Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
local intelligence
هوش محلی
Search result with all words
controller
را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controllers
را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
overrun
سرتاسر محلی رافراگرفتن
overrunning
سرتاسر محلی رافراگرفتن
overruns
سرتاسر محلی رافراگرفتن
connection
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات در یک شبکه محلی است
connection
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connexions
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات در یک شبکه محلی است
connexions
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
layer
استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
layers
استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
colon
محلی که مورد استعمار قرارگیرد و استعمارگران در ان ساکن شوند
colons
محلی که مورد استعمار قرارگیرد و استعمارگران در ان ساکن شوند
map
پورت ورودی /خروجی که قابل دستیابی است انگار که محلی از حافظه در محدوده آدرس طبیعی CPU باشد
map
در ریزکامپیوتر به جای محلی از حافظه
map
با آدرسهای اختصاص داده شده به وسیله ورودی یا خروجی کامپیوتر به طوری که قابل دستیابی باشند گویی محلی از حافظه هستند
maps
پورت ورودی /خروجی که قابل دستیابی است انگار که محلی از حافظه در محدوده آدرس طبیعی CPU باشد
maps
در ریزکامپیوتر به جای محلی از حافظه
maps
با آدرسهای اختصاص داده شده به وسیله ورودی یا خروجی کامپیوتر به طوری که قابل دستیابی باشند گویی محلی از حافظه هستند
carrier
سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
carriers
سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
share
پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
share
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shared
پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shared
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shares
پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shares
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
generate
محلی که توسط برنامه استفاده میشود که طبق دستورات درون برنامه تولید شده است
generated
محلی که توسط برنامه استفاده میشود که طبق دستورات درون برنامه تولید شده است
generates
محلی که توسط برنامه استفاده میشود که طبق دستورات درون برنامه تولید شده است
generating
محلی که توسط برنامه استفاده میشود که طبق دستورات درون برنامه تولید شده است
ram
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
rammed
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
rams
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
off
از محلی بخارج
symbolic
نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
symbolically
نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
time
زمان بین شروع و خاتمه عمل معمولاگ بین آدرس دهی محلی ازحافظه و دریافت داده
timed
زمان بین شروع و خاتمه عمل معمولاگ بین آدرس دهی محلی ازحافظه و دریافت داده
times
زمان بین شروع و خاتمه عمل معمولاگ بین آدرس دهی محلی ازحافظه و دریافت داده
residential
محلی
remote
کامپیوتر راه دور میدهد. کاربر راه دور میتواند از کامپیوتر راه دور به صورت محلی استفاده کند
remote
کاربری که به بسته الکترونیکی دستیابی دارد بدوون نیاز به اتصال به سرور اصلی شبکه محلی
remote
نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remoter
کامپیوتر راه دور میدهد. کاربر راه دور میتواند از کامپیوتر راه دور به صورت محلی استفاده کند
remoter
کاربری که به بسته الکترونیکی دستیابی دارد بدوون نیاز به اتصال به سرور اصلی شبکه محلی
remoter
نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remotest
کامپیوتر راه دور میدهد. کاربر راه دور میتواند از کامپیوتر راه دور به صورت محلی استفاده کند
remotest
کاربری که به بسته الکترونیکی دستیابی دارد بدوون نیاز به اتصال به سرور اصلی شبکه محلی
remotest
نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
nap
نیمرخ محلی یا موضعی سطح زمین
napped
نیمرخ محلی یا موضعی سطح زمین
napping
نیمرخ محلی یا موضعی سطح زمین
naps
نیمرخ محلی یا موضعی سطح زمین
vernacular
محلی
vernaculars
محلی
reference
دستیابی به محلی در حافظه
references
دستیابی به محلی در حافظه
stack
محلی که نشانه گر شبکه به آن اشاره میکند
stacked
محلی که نشانه گر شبکه به آن اشاره میکند
stacks
محلی که نشانه گر شبکه به آن اشاره میکند
place
در محلی گذاردن
places
در محلی گذاردن
placing
در محلی گذاردن
extend
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
