی پایگاه
mix up, caution موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
fixer system سیستم اکتشاف و تعیین محل هواپیماهای در حال پرواز
interplane strut پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
hound dog موشک هوا به زمین مخصوص هواپیماهای ب-25 با کلاهک اتمی
jinriki درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
jinrikisha درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
gobang یکجوربازی ژاپنی که روی صفحه شطرنجی بازی میشود
jujitsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jiujutsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jiujitsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
grand slam علامت اینکه کلیه هواپیماهای دیده شده مورد اصابت قرارگرفتند
grand slams علامت اینکه کلیه هواپیماهای دیده شده مورد اصابت قرارگرفتند
typhoon نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
typhoons نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
pitch control کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
tacan نوعی سیستم ناوبری الکترونیکی برای ناوبری هواپیماهای تاکتیکی
fighter direction هدایت کردن هواپیماهای شکاری هدایت جنگنده ها ازروی ناو
keel area ناحیه برجسته جانبی تیرک زیر هواپیماهای دریایی که اغلب زیر سطح اب قرارمیگیرد
Japonaiserie [از بعد از نیمه قرن نوزدهم میلادی طراحی ژاپنی متاثر از فرهنگ غرب بویژه در صنایع دستی و زیبایی شناسی بوجود آمد.]
deep stall وضعیتی در هواپیماهای دارای دم تی شکل که افزایش ناگهانی زاویه حمله سبب عدم توانایی سطوح افقی برای کنترل وضعیت طولی هواپیمامیگردد
teleran system نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
soya لوبیای روغن لوبیای ژاپنی
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com