English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (8 milliseconds)
English Persian
legislature هیات مقننه
legislatures هیات مقننه
legislative assembly هیات مقننه
Search result with all words
legislator شارع عضو هیات مقننه
legislators شارع عضو هیات مقننه
Other Matches
legislative council هیئت عالی مقننه در انگلیس مجلس مقننه
mission هیات اعزامی هیات تبلیغی
missions هیات اعزامی هیات تبلیغی
summing up خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
summings up خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
legislatrix مقننه
legislative مقننه
legislatress مقننه
legislatures هیئت مقننه
legislatures قوه مقننه
legislature قوه مقننه
legislature هیئت مقننه
legislative power قوه مقننه
the legislative قوه مقننه
membership of legislative assembly عضویت مجلس مقننه
electoral term دوره مقننه [سیاست]
legislative periode دوره مقننه [سیاست]
parliamentary term دوره مقننه [سیاست]
bicameral دارای دو مجلس مقننه
statehouses مجلس مقننه ایالتی
statehouse مجلس مقننه ایالتی
legislation مجلس مقننه قانون لازم الاجرا
house of delegates مجلس مقننه مقدماتی ویرجینیا ومریلند
unicameral دارای یک مجلس مقننه سیستم پارلمانی یک مجلسی
boarded هیات
mission هیات
missions هیات
council هیات
board هیات
councils هیات
corps هیات
body هیات
bodies هیات
party هیات
delegations هیات نمایندگان
jury هیات داوران
juries هیات منصفه
juries هیات داوران
jury هیات منصفه
council of ministers هیات وزرا
council of ministers هیات وزیران
diplomatic corps هیات سیاسی
board of conciliation هیات مصالحه
board of directors هیات مدیره
board of trustee هیات امناء
board of trutees هیات امنا
cabint هیات وزرا
delegation هیات نمایندگان
consular corps هیات کنسولی
diplomatic corps هیات دیپلماتیک
arbitral tribunal هیات تحکیم
selection board هیات گزینش
directorates هیات مدیره
governing body هیات حاکمه
sovereign هیات رئیسه
the ministry هیات وزیران
managing commission هیات مدیره
managing committee هیات مدیره
managing committee هیات رئیسه
board of directors هیات نظار
governing bodies هیات حاکمه
directorate هیات مدیره
cabinets هیات دولت
executive commission هیات رئیسه
executive commission هیات مجریه
executive committee هیات رئیسه
executive committee هیات اجرایی
fact finding body هیات تحقیق
deputations هیات نمایندگان
deputation هیات نمایندگان
cabinet هیات دولت
sovereigns هیات رئیسه
diplomatic body هیات نمایندگان سیاسی
election of the committee انتخابات هیات رئیسه
diplomatic bady هیات سیاسی نمایندگان
forewoman سخنگوی هیات منصفه
head of the mission رئیس هیات اعزامی
jury man عضو هیات منصفه
member of the jury عضو هیات منصفه
law of pragnanz قانون هیات گرایی
chairman of the board of directors رئیس هیات مدیره
cabinet council جلسه هیات وزیران
chairmen رئیس هیات مدیره
juror عضو هیات منصفه
officers عضو هیات رئیسه
officer عضو هیات رئیسه
constituency هیات موکلان یک حوزه
constituencies هیات موکلان یک حوزه
verdicts رای هیات منصفه
verdicts تصمیم هیات منصفه
verdict رای هیات منصفه
verdict تصمیم هیات منصفه
foremen سخنگوی هیات منصفه
foreman سخنگوی هیات منصفه
jurors عضو هیات منصفه
Privy Council هیات مشاورین سلطنتی
grand juries هیات منصفه عالی
grand jury هیات منصفه عالی
chairman رئیس هیات مدیره
benches هیات قضات محکمه
awarded حکم هیات داوری
bench هیات قضات محکمه
awarding حکم هیات داوری
awards حکم هیات داوری
diplomatic corps هیات نمایندگان سیاسی
award حکم هیات داوری
delegations اعزام نماینده هیات نمایندگی
returning گزارش نهایی هیات تحقیق
return گزارش نهایی هیات تحقیق
challenging a juror جرح عضو هیات منصفه
selection دسته یا هیات انتخاب شده
selections دسته یا هیات انتخاب شده
returned گزارش نهایی هیات تحقیق
delegation اعزام نماینده هیات نمایندگی
returns گزارش نهایی هیات تحقیق
bar council هیات مدیره کانون وکلا
order in council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
oligrachy هیات حاکمه حکومتی با عده معدود
striking a jury تعیین هیات منصفه با روش حذفی
principal challenger رد عضو هیات منصفه با دلیل قابل قبول
struck هیات منصفه تعیین شده باروش حذفی
perverse verdict رای هیات منصفه که بدون توجه به راهنمایی قاضی دادگاه
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
panels صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
inquisition نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
inquisitions نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
panel صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
The editorial staff drew unflattering comparisons between the mayor and a dictator. هیات تحریریه مقایسه برخورنده ای بین این شهردار و دیکتاتوری کرد.
summary conviction حکم محکومیت صادره ازدادگاه بخش بدون دخالت هیات منصفه
indict متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicts متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicting متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
open verdict رای هیات منصفه حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
indicted متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
venire facias tot matrons دستور تشکیل هیات منصفهای از زنان برای زنی که مدعی ابستنی است
rider ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
riders ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
peremptory challenge رد عضو هیات منصفه به وسیله یکی از اصحاب دعوی بدون ذکر دلیل خاص
corporations شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
corporation شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
totaliarian state دولتی که دران یک نفر یا یک هیات حاکمه اختیار و تصدی همه امور رادر دست دارند
summing up evidence نطق اختتامیه وکیل در انتهای دادرسی که ضمن ان ادله ومدافعات خود را برای هیات منصفه شرح میدهد
discharges مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
discharge مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
special verdict رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
challenges مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenged مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenge مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
presentment اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
gestalt psychology روانشناسی گشتالت روانشناسی هیات نگر
misdirection در CL منظوراشتباه قاضی است در موردتفهیم نکات قضایی موضوع برای اعضاء هیات منصفه پیش از انکه وارد شور شوندو این میتواند باعث تجدیدمحاکمه شود
arrest of judgment سرباز زدن قاضی از صدورحکم پس از اعلام نظر هیات منصفه به علت مطالبی که درمدارک ارائه شده به نظررسیده و انهارا غلط یا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت دیگر خودداری قاضی ازصدور رای است تا رفع اشتباهات موجود
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
planning comission هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com