execution
محلی در حافظه که اولین دستور برنامه ذخیره شده است
check
محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
checked
محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
checks
محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
hook
کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
hooks
کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
distant
آنچه در محلی قرار دارد
parochialism
محدودیت فکری و دلبستگی به انجام کارهای محلی و ناحیهای محدود
autonomy
استقلال محلی محدود
scratch
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratched
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratches
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratching
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
luncheonette
رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
luncheonettes
رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
destination
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
destinations
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
bin
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
bins
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
self-
حلقهای که هر محل یا دستیابی ثبات را در حین اجرا به محلی که بودند بر می گرداند
witness stand
محلی که شاهد درانجا ایستاده و شهادت میدهد
addressing
بزرگترین محلی که یک برنامه مشخص یا CPU میتواند مستقیما به آن دستیابی داشته باشد
addressing
روش آدرس دهی که آدرس محل ذخیره سازی در دستورالعمل محلی است که باید استفاده شود
grass roots
اجتماع محلی منشاء
Viewdata
سیستم خانگی تحویل اطلاعات که از طریق ان استفاده کنندگان می توانند بطورمحاورهای از تلویزیونهای محلی خود به پایگاه داده مرکزی دسترسی پیدا کنند داده نما
site
محلی که پایه چیزی باشد
sited
محلی که پایه چیزی باشد
sites
محلی که پایه چیزی باشد
provincialism
گویش یا لهجه محلی
provincialism
عقایدوافکار محدود محلی
provincialism
محلی اندیشی
dialect
زبان محلی
dialects
زبان محلی
Other Matches
bitblt
در گرافیک کامپیوتری جابجا کردن یک بلاک از بیتها از یک محلی در حافظه به محلی دیگر
blit
در گرافیک کامپیوتری جابجا کردن یک بلاک از بیتها از یک محلی در حافظه به محلی دیگر
localism
ایین محلی علاقه محلی
local procurement
تدارک محلی فراورده محلی
local posts
پستهای استراق سمع محلی پستهای دیده ور محلی
regional
<adj.>
محلی
local
<adj.>
محلی
sympatry
هم محلی
domestic
محلی
regional
محلی
parochial
محلی
topical
محلی
autochthonous
محلی
autochthon
محلی
local line
خط محلی
occupation crossing
پل محلی
local
محلی
regionally
محلی
natives
محلی
native
محلی
locals
محلی
parish council
شورای محلی
provincial road
جاده محلی
local area network
شبکه محلی
provincial
ولایتی محلی
ordinance
مقررات محلی
costumes
لباس محلی
costume
لباس محلی
ordinances
مقررات محلی
patters
لهجه محلی
pattering
لهجه محلی
territorial
محلی منطقهای
pattered
لهجه محلی
patter
لهجه محلی
local time
وقت محلی
local time
زمان محلی
local government
حاکم محلی
local government
حکومت محلی
local file
فایل محلی
local enquiry
بازجویی محلی
local echo
پژواک محلی
local currency
پول محلی
local purchase
خرید محلی
local group
گروه محلی
local paper
روزنامه محلی
local norm
هنجار محلی
local network
شبکه محلی
local national
سکنه محلی
local mode
باب محلی
local loop
حلقه محلی
local investigation
تحقیق محلی
local circuit
مدار محلی
local center
مرکز محلی
local terminal
ترمینال محلی
domestic economy
اقتصاد محلی
local variable
متغیر محلی
local vertical
قائم محلی
civil time
ساعت محلی
localism
اصطلاح محلی
local storage
انباره محلی
local terminal
پایانه محلی
local store
ذخیره محلی
local authority
انجمن محلی
local road
راه محلی
legman
خبرنگار محلی
local security
تامین محلی
kangoroo court
دادگاه محلی
indigenous industries
صنایع محلی
homebrew
بازیگر محلی
homebred
بازیگر محلی
local procurement
خرید محلی
sepoy
پاسبان محلی
regional purchase
خرید محلی
brogue
لهجه محلی
brogues
لهجه محلی
localized
محلی - محصوربهیکمحل
overwrite
نوشته داده در محلی
emplace
در محلی قرار دادن
locals
داخلی اخبار محلی
local subscriber
مشترک تلفنی محلی
decentralizing
حکومت محلی دادن
district call box
جعبه خبر محلی
local traffic
رفت و امد محلی
somewhere
یک جایی دریک محلی
overwrite
بالای محلی نوشتن
locked up
در محلی محصور کردن
lock up
در محلی محصور کردن
traject
از محلی عبور کردن
To keep away from a place.
