English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 169 (8 milliseconds)
English Persian
juries هیات داوران
jury هیات داوران
Other Matches
missions هیات اعزامی هیات تبلیغی
mission هیات اعزامی هیات تبلیغی
summings up خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
summing up خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
referee's dressing room رختکن داوران
lord chancellor رئیس کل داوران
juries هیئت داوران
jury هیئت داوران
marshalled داوران کنار مسیر
marshaling داوران کنار مسیر
hant شور داوران کاراته
marshaled داوران کنار مسیر
split decision رای اکثریت داوران
marshal داوران کنار مسیر
marshals داوران کنار مسیر
clerk of the course منشی گروه داوران
matmen مجموع کشتی گیران و داوران
abstained خودداری داوران ازدادن رای
abstains خودداری داوران ازدادن رای
abstaining خودداری داوران ازدادن رای
abstain خودداری داوران ازدادن رای
rhadamanthus نام یکی از داوران جهان پایین
pyx jury هئیت منصفه عیارگیران داوران دینارسنج
committee boat قایق داوران در اغاز و پایان مسیر
homologate تصویب نوع اتومبیل بوسیله داوران
the judges were influenced by داوران زیر نفوذ او واقع شدند
homologate اعلام و تایید کار حد نصاب سرعت هواپیما به وسیله داوران
awards مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
award مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
awarded مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
awarding مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
postal match مسابقهای که در محل انجام میشود و نتیجه ان با پست نزد داوران ارسال می گردد
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
board هیات
council هیات
boarded هیات
councils هیات
body هیات
bodies هیات
party هیات
missions هیات
mission هیات
corps هیات
board of directors هیات مدیره
board of conciliation هیات مصالحه
juries هیات منصفه
arbitral tribunal هیات تحکیم
council of ministers هیات وزیران
council of ministers هیات وزرا
board of directors هیات نظار
board of trutees هیات امنا
consular corps هیات کنسولی
diplomatic corps هیات سیاسی
diplomatic corps هیات دیپلماتیک
cabint هیات وزرا
board of trustee هیات امناء
jury هیات منصفه
executive commission هیات رئیسه
executive commission هیات مجریه
sovereign هیات رئیسه
legislative assembly هیات مقننه
managing commission هیات مدیره
managing committee هیات مدیره
managing committee هیات رئیسه
deputation هیات نمایندگان
directorates هیات مدیره
directorate هیات مدیره
cabinets هیات دولت
cabinet هیات دولت
selection board هیات گزینش
delegations هیات نمایندگان
the ministry هیات وزیران
sovereigns هیات رئیسه
fact finding body هیات تحقیق
executive committee هیات اجرایی
governing body هیات حاکمه
executive committee هیات رئیسه
governing bodies هیات حاکمه
legislatures هیات مقننه
legislature هیات مقننه
delegation هیات نمایندگان
deputations هیات نمایندگان
verdict تصمیم هیات منصفه
diplomatic body هیات نمایندگان سیاسی
diplomatic bady هیات سیاسی نمایندگان
law of pragnanz قانون هیات گرایی
forewoman سخنگوی هیات منصفه
head of the mission رئیس هیات اعزامی
election of the committee انتخابات هیات رئیسه
cabinet council جلسه هیات وزیران
member of the jury عضو هیات منصفه
chairman of the board of directors رئیس هیات مدیره
jury man عضو هیات منصفه
chairmen رئیس هیات مدیره
chairman رئیس هیات مدیره
benches هیات قضات محکمه
Privy Council هیات مشاورین سلطنتی
diplomatic corps هیات نمایندگان سیاسی
officers عضو هیات رئیسه
officer عضو هیات رئیسه
foreman سخنگوی هیات منصفه
constituencies هیات موکلان یک حوزه
foremen سخنگوی هیات منصفه
verdict رای هیات منصفه
verdicts رای هیات منصفه
grand juries هیات منصفه عالی
grand jury هیات منصفه عالی
awarded حکم هیات داوری
bench هیات قضات محکمه
juror عضو هیات منصفه
awarding حکم هیات داوری
awards حکم هیات داوری
jurors عضو هیات منصفه
constituency هیات موکلان یک حوزه
award حکم هیات داوری
verdicts تصمیم هیات منصفه
order in council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
returns گزارش نهایی هیات تحقیق
returning گزارش نهایی هیات تحقیق
returned گزارش نهایی هیات تحقیق
return گزارش نهایی هیات تحقیق
delegations اعزام نماینده هیات نمایندگی
delegation اعزام نماینده هیات نمایندگی
legislator شارع عضو هیات مقننه
legislators شارع عضو هیات مقننه
challenging a juror جرح عضو هیات منصفه
selection دسته یا هیات انتخاب شده
selections دسته یا هیات انتخاب شده
bar council هیات مدیره کانون وکلا
oligrachy هیات حاکمه حکومتی با عده معدود
striking a jury تعیین هیات منصفه با روش حذفی
struck هیات منصفه تعیین شده باروش حذفی
principal challenger رد عضو هیات منصفه با دلیل قابل قبول
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
perverse verdict رای هیات منصفه که بدون توجه به راهنمایی قاضی دادگاه
panels صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
inquisitions نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
panel صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
inquisition نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
indicts متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicted متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
The editorial staff drew unflattering comparisons between the mayor and a dictator. هیات تحریریه مقایسه برخورنده ای بین این شهردار و دیکتاتوری کرد.
indicting متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
summary conviction حکم محکومیت صادره ازدادگاه بخش بدون دخالت هیات منصفه
indict متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
open verdict رای هیات منصفه حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
venire facias tot matrons دستور تشکیل هیات منصفهای از زنان برای زنی که مدعی ابستنی است
rider ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
riders ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
peremptory challenge رد عضو هیات منصفه به وسیله یکی از اصحاب دعوی بدون ذکر دلیل خاص
corporation شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
corporations شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
totaliarian state دولتی که دران یک نفر یا یک هیات حاکمه اختیار و تصدی همه امور رادر دست دارند
summing up evidence نطق اختتامیه وکیل در انتهای دادرسی که ضمن ان ادله ومدافعات خود را برای هیات منصفه شرح میدهد
discharges مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
discharge مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
special verdict رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
challenges مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenged مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenge مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
presentment اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
gestalt psychology روانشناسی گشتالت روانشناسی هیات نگر
misdirection در CL منظوراشتباه قاضی است در موردتفهیم نکات قضایی موضوع برای اعضاء هیات منصفه پیش از انکه وارد شور شوندو این میتواند باعث تجدیدمحاکمه شود
arrest of judgment سرباز زدن قاضی از صدورحکم پس از اعلام نظر هیات منصفه به علت مطالبی که درمدارک ارائه شده به نظررسیده و انهارا غلط یا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت دیگر خودداری قاضی ازصدور رای است تا رفع اشتباهات موجود
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
planning comission هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com