English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
incubative وابسته بجوجه سازی
Other Matches
keramic Šetc وابسته به سفال سازی
argument association وابسته سازی نشانوند
association وابستگی وابسته سازی
associations وابستگی وابسته سازی
dismissive وابسته به مرخص سازی
ich nographic وابسته به طراحی و زمینه سازی
ceramic وابسته به سفال سازی سفالینی
improvisatorial وابسته به بدیهه گویی یابدیهه سازی
hymnologic وابسته به سرود شناسی یاسرود سازی
ichnographic وابسته به طراحی یازمینه سازی طرحی
optometric وابسته به میزان دید و عینک سازی
improvisatory وابسته به بدیهه گویی یابدیهه سازی
neological ناشی از تجد د مذهبی وابسته به اصول نوین یاواژه سازی در زبان
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
of kin وابسته
wedded وابسته
dependent وابسته
riverrine وابسته به
messianic وابسته به
adjectives وابسته
febile وابسته به تب
akin وابسته
tuitionary وابسته به
adjective وابسته
elfin وابسته به جن
plantar وابسته به کف پا
elysian وابسته به
pyretic وابسته به تب
attributable وابسته به
pyrexial وابسته به تب
pyrexic وابسته به تب
thereof=of that وابسته به ان
dependant وابسته
attendants وابسته
diphtheric وابسته به
levitical وابسته به
israelitish وابسته به
appurtenant وابسته
interdependent وابسته
pertaining وابسته
germane وابسته
aquatic وابسته به اب
belonging وابسته ها
syncop وابسته به غش
pertianing وابسته
attendant وابسته
related وابسته
hanger on وابسته
subordinated وابسته
attached وابسته
subordinates وابسته
carpal وابسته به مچ
contingent وابسته
pertinent وابسته
attache وابسته
sexual organs وابسته به
subordinate وابسته
affiliate وابسته
relevant وابسته
cantabrigian وابسته به
affiliated وابسته
congenerous وابسته
affiliates وابسته
affiliating وابسته
cephalic وابسته به سر
subordinating وابسته
federated وابسته
contingents وابسته
federate وابسته
federating وابسته
thereof وابسته به ان
federates وابسته
relative وابسته
monitorial وابسته به
correspondent وابسته
comprador وابسته
dependants وابسته
correspondents وابسته
commissarial وابسته به
bridgework پل سازی
individuation تک سازی
retortion خم سازی
retortion کج سازی
bridge building پل سازی
flooring کف سازی
individualization تک سازی
individualising تک سازی
padding له سازی
compaction تو پر سازی
repk lection پر سازی
individualised تک سازی
individualizes تک سازی
pavements کف سازی
pavement کف سازی
individualizing تک سازی
local anasthesia سر سازی
individualized تک سازی
individualize تک سازی
deflexion خم سازی
truncation بی سر سازی
flection خم سازی
idolization بت سازی
stylization مد سازی
individualises تک سازی
inspectoral وابسته به بازرس ها
porcine وابسته بخوک
hessian وابسته به شهرهس
infusorial وابسته به نمرویان
provencal وابسته بشهر
humanitarian وابسته به بشردوستی
pygmean وابسته به پیگمی ها
pythian وابسته به "اپولو"
promethean وابسته به پرومیتوس
inhibitive وابسته به جلوگیری
pygmaean وابسته به پیگمی ها
inner directed درون وابسته
shakespearian وابسته به شکسپیر
pyrrhic وابسته به " پیروس "
shaksperian وابسته به شکسپیر
marginal وابسته به حاشیه
antiquarian وابسته بقدیم
hippocratic وابسته به طب بقراط
sex linked وابسته به جنسیت
professorial وابسته به استادی
inflexional وابسته به صرف
incident حتمی وابسته
sexed وابسته به تذکیروتانیث
slavishly وابسته بتقلیدکورکورانه
pubertal وابسته به بلوغ
puberal وابسته به بلوغ
slavish وابسته بتقلیدکورکورانه
pulmonary وابسته به ریه
shakespearean وابسته به شکسپیر
psychologic وابسته به روانشناسی
glandular وابسته به غده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com