English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 64 (5 milliseconds)
English Persian
parahydrogen هیدروژن پارا
Other Matches
dehydrogenate هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenize هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
hydric هیدروژن دار وابسته به هیدروژن
dehydroisomerization همپارش با هیدروژن زدایی ایزومر شدن با هیدروژن زدایی
catalytic hydrogenation هیدروژن دار کردن کاتالیزوری هیدروژن دارشدن کاتالیزوری
para پارا
paras پارا
pararaft پارا رافت
para position محل پارا
hydrogenation هیدروژن دار کردن هیدروژن دار شدن
para director هدایت کننده به موقعیت پارا
ortho para director هدایت کننده به موقعیتعای ارتو- پارا
diastereotopic group گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
hydrogen هیدروژن
hydrogenate هیدروژن دادن
hydrogenation هیدروژن دهی
hydrogen sulphide سولفید هیدروژن
tertiary hydrogen هیدروژن 3 درجه
hydrogenator هیدروژن ساز
hydrogenolysis هیدروژن کافت
hydrotreating هیدروژن کاری
liquid hydrogen هیدروژن مایع
orthohydrogen هیدروژن ارتو
secondary hydrogen هیدروژن 2 درجه
hydrodimerization دی مرشدن با هیدروژن
hydrodimerization دوپارش با هیدروژن
hydrocracking کراکینگ با هیدروژن
acid function یون هیدروژن
active hydrogen هیدروژن فعال
heavy hydrogen هیدروژن سنگین
acid hydrogen هیدروژن اسیدی
heydrogenize هیدروژن دادن
dehydrogenation هیدروژن زدایی
secondary hydrogen هیدروژن درجه دوم
light hydrogen هیدروژن سبک یا معمولی
tertiary hydrogen هیدروژن نوع سوم
labile hydrogen هیدروژن تند اثر
sulphide نمک یااسترسولفید هیدروژن
sulfide نمک یااسترسولفید هیدروژن
standard hydrogen electrode الکتورد هیدروژن استاندارد
sodium hydrogen carbonate سدیم هیدروژن کربنات
pyrolytic dehydrogenation هیدروژن زدایی تفکافتی
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
hydrogen like atom اتم هیدروژن مانند
hydrogen like orbital اوربیتال هیدروژن مانند
hydrodesulfurizing گوگرد زدایی با هیدروژن
hydro carbon ترکیب هیدروژن و کربن
hydrogenation عمل تبدیل به هیدروژن
hydrogen depleted structure ساختار هیدروژن زدوده
hydrogen flame detector اشکارساز شعلهای هیدروژن
dehydrocyclization حلقهای شدن با هیدروژن زدایی
sodium monohydrogen carbonate سدیم مونو هیدروژن کربنات
hydride ترکیب هیدروژن دار هیدروکسید
hydrochloric دارای هیدروژن و کلورین جوهر نمک
atomic hydrogen arc welding جوش قوسی بوسیله اتم هیدروژن
hydrogenate سبب ترکیب چیزی با هیدروژن شدن
monad ذره بسیط که نیروی ترکیبی یک هیدروژن است
chlorinated hydrocarbon ماده حلال هیدروکلروکربن محلول هیدروژن و کلروکربن
pH علامت لگاریتم منفی برای غلظت یون هیدروژن برحسب گرم اتم درهر لیتر
proton هسته اتم سبک و دارای تعداد مساوی اتم هیدروژن
protons هسته اتم سبک و دارای تعداد مساوی اتم هیدروژن
hydrogen bonding پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
hydrogenize با هیدروژن ترکیب کردن هیدروژنی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com