English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
parotid وابسته بغده بزاق زیرگوش
Other Matches
thyroid وابسته بغده درقی
thyroids وابسته بغده درقی
ganglionic وابسته بغده عصب شبیه به غده عصب
adrenal مربوط بغده فوق کلیوی
saliva بزاق
spits بزاق
sputum بزاق
spit بزاق
slobbering بزاق زدن به
slobbers بزاق گلیز
salivation بزاق اوری
slobber بزاق گلیز
slobbering بزاق گلیز
slobbered بزاق زدن به
slobbered بزاق گلیز
slobber بزاق زدن به
sialagogue مدر بزاق
sialagogic بزاق اور
salivation ایجاد بزاق
salivation ترشح بزاق
slobbers بزاق زدن به
insalivation اختلاط با بزاق
ptyalism سیلان بزاق
salivating بزاق ایجادکردن
salivates بزاق ایجادکردن
salivate بزاق ایجادکردن
salivated بزاق ایجادکردن
ptyalin ماده تخمیری بزاق
salivates بزاق ترشح کردن
salivating بزاق ترشح کردن
salivated بزاق ترشح کردن
salivate بزاق ترشح کردن
insalivate با خدو اغشتن با بزاق امیختن
saliva test ازمایش بزاق دهان اسب
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
slaver گلیز مالیدن بزاق از دهان ترشح کردن اب افتادن دهان
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associates وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
pertaining وابسته
adjective وابسته
federating وابسته
israelitish وابسته به
cantabrigian وابسته به
adjectives وابسته
carpal وابسته به مچ
affiliate وابسته
dependants وابسته
dependant وابسته
interdependent وابسته
thereof=of that وابسته به ان
federates وابسته
federated وابسته
levitical وابسته به
elfin وابسته به جن
elysian وابسته به
affiliated وابسته
attendant وابسته
aquatic وابسته به اب
attendants وابسته
diphtheric وابسته به
comprador وابسته
riverrine وابسته به
congenerous وابسته
thereof وابسته به ان
pertinent وابسته
sexual organs وابسته به
commissarial وابسته به
febile وابسته به تب
syncop وابسته به غش
pyretic وابسته به تب
pyrexial وابسته به تب
pyrexic وابسته به تب
cephalic وابسته به سر
affiliating وابسته
hanger on وابسته
akin وابسته
federate وابسته
affiliates وابسته
attache وابسته
tuitionary وابسته به
messianic وابسته به
germane وابسته
relative وابسته
wedded وابسته
subordinate وابسته
contingents وابسته
monitorial وابسته به
correspondents وابسته
correspondent وابسته
appurtenant وابسته
attributable وابسته به
belonging وابسته ها
plantar وابسته به کف پا
subordinated وابسته
dependent وابسته
pertianing وابسته
contingent وابسته
attached وابسته
subordinating وابسته
subordinates وابسته
related وابسته
of kin وابسته
relevant وابسته
materialistic وابسته به مادیات
diametral وابسته بقطر
connubial وابسته به زناشویی
specie وابسته بسکه
marines وابسته به دریانوردی
dioecious وابسته به مگ س گیران
marine وابسته به دریانوردی
diaconal وابسته بشماس
paralytic وابسته به فلج
totemistic وابسته به توتم
cycloidal وابسته به دایره
generic وابسته به تیره
darky وابسته به نژادسیاه
deltaic وابسته به دلتا
dependant variable متغیر وابسته
dependent variable متغیر وابسته
deathy وابسته بمردن
trachean وابسته به نای
dermatic وابسته به زیرپوست
device dependent وابسته به دستگاه
paralytics وابسته به فلج
cuttural attache وابسته فرهنگی
maritime وابسته بدریانوردی
naval وابسته به کشتی
social وابسته بجامعه
subversion وابسته به خرابکاری
structurally وابسته به بنا
structurally وابسته به ساختمان
structural وابسته به بنا
structural وابسته به ساختمان
humans وابسته بانسان
dramaturgic وابسته به فن نمایش
human وابسته بانسان
ethnicity وابسته به نژادشناسی
ethnic وابسته به نژادشناسی
seminal وابسته به منی
municipal وابسته بشهرداری
tussive وابسته به سرفه
tutelary وابسته بقیمومت
sorcerous وابسته به جادوگری
tubulifloral وابسته به استکانیان
planetary وابسته به سیاره
trigonometric وابسته به مثلثات
diphtheritic وابسته به خناق
mission وابسته به ماموریت
dipteran وابسته به دوبالان
pessimistic وابسته به بدبینی
nasal وابسته به منخرین
eleemosinary وابسته به صدقه
nasal وابسته به بینی
trophic وابسته بتغذیه
troy وابسته به تروا
oratorical وابسته به سخنرانی
tubuliferous وابسته به استکانیان
dominical وابسته بخداوند
soudanese وابسته به soudan
focal وابسته بکانون
missions وابسته به ماموریت
totemic وابسته به توتم
attache وابسته نظامی
therof وابسته بان
tenruial وابسته بتصدی
aortic وابسته بشاهرگ
aortal وابسته بشاهرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com