Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
electorate
هیئت انتخاب کنندگان
electorates
هیئت انتخاب کنندگان
Search result with all words
electoral college
هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهور
Other Matches
electress
خانمیکه عضوهیئت انتخاب کنندگان است
viewport
فرایندی که به استفاده کنندگان اجازه میدهد تا هر عکس انتخاب شده را در محل معینی روی یک صفحه نمایش قراردهند
radio button
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
presidium
هیئت عامله دائمی شاغل در دوره فترت هیئت رئیسه
boardrooms
اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
boardroom
اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
boarded
هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
board
هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
panels
نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panel
نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
judicature
هیئت دادرسان هیئت قضاوت
petty jury
هیئت داوری هیئت قضات
producers burden of tax
بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
panelist
عضو هیئت مشاوره و مباحثه یا عضو هیئت رادیو تلویزیون
target selector
دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
defferential assets
هیئت رسیدگی باختلافات هیئت رسیدگی به حسابها
sophistication
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility
عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
recipient
دریافت کنندگان
ruminantia
نشخوار کنندگان
recipients
دریافت کنندگان
checks
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
cheerleaders
سر دستهی تشویق کنندگان
tertiary consumers
مصرف کنندگان سومین
the longs
پیش خرید کنندگان
revel rout
گروه کیف کنندگان
cheerleader
سر دستهی تشویق کنندگان
we the under signed
امضا کنندگان زیر
secondary consumers
مصرف کنندگان دومین
weŠthe undersigned
ما امضاء کنندگان زیر
particular baptists
گروهی از تعمید کنندگان
notonecta
بر پشت شنا کنندگان
primary consumers
مصرف کنندگان نخستین
producers association
انجمن تولید کنندگان
visitors from abroad
بازدید کنندگان خارجی
information providers
تهیه کنندگان اطلاعات
menu item
یک انتخاب در فهرست انتخاب
border crosser
عبور کنندگان از مرز پناهندگان
consumer organization
سازمان حمایت از مصرف کنندگان
back
پشتی کنندگان تکیه گاه
backs
پشتی کنندگان تکیه گاه
consumer research
مطالعه وضعیت مصرف کنندگان
syngraph
تنظیم کنندگان رسیده باشد
drug pushers
توزیع کنندگان مواد مخدر
The demonstrators were waving the flags.
تظاهر کنندگان پرچمها راتکان می دادند
sorties
حمله پادگان محاصره شده بمحاصره کنندگان
sortie
حمله پادگان محاصره شده بمحاصره کنندگان
consumer research
تحقیق درخصوص احتیاجات و نحوه خریدمصرف کنندگان
computerese
استفاده کنندگان از کامپیوتر مجموعه اصطلاحات کامپیوتری
contravallation
استحکامات وسنگرخارجی که محاصره کنندگان میان اردوی خودوشهرمیس
home grown software
برنامههای نوشته شده توسط استفاده کنندگان سیستم کامپیوتری
attestation clause
عبارتی که در ذیل اسنادبلافاصله قبل از اسامی گواهی کنندگان امضا
guided
EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
silicon
عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
guide
EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
guides
EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
silicon
محل پایه تولید کنندگان قط عات نیمه هادی آمریکا در california
decus
Society Users EqupmentComputer Digital انجمن استفاده کنندگان تجهیزات کامپیوتری
The Web site allows consumers to make direct comparisons between competing products.
این وب گاه اجازه می دهد مصرف کنندگان مستقیما محصولات رقیبها را با هم مقایسه بکنند..
