English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English Persian
constellatory وابسته بصورت اسمانی-مانند صورت فلکی
Other Matches
constellate بشکل صورت فلکی درامدن جزء منظومه فلکی شدن
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
asterism صورت فلکی
constellations صورت فلکی
constellation صورت فلکی
celestial body صورت فلکی
sagittarius صورت فلکی قوس
lyra صورت فلکی "بربط "
serpents صورت فلکی حیه
constellation هیئت صورت فلکی
constellations هیئت صورت فلکی
argo صورت فلکی سفینه
draco صورت فلکی اژدها
serpent صورت فلکی حیه
cherubim فرشتگان اسمانی بصورت بچه بالدار
cherub فرشتگان اسمانی بصورت بچه بالدار
cherubs فرشتگان اسمانی بصورت بچه بالدار
flying fish صورت فلکی ماهی پرنده
sirius صورت فلکی شعرای یمانی
lynxes وشق صورت فلکی شمالی
lynx وشق صورت فلکی شمالی
lupus صورت فلکی " گرگ " یا" سرحان "
flying fishes صورت فلکی ماهی پرنده
Cup پیاله [صورت فلکی] [ستاره شناسی]
Crater پیاله [صورت فلکی] [ستاره شناسی]
leo برج اسد که پنجمین صورت فلکی منطقه البروج است
precipitation نزولات اسمانی مانند برف تگرگ و غیره
idealises بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizing بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealize بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealized بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizes بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
exteriorize بصورت فاهرفهمیدن یا فهاندن صورت فاهر یا وجودخارجی دادن
idealising بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealised بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
vanishing cream کرم یا روغنی که چون بصورت بمالندزودخوردبرودیاپوست صورت انرا جذب کند
canine وابسته به خانواده سگ سگ مانند
matricular وابسته بصورت اعضای یک انجمن یا دانش جویان دانشگاه
petaline وابسته به برگ گل مانند گلبرگ
testudinal وابسته به جنس لاک پشت مانند
ithyphallic وابسته بصورت ذکر که درجشنهای BACCHUSدارگونه باده دست گرفته می بردند
necrological وابسته به صورت یا شرح حال مردگان
knocked down کالاهایی که بصورت باز به مشتری داده میشود و خود مشتری انرانصب مینماید مانند مبلمان
circumpolar constellation صورتهای فلکی دور قطبی صورتهای فلکی پیرا قطبی
islamize بصورت اسلامی در اوردن صورت اسلامی دادن به
conservation [darn] مرمت و رفوگری فرش که بیشتر بصورت عمل مکانیکی بوده و جهت جلوگیری از پیشرفت خرابیو اصلاح نسبی خسارت وارد شده صورت می گیرد
dye-stuff ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
mammiform پستان مانند بصورت پستان
mammillary پستان مانند بصورت پستان
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
luminary جرم اسمانی جرم نورافکن اسمانی
luminaries جرم اسمانی جرم نورافکن اسمانی
firmamental فلکی
celestial فلکی
celestial body صور فلکی
astro نجومی فلکی
geometric design طرح هندسی [این طرح در ابتدا بخاطر ذهنی بافی و سهولت بیشتر در بافت، بین عشایر و روستاها شهرت یافت. ولی امروزه هم به صورت ساده گذشته و هم بصورت پیچیده بین بافندگان استفاده می شود.]
astrodome نیم کره فلکی
celestial navigation ناوبری بااستفاده از صور فلکی
andromeda منظومه فلکی مراه المسلسله
picker دلال و واسطه فرش [بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
empyreal اسمانی
heavenly اسمانی
heaven born اسمانی
heavenliness اسمانی
etherean اسمانی
skiey اسمانی
sky blue اسمانی
skyey اسمانی
celestial اسمانی
supernal اسمانی
olympiad اسمانی
spheric اسمانی
poles of the universe قطبهای اسمانی
celectial poles قطبهای اسمانی
meteoroid سنگ اسمانی
celestial machine مکانیک اسمانی
heavenly body جسم اسمانی
manna مائده اسمانی
angelic or ical فرشته خو اسمانی
celestial equator استوای اسمانی
celestrial bodies اجرام اسمانی
meteorite سنگ اسمانی
meteorite سنگهای اسمانی
bolide سنگ اسمانی
rhenish wine شراب اسمانی
sky wave امواج اسمانی
d. insiration الهام اسمانی
supramundane اسمانی علوی
meteorites سنگهای اسمانی
meteorites سنگ اسمانی
celestrial body جسم اسمانی
ethereal لطف اسمانی
aerolite or lith سنگ اسمانی
heavenly bodies اجرام اسمانی
bolid سنگ اسمانی
celeste ابی اسمانی
meteorites سنگ اسمانی اسمانسنگ
meteorite سنگ اسمانی اسمانسنگ
meteorite or rolite سنگ اسمانی شخانه
celestial meridian نصف النهار اسمانی
heaven born خدایی اسمانی نژاد
empyrean کره اتش اسمانی
fireballs سنگ اسمانی بزرگ
fireball سنگ اسمانی بزرگ
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
micrometeorite سنگ اسمانی خیلی ریز
scripture تورات وانجیل کتاب اسمانی
scriptures تورات وانجیل کتاب اسمانی
heavenly body جرم اسمانی جسم سماوی
schematism تلفیق واجتماع اجرام اسمانی
meteor تیر شهاب سنگ اسمانی
celestrial body جسم سماوی جرم اسمانی
meteors تیر شهاب سنگ اسمانی
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
phototelescope دوربین عکس برداری ار کرههای اسمانی
planetesimal اجرام کوچک وبی شمار اسمانی
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
gloriole تاج اسمانی که نصیب نفس کشندگان میشود
asteroids سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
asteroid سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
saddle bag خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
variable stroke پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
heliometry پیمایش قوسهای اسمانی یافاصلههای ستارگان قطرپیمایی خورشید
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
plastic bubble keyboard صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
peach design نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
numeric که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
dosimeter وسیله اندازه گیری اشعه ماوراء بنفش در تابشهای خورشیدی و اسمانی
vitrify بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
malthusian law of population نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
star design طرح ستاره ای شکل [این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
barrage jamming تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
erastianism سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
priestly در خور کشیش یا کاهن مانند کشیش یا کاهن وابسته به کشیش یا کاهن
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
pomegrenate design طرح گل اناری [این طرح در گل های شاه عباسی فرش ایران، در فرش های چینی بصورت درخت انار و در فرش های ترکستان و قفقاز بصورت میوه انار به همراه شاخ و برگ استفاده می شود.]
peacock طرح طاووس [این طرح در فرش های ایرانی، چینی، مغولی، قفقازی و ترکیه بصورت های متفاوت بکار می رود. در فرش چین گاه در کل متن و گاه در فرش ایران و قفقاز بصورت نمادی کوچک در گوشه و کنار فرش بافت می شود.]
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
etherealize اسمانی کردن تصفیه کردن
associating وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
basic بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
as <conj.> <prep.> بصورت
in human shape بصورت یا
in a topic form بصورت عنوان
by mistake <adv.> بصورت غلط
nominally بصورت فاهر
toothily بصورت مضرس
by a mistake <adv.> بصورت غلط
as a result of a mistake <adv.> بصورت غلط
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com