English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
anthropological وابسته بانسان شناسی مربوط بطبیعت انسانی
Other Matches
bacteriologic مربوط به میکرب شناسی وابسته به باکتری شناسی
human وابسته بانسان
humans وابسته بانسان
human factor فاکتورهای انسانی ضریب مربوط به خطای انسانی
archeologic وابسته به باستان شناسی مربوط بعلم اثار قدیم
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
human ecology بوم شناسی انسانی
philological وابسته به واژه شناسی یازبان شناسی تاریخی وتطبیقی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
neurologic وابسته به عصب شناسی یا پی شناسی
oceanographic مربوط به اقیانوس شناسی
philatelic مربوط به تمبر شناسی
mineralogical مربوط به معدن شناسی
entomological مربوط به حشره شناسی
climatological مربوط به اب وهوا شناسی
microbiological مربوط به میکروب شناسی
serologic مربوط به سرم شناسی
laryngological وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
geoscience علوم مربوط به زمین شناسی
gemmological مربوط به علم گوهر شناسی
geogonostical مربوط بعلم زمین شناسی
geogonostic مربوط بعلم زمین شناسی
technologically فنونی مربوط به فن شناسی تکنولوژیکی
botanic مربوط به علم گیاه شناسی
technological فنونی مربوط به فن شناسی تکنولوژیکی
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
physiognomical مربوط به قیافه شناسی تشخیص دهنده
hydrologic وابسته به اب شناسی
gubernatorial مربوط به حکمران وابسته به فرماندار
inhuman فاقد خوی انسانی غیر انسانی
radiobiology مبحث زیست شناسی مربوط به تشعشعات رادیو اکتیو
volcanologic وابسته به اتشفشان شناسی
craniological وابسته به جمجمه شناسی
linguistic وابسته به زبان شناسی
geologic وابسته به زمین شناسی
linguistically وابسته به زبان شناسی
geological وابسته به زمین شناسی
sociological وابسته به جامعه شناسی
therapeutic وابسته به درمان شناسی
phenomenological وابسته به پدیده شناسی
ontogenetic وابسته به رشد شناسی
petrologic وابسته به سنگ شناسی
conchological وابسته بصدف شناسی
archeological وابسته به باستان شناسی
archaeological وابسته به باستان شناسی
ichthyological وابسته به ماهی شناسی
odontological وابسته بدندان شناسی
hypnological وابسته به خواب شناسی
paleontological وابسته به دیرین شناسی
oncologic وابسته به غده شناسی
ontological وابسته به هستی شناسی
sociologic وابسته به انسگان شناسی
toxicol gical وابسته به زهر شناسی
ornithologic وابسته به پرنده شناسی
ornithological وابسته به پرنده شناسی
toxicologic وابسته به زهر شناسی
orographic وابسته به کوه شناسی
orological وابسته بکوه شناسی
immunologic وابسته به ایمنی شناسی
kinematical وابسته به جنبش شناسی
osteologic وابسته به استخوان شناسی
teleologic وابسته به پایان شناسی
herpetological وابسته بخزنده شناسی
histologic وابسته به بافت شناسی
numismatic وابسته به سکه شناسی
pathologic وابسته به اسیب شناسی
histological وابسته به بافت شناسی
botanical وابسته به گیاه شناسی
lithologic وابسته به سنگ شناسی
bionic وابسته به زیست سازه شناسی
sociologic وابسته بجامعه شناسی انسگانی
phytopathologic وابسته به اسیب شناسی گیاهان
synecologic وابسته به بوم شناسی گروهی
zoological وابسته به جانور شناسی حیوان
bathymetric مربوط باندازه گیری عمق وابسته به ژرفاسنجی
phlogistic وابسته به اصل اتش مربوط به اماس وتب
ethnological وابسته به نژادشناسی مربوط بعلم طوایف بشر
peroneal وابسته به نازک نی مربوط بقسمت خارجی ساق پا
elocutionary وابسته بشیوه سخنوری مربوط بحسن تقریر
astrologic وابسته به نجوم بینی یا طالع شناسی
permian وابسته بدوره زمین شناسی پرمیان
hymnologic وابسته به سرود شناسی یاسرود سازی
zoographical وابسته به جانور شناسی تطبیقی و توصیفی
biologic وابسته بعلم حیات یا زندگی شناسی
zoographic وابسته به جانور شناسی تطبیقی و توصیفی