از محلی دور شدن
getup
<idiom>
لباس محلی پوشیدن
take it out on
<idiom>
بی محلی به خاطر عصبانیت
vernacularism
استعمال زبان محلی
local warning
اعلام خطر محلی
decentralizes
حکومت محلی دادن
decentralize
حکومت محلی دادن
local
داخلی اخبار محلی
local group of galaxies
کهکشانهای گروه محلی
rural district council
انجمن محلی زراعی
local hour angle
زاویه ساعتی محلی
recorders
رئیس دادگاه محلی
recorder
رئیس دادگاه محلی
somewheres
یک جایی دریک محلی
local exchange
ردوبدل کننده محلی
to go on the parish
اعانه محلی گرفتن
step out
از محلی خارج شدن
decentralised
حکومت محلی دادن
square dance
رقص محلی امریکا
decentralises
حکومت محلی دادن
local area network
شبکه ناحیه محلی
local authority
مرجع صلاحیتدار محلی
decentralising
حکومت محلی دادن
folkish
شبیه افسانه هاوعادات محلی
mains electricity
منبع الکتریسیته محلی مشتریان
independency
اصول استقلال کلیساهای محلی
bear garden
محلی که درانجاخرسها رابجنگ می اندازند
local warning
سیستم اعلام خطر محلی
folklike
شبیه افسانه ها وعادات محلی
localizes
محلی کردن موضعی ساختن
zero slot lan
شبکه محلی بدون شکاف
localises
محلی کردن موضعی ساختن
localising
محلی کردن موضعی ساختن
costumer
خیاط لباسهای محلی وویژه
costumier
خیاط لباسهای محلی وویژه
costumiers
خیاط لباسهای محلی وویژه
localize
محلی کردن موضعی ساختن
localizing
محلی کردن موضعی ساختن
patavinity
لهجه ولایتی اصطلاحات محلی
local
egdirBای که دو شبکه محلی را به هم وصل میکند
lan
network Area Local شبکه محلی
to walk
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
To slight ( ignore) someone. To give someone the cold shoulder. To take no notice of someone .
به کسی محل نگذاشتن ( بی محلی کردن )
out fall
محلی که اب ازیک مجرابه مجرای بزرگترمیریزد
localization
تمرکز درنقطه بخصوصی محلی کردن
to haunt
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
locals
egdirBای که دو شبکه محلی را به هم وصل میکند
to cut somebody dead
<idiom>
به کسی عمدا بی محلی کردن
[اصطلاح روزمره]
to treat somebody as if they weren't there
<idiom>
به کسی عمدا بی محلی کردن
[اصطلاح روزمره]
sleep out
در محلی غیراز محل کار خود خوابیدن
brogan
چکمه سنگین پاشنه دار لهجه محلی
local parole
زندانی که به قید ضمانت محلی ازاد میشود
bad break
که اشتباهاگ در محلی از کلمه وارد شده باشد
local colour
نمایش جا و زبان و عادات محلی در اثار ادبی
tote road
جاده مخصوص حمل لوازم وذخایر به محلی
police action
عملیات انتظامی محلی برای حفظ امنیت
despatch
عمل ارسال موضوعات یا اطلاعات یا پیام ها به محلی
pos
محلی در مغازه که قیمت کالاها پرداخت میشود
dispensary
محلی که به تهی دستان داروی رایگان داده میشود
punch down block
وسیلهای که در شبکه محلی برای اتصال کابل UTP
real address
آدرس مطلق که مستقیماگ به محلی از حافظه دستیابی دارد
plateform
بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
Change at London and get a local train.
