Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
scalene
وابسته بعضلات گردن
Other Matches
cervical
وابسته به گردن
nuchal
وابسته به پشت گردن
lei
دستبند یا گردن بندی از گل وغیره که بر گردن میاویزند گردن بند گل
necks
گردن سر و گردن اسب
neck
گردن سر و گردن اسب
torticollis
کجی مادرزادی گردن گردن کجی
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
neck
گردن
neck necessity
گردن
mooic
گردن
insubordinate
گردن کش
necks
گردن
paxwax
پی گردن
crookneck
گردن کج
nape
پس گردن
restiff
گردن کش
stiff-necked
گردن کش
napes
پس گردن
the neck of a bottle
گردن بطری
stoutness
گردن کلفتی
stiff necked
گردن کلفت
stiff neck
گردن خشک
necklace
گردن بند
stiff neck
خشکی گردن
shawls
دستمال گردن
mufflers
شال گردن
muffler
شال گردن
to shake off the dust
گردگیری گردن
tippet
گردن پوش
stodgy
گردن کلفت
necker chief
دستمال گردن
He came back downcast ( shamefacekly ) .
با گردن کج بر گشت
pervicacious
گردن کش سرسخت
the neck of a womb
گردن زهدان
beheaded
گردن زدن
decapitating
گردن زدن
necklines
گردن لباس
decapitates
گردن زدن
chased
گردن توپ
restiveness
گردن کشی
chase
گردن توپ
beheads
گردن زدن
beheading
گردن زدن
restively
گردن کشانه
behead
گردن زدن
refractorily
گردن کشانه
roughneck
گردن کلفت
neckerchiefs
دستمال گردن
chases
گردن توپ
neckline
گردن لباس
decapitate
گردن زدن
neckerchief
دستمال گردن
handkerchiefs
دستمال گردن
handkerchief
دستمال گردن
chokers
شال گردن
choker
شال گردن
chasing
گردن توپ
shawl
دستمال گردن
ascot
دستمال گردن
ruffians
گردن کلفت
ruffian
گردن کلفت
decollate
گردن زدن
long necked
گردن دراز
collars
گردن بند
collar
گردن بند
cervixes
پشت گردن
cervix
پشت گردن
incrassate
غلیظ گردن
hoodman blind
گردن کلفت
ascot
شال گردن
anadem
گردن بند
napes
پشت گردن
nape
پشت گردن
decollation
گردن زنی
deer neck
گردن کشیده
deer neck
گردن همایی
tie
دستمال گردن
ties
دستمال گردن
arrogant
گردن فراز
arrogantly
گردن فراز
noddle
پشت گردن
neck cloth
دستمال گردن
dumpy
گردن کلفت
necklet
گردن پوش
nip up
اسکلبکا پس گردن
decapitated
گردن زدن
feeds
تغذیه گردن
neckcloth
دستمال گردن
feed
تغذیه گردن
noddles
پشت گردن
nucha
پشت گردن
necklet
خز یا شال گردن
cervices
پشت گردن
narrow necked
گردن باریک
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
challenges
طلب حق گردن کشی
challenged
طلب حق گردن کشی
up to the eyes in debt
تا گردن زیر بدهی
challenge
طلب حق گردن کشی
nuchalgia
درد پشت گردن
tippet
خز دور گردن وسردست
deep in debt
تا گردن زیر بدهی
lay at a person's door
به گردن کسی گذاشتن
tepefy
نیم گردن کردن
the dog wasled
سگ بند در گردن داشت
complexus
عضله پهن گردن
pelerine
خز پشت گردن بانوان
restiff
گردن کشانه بیقرار
potiche
گلدان گردن باریک
long necked flask
بالن گردن دراز
lay to a person's door
به گردن کسی گذاشتن
shawls
شال گردن بستن
shawl
شال گردن بستن
To act as a bully .
گردن کلفتی کردن
his blood beon us
خونش به گردن ماست
he put orlaid the blame me
تقصیر را به گردن من گذاشت
hame
چوب گردن گیر
riviere
گردن بند جواهر
gorget
زره گردن طوقه
ruffianly
گردن کلفت وحشی
obstreperoussness
پر هیاهویی گردن کشی
scrofula
سل غدد لنفاوی گردن
ewe neck
گردن لاغرومعیوب و مقعر
short necked flask
بالن گردن کوتاه
scruff
پس گردن دون شمردن
to stick up
گردن فرازی کردن
thug
قاتل گردن کلفت
victorine
گردن پوش بلند
victorine
خز گردن بلند زنانه
thugs
قاتل گردن کلفت
bullying
گردن کلفت گوشت
bully
گردن کلفت گوشت
bullies
گردن کلفت گوشت
bullied
گردن کلفت گوشت
neck of (the) uterus
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
to bear the blame
تقصیر را به گردن گرفتن
uterine cervix
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
neck of the womb
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
cervix
[of uterus]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
uterine neck
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
dewlaps
چینهای زیر گردن گاو
guillotining
ماشین گردن زنی کاغذ بر
submit
گردن نهادن مطیع شدن
near leg pickup and turnover
گرفتن یک پا وپس گردن و پیچاندن
cancer of the cervix
سرطان گردن رحم
[پزشکی]
cervical cancer
سرطان گردن رحم
[پزشکی]
pendant necklace
گردن بند با جواهر آویزه
submits
گردن نهادن مطیع شدن
submitted
گردن نهادن مطیع شدن
submitting
گردن نهادن مطیع شدن
all the expenses fell on him
تمام مخارج به گردن اوافتاد
dewlap
چینهای زیر گردن گاو
hector
ادم گردن فراز خودنما
hectored
ادم گردن فراز خودنما
He is a bully . he is a rough guy .
آدم گردن کلفتی است
hectoring
ادم گردن فراز خودنما
hectors
ادم گردن فراز خودنما
own up
<idiom>
گناه رابه گردن گرفتن
cervix cancer
سرطان گردن رحم
[پزشکی]
cervical carcinoma
[CC]
سرطان گردن رحم
[پزشکی]
ivory neck
گردن بلورین
[رنگ عاج]
breasted transmitter
میکروفونی که به گردن اویخته میشود
martingale
تسمه زیر گردن اسب
the block
مردن بوسیله گردن زنی
territ
حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
terret
حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
multi-chain necklaces
گردن بند چند زنجیره
butch
مرد یا پسر گردن کلفت
neck warmer
گرم کن گردن
[نوعی لباس]
bring a charge home to a person
اتهامی را گردن کسی انداختن
guillotine
ماشین گردن زنی کاغذ بر
guillotined
ماشین گردن زنی کاغذ بر
guillotines
ماشین گردن زنی کاغذ بر
articulated machine lamp
چراغ مطالعه با گردن تاشو
beefcake
آدم گردن کلفت
[اصطلاح روزمره]
to have plenty of brawn
آدم گردن کلفتی
[قلچماقی]
بودن
to take care of number one
در فکر خویش بودن از خودتوجه گردن
Why should I take the blame?
چرا من باید تقصیر را به گردن بگیرم؟
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com