philogical وابسته به علم زبان یا لغت شناسی
physiognomonic تشخیس دهنده وابسته به قیافه شناسی
physiognomic وابسته به قیافه شناسی سیما شناس
hygeian وابسته به دارگونهء تندرستی مربوط به رب النوع صحت بهداشت
genetic وابسته به پیدایش یا اصل هر چیز مربوط به تولید و وراثت
phonological وابسته به صوت شناسی یادگرگونی صدا در زبان
macrurous مربوط به دسته دم درازان از سخت پوستان وابسته به خرچنگهای دریایی
occasional وابسته به فرصت یا موقعیت مربوط به بعضی از مواقع یاگاه و بیگاه
areodetic مربوط به مریخ شناسی مریخ شناسی
biotechnology ان قسمت از مباحث فنی که مربوط به اعمال قواعد زیست شناسی درانسان وماشین الات است
mesozoic وابسته بدوره زمین شناسی بین " پرمیان " و " دوره سوم "
neozoic وابسته بعهد زمین شناسی که از پایان دوره مسوزوئیک تا امروزه است
paleozoic وابسته به عهدی از زمین شناسی که از اغازدوره کامبریان تا اوایل دوره پرمیان طول کشیده
allocated manpower نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
pugilistic وابسته به مشت بازی مربوط به مشت زنی
holocene وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
ophthalmological وابسته به چشم شناسی یاناخوشیهای چشم
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
entomology حشره شناسی [حشره شناسی] [جانور شناسی] [رشته دانشگاهی]
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
psychbiology علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
bionomics زیوه شناسی شاخهای از علم زیست شناسی که از رابطه موجودات زنده بامحیطبحث میکند
lateral meniscus منیسک خارجی [کالبد شناسی] [زیست شناسی]
philology زبان شناسی تاریخی وتطبیقی واژه شناسی
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
immunogenetics رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
hu man انسانی
humanitarian <adj.> انسانی
humans انسانی
human انسانی
humane <adj.> انسانی
neoanthropic نو انسانی
humane انسانی
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
unknowable ماوراتجربیات انسانی
dehumanised نا انسانی کردن
dehumanises نا انسانی کردن
dehumanising نا انسانی کردن
dehumanized نا انسانی کردن
preterhuman فوق انسانی
non human غیر انسانی
non-human غیر انسانی
horde رمه انسانی
hordes رمه انسانی
dehumanizes نا انسانی کردن
dehumanizing نا انسانی کردن
superhuman مافوق انسانی
inhumane غیر انسانی
humanly بطور انسانی
humanizing انسانی کردن
liberal arts علوم انسانی
humanizes انسانی کردن
humanized انسانی کردن
humanize انسانی کردن
litterae humaniores علوم انسانی
humanising انسانی کردن
cut-throat غیر انسانی
humanises انسانی کردن
man power نیروی انسانی
labour نیروی انسانی
labors نیروی انسانی
labored نیروی انسانی
labor نیروی انسانی
manpower نیروی انسانی
humanization انسانی کردن
humanised انسانی کردن
hu man nature طبیعت انسانی
human skill مهارت انسانی
human capital سرمایه انسانی
human factor عامل انسانی
dehumanize نا انسانی کردن
human factor عوامل انسانی
human resources منابع انسانی
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
zoo ecology قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
karyology هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
manpower cieling حداکثرنیروی انسانی مجاز
humans دارای خوی انسانی
dehumanised فاقدصفات انسانی شدن
dehumanising فاقدصفات انسانی شدن
authorized manpower نیروی انسانی مجاز
human biometric زیست سنجی انسانی
manpower cieling سطح نیروی انسانی
dehumanized فاقدصفات انسانی شدن
dehumanised فاقداحساسات انسانی کردن
dehumanises فاقداحساسات انسانی کردن
dehumanises فاقدصفات انسانی شدن
dehumanising فاقداحساسات انسانی کردن
dehumanize فاقداحساسات انسانی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com