Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 240 (12 milliseconds)
English
Persian
relative
وابسته
relevant
وابسته
correspondent
وابسته
correspondents
وابسته
contingent
وابسته
contingents
وابسته
subordinate
وابسته
subordinated
وابسته
subordinates
وابسته
subordinating
وابسته
dependant
وابسته
dependants
وابسته
attendant
وابسته
attendants
وابسته
interdependent
وابسته
adjective
وابسته
adjectives
وابسته
akin
وابسته
federate
وابسته
federated
وابسته
federates
وابسته
federating
وابسته
pertinent
وابسته
related
وابسته
affiliate
وابسته
affiliated
وابسته
affiliates
وابسته
affiliating
وابسته
pertaining
وابسته
attached
وابسته
germane
وابسته
dependent
وابسته
appurtenant
وابسته
attache
وابسته
comprador
وابسته
congenerous
وابسته
hanger on
وابسته
of kin
وابسته
pertianing
وابسته
wedded
وابسته
Other Matches
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associate
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
israelitish
وابسته به
cantabrigian
وابسته به
thereof=of that
وابسته به ان
levitical
وابسته به
elfin
وابسته به جن
carpal
وابسته به مچ
riverrine
وابسته به
thereof
وابسته به ان
febile
وابسته به تب
sexual organs
وابسته به
diphtheric
وابسته به
cephalic
وابسته به سر
aquatic
وابسته به اب
pyretic
وابسته به تب
pyrexial
وابسته به تب
pyrexic
وابسته به تب
commissarial
وابسته به
elysian
وابسته به
tuitionary
وابسته به
messianic
وابسته به
monitorial
وابسته به
belonging
وابسته ها
syncop
وابسته به غش
plantar
وابسته به کف پا
attributable
وابسته به
missions
وابسته به ماموریت
trigonometric
وابسته به مثلثات
hypochondriacal
وابسته به تهیگاه
commercial attache
وابسته تجاری
darky
وابسته به نژادسیاه
stimulus bound
محرک- وابسته
commercial attache
وابسته تجارتی
naval
وابسته به کشتی
cuticular
وابسته به پوست
cuttural attache
وابسته فرهنگی
cycloidal
وابسته به دایره
cufic
وابسته به کوفه
mission
وابسته به ماموریت
stomatic
وابسته بدهان
trophic
وابسته بتغذیه
paralytics
وابسته به فلج
troy
وابسته به تروا
nasal
وابسته به بینی
oratorical
وابسته به سخنرانی
tubuliferous
وابسته به استکانیان
communistic
وابسته بکمونیسم
nasal
وابسته به منخرین
planetary
وابسته به سیاره
congestive
وابسته به تراکم
tubulifloral
وابسته به استکانیان
compunctious
وابسته به پشیمانی
corneal
وابسته به قرنیه
stomatal
وابسته به دهان
social
وابسته بجامعه
seminal
وابسته به منی
diametral
وابسته بقطر
soudanese
وابسته به soudan
dioecious
وابسته به مگ س گیران
municipal
وابسته بشهرداری
diphtheritic
وابسته به خناق
tutelary
وابسته بقیمومت
dipteran
وابسته به دوبالان
scientific
وابسته بعلم
investigatory
وابسته به رسیدگی
vital
وابسته به زندگی
vital
وابسته بزندگی
menstrual
وابسته به قاعده گی
undersurface
وابسته بزیرسطح
dominical
وابسته بخداوند
porcine
وابسته بخوک
tussive
وابسته به سرفه
deathy
وابسته بمردن
deltaic
وابسته به دلتا
dependant variable
متغیر وابسته
subversion
وابسته به خرابکاری
dependent variable
متغیر وابسته
structurally
وابسته به بنا
dermatic
وابسته به زیرپوست
structurally
وابسته به ساختمان
specie
وابسته بسکه
device dependent
وابسته به دستگاه
diaconal
وابسته بشماس
structural
وابسته به بنا
humans
وابسته بانسان
human
وابسته بانسان
ethnicity
وابسته به نژادشناسی
ethnic
وابسته به نژادشناسی
sorcerous
وابسته به جادوگری
commercial attache
وابسته بازرگانی
tonsorial
وابسته به سلمانی
thermometric
وابسته به گرماسنج
associated company
شرکت وابسته
acoustical
وابسته به شنوایی
astronautical
وابسته به فضانوردان
degenerative
وابسته به انحطاط
attache
وابسته نظامی
pancreatic
وابسته به لوزالمعده
emotive
وابسته به احساسات
landed
وابسته بزمین
totemic
وابسته به توتم
totemistic
وابسته به توتم
altitudinal
وابسته به اوج
auditive
وابسته به شنوایی
auricular
وابسته بشنوایی
theosophical
وابسته به عرفان
avian
وابسته به مرغان
army attache
وابسته زمینی
army attache
وابسته نظامی
toplogic
وابسته به مکانشناسی
air attache
وابسته هوایی
analphabetic
وابسته به بیسوادی
anginal
وابسته به گلودرد
time dependent
وابسته به زمان
antichristian
وابسته به دجال
tibial
وابسته بدرشت نی
aortal
وابسته بشاهرگ
aortic
وابسته بشاهرگ
affiliated company
شرکت وابسته
therof
وابسته بان
thermometric
وابسته به گرماسنجی
aesculapian
وابسته به دارگونه طب
aerological
وابسته بهواشناسی
adipic
وابسته به چربی
archimedean
وابسته به ارشمیدس
bacchanal
وابسته به باکوس
bacterial
وابسته به باکتری
chaldaic
وابسته بکلده
symphyseal
وابسته به همرویش
chlorotic
وابسته به یرقان
sympathetics
پی یا عصب که وابسته به
swinish
وابسته به خوک
connubial
وابسته به زناشویی
marines
وابسته به دریانوردی
clerkly
وابسته به کشیش
clitoral
وابسته به چوچوله
marine
وابسته به دریانوردی
maritime
وابسته بدریانوردی
clitoric
وابسته به چوچوله
cloistral
وابسته به صومعه
supererogatory
وابسته به بس پردازی
sudanese
وابسته به سودان
subunits
یکانهای وابسته
materialistic
وابسته به مادیات
cephalalgic
وابسته بسردرد
focal
وابسته بکانون
balsamic
وابسته به بلسان
texas
وابسته به تکزاس
tetanal
وابسته به کزاز
terpsichorean
وابسته به رقص
buccal
وابسته به گونه
tenruial
وابسته بتصدی
generic
وابسته به تیره
tarsal
وابسته بقوزک پا
trachean
وابسته به نای
catabolic
وابسته به فروساخت
paralytic
وابسته به فلج
synesthetic
وابسته به همرنجی
syncretic
وابسته به همتایی
pessimistic
وابسته به بدبینی
cellulosic
وابسته بسلولز
subordinate class
طبقه وابسته
naval attache
وابسته دریایی
metopic
وابسته به پیشانی
meteorologic
وابسته به هواشناسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com