در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
dispensaries
محلی که به تهی دستان داروی رایگان داده میشود
post offices
محل ذخیره اصلی پیام ها برای کاربران شبکه محلی
origins
محلی در حافظه که اولین دستور برنامه ذخیره شده است
associative addressing
محلی که توسط محتوایش آدرس دهی شده است و نه آدرسش
origin
محلی در حافظه که اولین دستور برنامه ذخیره شده است
post office
محل ذخیره اصلی پیام ها برای کاربران شبکه محلی
rerun
محلی دربرنامه که اجرا ازآنجا شروع میشود پس از توقف یا خرابی
illuviate
در اثر نقل مکان از محلی درمحل دیگری رسوب شدن
special acceptance of a bill of
قبولی براتی که فقط در محلی خاص قابل پرداخت است
songfest
دستهای که اواز معروفومحبوب یا اهنگهای محلی جالبی را اجراء میکنند
zero slot lan
شبکه محلی که از آداپتور داخلی استفاده نمیکند و به جای آن از پورت مخصوص
toft
محلی که سابقا" در ان خانه ساخته شده بود و نوسازی نشده است
random access
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی با هر ترتیبی , معمولاگ به صورت IC , فراهم میکند
server
کامپیوتر مخصوص و امکان حافظه پشتیبان در ترمینال ها و عملگرهای شبکه محلی
campus network
شبکهای که شبکههای محلی کوچکتر را به هم وصل میکند در هر سازمان یا سایت دانشگاهی
cordon
یک عده پاسبان یانظامی که درفواصل معین محلی رااحاطه کنند خط قرنطینه
local color
رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
cordons
یک عده پاسبان یانظامی که درفواصل معین محلی رااحاطه کنند خط قرنطینه
funeral home
محلی که دران مرده را جهت انجام مراسم تدفین یا سوزاندن اماده میکنند
one level address
آدرس ذخیره سازی که مستقیما و بدون تغییر به محلی از وسیله دستیابی دارد
storing
ثباتی درCPU که داده را پیش از پردازش یا جابجایی به محلی از حافظه نگه می دارد
SAR
ثباتی درCPU که حاوی آدرس بعدی محلی است که باید دستیابی شود
scratchpad
فضای کاری یا محلی با حافظه سریع برای ذخیره موقت داده جاری
store
ثباتی درCPU که داده را پیش از پردازش یا جابجایی به محلی از حافظه نگه می دارد
mdr
ثباتی در CPU که داده را پیش از پردازش یا حرکت به محلی از حافظه فشرده میکند
origins
محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
origin
محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
cluster bombs
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bomb
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
silicon valley
محلی در دره سانتاکلارای کالیفرنیا باگسترده ترین تمرکز تجارت وکار تکنولوژی عالی در جهان
clusters
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
ethernet
مربوط به استاندارد jeee که بیان کننده روش ارسال سیگنال و پروتکلهای شبکه محلی است
aiming symbol
ی که روی صفحه نشان داده میشود مربوط به محلی که قلم نوری قابل تشخیص است
Cambridge ring
استاندارد شبکه محلی برای وصل کردن چندین وسیله و کامپیوتر در یک اتصال حلقهای می سازد
aiming field
نشانهای که روی صفحه نشان داده میشود مربوط به محلی که قلم نوری قابل تشخیص است
parmakli
لوزی پنجه ای
[این طرح در گلیم های ترکیه بکار رفته و در اصطلاح محلی به معنی انگشت می باشد.]
server
که به کاربر امکان دستیابی به فایلهای کامپیوتر دیگر و وسایل جانبی روی شبکه میدهد به صورتی که گویی منابع محلی هستند
SMB
که به کاربر امکان دسترسی به فایل ها و وسایل جانبی کامپیوتر دیگر روی شبکه را میدهد به طوری که مانند منابع محلی باشد
departmental LAN
شبکه محلی کوچک برای اتصال گروه افرادی که در سازمان یا اداره یکسان کار می کنند و اجازه میدهد به کاربران تا از فایلها
token bus network
EEEL استاندارد برای شبکههای محلی به صورت کابل توپولوژی باس . ایستگاههای کاری داده را با عبور Token منتقل می کنند
associative addressing
محلی که توسط محتوایش آدرس دهی شده است و نه شماره یا آدرس
analog
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر محلی یا ترمینال
putative father
پدر غیرشرعی کسی که بر حسب شیاع محلی پدر یک طفل نامشروع است
general grant
کمک دولت مرکزی به مقامات محلی به عنوان مثال کمک به اموزش و پرورش استان
safety lock
قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد
content addressable addressing
محلی که آدرس آن محتوای آن و نه آدرس دیگری باشد
spot report
گزارش مشاهدات یا گزارش فوری از تحقیقات محلی
pitot static system
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com