scrambling
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scramble
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambled
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambles
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
prize fighting
درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
safety valve
پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
altar-rail
[نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
sig
Interest Special زیرمجموعهای از یک سازمان تخصصی یا کلوپ استفاده کنندگان است بااعضایی دارای علاقههای مشترک
configurations
هیئت
configuration
هیئت
confranternity
هیئت
panel
هیئت
guize
هیئت
committee
هیئت
committees
هیئت
commission
هیئت
attitude
هیئت
commissioning
هیئت
astronomy
هیئت
panels
هیئت
commissions
هیئت
corps
هیئت
attitudes
هیئت
precedent
نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedents
نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
rollover
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
council ot ministers
هیئت وزراء
physiques
ترکیب هیئت
instituting
هیئت شورا
boarded
هیئت ژوری
staffs
اعضاء هیئت
staffed
اعضاء هیئت
diplomatic mission
هیئت سیاسی
boarded
هیئت کمیسیون
physique
ترکیب هیئت
staff
اعضاء هیئت
collegium
هیئت یا کمیته
deputations
هیئت نمایندگی
constituency
هیئت موسسان
board
هیئت کمیسیون
jury
هیئت منصفه
board
هیئت ژوری
deputation
هیئت نمایندگی
board of trade
هیئت بازرگانی
expeditions
هیئت اعزامی
astronomy
علم هیئت
instituted
هیئت شورا
legislature
هیئت مقننه
bureaus
هیئت اداری
bureau
هیئت اداری
legislatures
هیئت مقننه
constituencies
هیئت موسسان
jury
هیئت داوران
format
قالب هیئت
committees
هیئت یا کمیته
juries
هیئت داوران
juries
هیئت منصفه
governing body
هیئت حاکمه
governing bodies
هیئت حاکمه
institutes
هیئت شورا
formats
قالب هیئت
commissions
هیئت مامورین
astronomy
هیئت استرونومی
hue
هیئت منظر
board of directors
هیئت مدیره
board of directers
هیئت مدیره
board of direcotors
هیئت مدیره
astronomically
مطابق هیئت
bars
هیئت وکلاء
committee
هیئت یا کمیته
commission
هیئت مامورین
commissioning
هیئت مامورین
departments
قسمت هیئت
department
قسمت هیئت
hues
هیئت منظر
commissioners
عضو هیئت
commissioner
عضو هیئت
faculty
هیئت علمی
faculties
هیئت علمی
expedition
هیئت اعزامی
institute
هیئت شورا
military comission
هیئت نظامی
directorate
هیئت رئیسه
political mission
هیئت سیاسی
configuration
هیئت پذیری
bar
هیئت وکلاء
configurations
هیئت پذیری
knightage
هیئت شوالیه ها
petty jury
هیئت منصفه
legislative body or assembly
هیئت مققنه
executives
هیئت رئیسه
trial jury
هیئت منصفه
top drawer
هیئت حاکمه
professoriat
هیئت استادان
executive
هیئت رئیسه
military body
هیئت نظامی
economic commission
هیئت اقتصادی
directorates
هیئت رئیسه
server
مشخصه مخصوص در وب سرور که به صفحات وب و متن ها و برنامه ها امکان تواناییهای خاص میدهد. مثل شمارش مراجعه کنندگان به یک سایت
masked balls
رقص با هیئت مبدل
backbencher
عضو هیئت قانونگذاری
backbenchers
عضو هیئت قانونگذاری
white hall
هیئت حاکمه انگلیس
jurors
عضو هیئت منصفه
masked ball
رقص با هیئت مبدل
juror
عضو هیئت منصفه
directors
عضو هیئت مدیره
special jury
هیئت منصفه مخصوص
missionary
وابسته به هیئت اعزامی
grand jury
هیئت منصفه عالی
grand juries
هیئت منصفه عالی
missionaries
وابسته به هیئت اعزامی
to be masked
تدیل هیئت دادن
the f.
اعضای هیئت پزشکی
constellation
هیئت صورت فلکی
constellations
هیئت صورت فلکی
director
عضو هیئت مدیره
assembly
هیئت قانون گذاری
cabinets
کابینه هیئت دولت
company
دسته هیئت بازیگران
directorates
هیئت مدیره ستادی
chief executive officer
[CEO]
[American E]
رئیس هیئت مدیره
cabinet
کابینه هیئت دولت
cabinet
هیئت وزرا اطاقک
transmuting
تغییر هیئت دادن
cabinets
هیئت وزرا اطاقک
transmutes
تغییر هیئت دادن
directorate
هیئت مدیره ستادی
panels
هیئت تشک پالان
companies
دسته هیئت بازیگران
military assistance advisory group (maag
هیئت مستشاری نظامی
delegacy
نماینده هیئت نمایندگان
editorial staff
هیئت مدیره یانویسنده
transmute
تغییر هیئت دادن
military body
هیئت رئیسه نظامی
panel
هیئت تشک پالان
transmuted
تغییر هیئت دادن
chairman of the board
[of directors/managers]
رئیس هیئت مدیره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com