English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
secondary hydrogen هیدروژن 2 درجه
Search result with all words
secondary hydrogen هیدروژن درجه دوم
tertiary hydrogen هیدروژن 3 درجه
Other Matches
dehydrogenize هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenate هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
hydric هیدروژن دار وابسته به هیدروژن
dehydroisomerization همپارش با هیدروژن زدایی ایزومر شدن با هیدروژن زدایی
catalytic hydrogenation هیدروژن دار کردن کاتالیزوری هیدروژن دارشدن کاتالیزوری
hydrogenation هیدروژن دار کردن هیدروژن دار شدن
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
hydrogen هیدروژن
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
hydrogenator هیدروژن ساز
hydrogenolysis هیدروژن کافت
hydrogenate هیدروژن دادن
heavy hydrogen هیدروژن سنگین
hydrodimerization دوپارش با هیدروژن
hydrogenation هیدروژن دهی
dehydrogenation هیدروژن زدایی
hydrogen sulphide سولفید هیدروژن
hydrodimerization دی مرشدن با هیدروژن
orthohydrogen هیدروژن ارتو
heydrogenize هیدروژن دادن
liquid hydrogen هیدروژن مایع
hydrotreating هیدروژن کاری
acid hydrogen هیدروژن اسیدی
active hydrogen هیدروژن فعال
hydrocracking کراکینگ با هیدروژن
parahydrogen هیدروژن پارا
acid function یون هیدروژن
hydrogen like orbital اوربیتال هیدروژن مانند
hydrogen like atom اتم هیدروژن مانند
hydrogen flame detector اشکارساز شعلهای هیدروژن
tertiary hydrogen هیدروژن نوع سوم
hydrogen depleted structure ساختار هیدروژن زدوده
sodium hydrogen carbonate سدیم هیدروژن کربنات
pyrolytic dehydrogenation هیدروژن زدایی تفکافتی
sulphide نمک یااسترسولفید هیدروژن
sulfide نمک یااسترسولفید هیدروژن
standard hydrogen electrode الکتورد هیدروژن استاندارد
hydrodesulfurizing گوگرد زدایی با هیدروژن
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
light hydrogen هیدروژن سبک یا معمولی
hydrogenation عمل تبدیل به هیدروژن
labile hydrogen هیدروژن تند اثر
hydro carbon ترکیب هیدروژن و کربن
sodium monohydrogen carbonate سدیم مونو هیدروژن کربنات
dehydrocyclization حلقهای شدن با هیدروژن زدایی
hydride ترکیب هیدروژن دار هیدروکسید
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
third class درجه سوم بلیط درجه 3
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
hydrochloric دارای هیدروژن و کلورین جوهر نمک
hydrogenate سبب ترکیب چیزی با هیدروژن شدن
atomic hydrogen arc welding جوش قوسی بوسیله اتم هیدروژن
chlorinated hydrocarbon ماده حلال هیدروکلروکربن محلول هیدروژن و کلروکربن
monad ذره بسیط که نیروی ترکیبی یک هیدروژن است
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
pH علامت لگاریتم منفی برای غلظت یون هیدروژن برحسب گرم اتم درهر لیتر
brevet درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
hydrogen bonding پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
proton هسته اتم سبک و دارای تعداد مساوی اتم هیدروژن
protons هسته اتم سبک و دارای تعداد مساوی اتم هیدروژن
hydrogenize با هیدروژن ترکیب کردن هیدروژنی کردن
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
master at arms درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
third-rate درجه سه
top-notch درجه یک
length درجه
lengths درجه
third rate درجه سه
echelon درجه
echelons درجه
gauge درجه
low grade کم درجه
run of the mine بی درجه
ranks درجه
scalage درجه
ranked درجه
slap-up درجه یک
rank درجه
number one درجه یک
elevation درجه
proportion درجه
elevations درجه
classy درجه یک
second class درجه 2
high-class درجه یک
proportions درجه
gauged درجه
gauges درجه
grade درجه
mark درجه
marks درجه
topnotch درجه یک
tophole درجه یک
top hole درجه یک
degrees درجه
grades درجه
degree درجه
nobby درجه یک
aquastat درجه
second class درجه دو
copesetic درجه یک
pitches درجه
second rate درجه دو
gage=gauge درجه
second-rate درجه دو
pitch درجه
just as well <adv.> به یک درجه
chinical t. درجه
copacetic درجه یک
gauge glass درجه اب
clinical thermometer درجه
gauge=gage درجه
top درجه یک
equally <adv.> به یک درجه
first class درجه یک
title درجه
scale درجه
first string درجه یک
kyu درجه
rate درجه
gage درجه
rates درجه
titles درجه
degree of polymerization درجه بسپارش
ninths درنهمین درجه
degree of saturation درجه اشباع
degree of relationship درجه خویشاوندی
degree opulence درجه توانگری
ninth درنهمین درجه
degree of precision درجه دقت
tiptop درجه اعلی
degree of crystalinity درجه بلورینگی
degree of curve درجه انحناء
degree of dissociation درجه تفکیک
degree of compaction درجه تراکم
degree of freedom درجه ازادی
degree of centralization درجه تمرکز
graduator درجه گذار
elevation scale طبلک درجه
third-rate درجه سوم
elevation stop حد نهایی درجه
third rate درجه سوم
velocity درجه تندی
royal honor درجه سلطنتی
salinity درجه شوری
gaduate درجه دار
fuel grade درجه سوخت
first water درجه اول
first rate نخستین درجه
inferiors درجه دوم
first rate درجه اول
first class brick اجر درجه یک
first class درجه اول
elevation scale مقیاس درجه
elevation circle قطاع درجه
elevating arc قطاع درجه
grade of channel درجه کانال
gradational به ترتیب درجه
berating خلع درجه
berates خلع درجه
dot pitch درجه نقطه
berated خلع درجه
quarternary canal کانال درجه 4
berate خلع درجه
whither بکدام درجه
rear sight شکاف درجه
reversible elbow زانوی 09 درجه
efficacity درجه تاثیر
eldership ارشدیت درجه
electrical degree درجه الکتریکی
inferior درجه دوم
adjustability درجه انطباق
baume degree درجه بومه
brick layer بنای درجه دو
calibration درجه بندی
minimum elevation حداقل درجه
centigrade degree درجه صدبخشی
octan rating درجه اکتان
oil guage درجه روغن
supremely با علی درجه
oxidation degree درجه اکسایش
fluidity درجه سفتی
clumps درجه سردوشی
clumping درجه سردوشی
battle sight شکاف درجه
measuring glass درجه دار
puny درجه پست
adjusted elevation درجه تنظیمی
kelvin degree درجه کلوین
advancement in rating ارتقاء درجه
angle of elevation زاویه درجه
lieutenancy درجه ستوانی
anti knock property درجه اکتان
to the utmost به منتها درجه
in the highest d. به منتها درجه
baccalaureate درجه باشلیه
baccslavreate درجه شوالیه
bar sight شکاف درجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com