Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
iritic
وابسته به اماس عنبیه
Other Matches
iritis
اماس عنبیه
iritic
دچار اماس عنبیه
myomatous
وابسته به اماس ماهیچه
parotitic
وابسته به اماس غده بناگوشی
phlebitic
وابسته به اماس دیواره ورید
phlogistic
وابسته به اصل اتش مربوط به اماس وتب
antineuritic
برضد اماس عصب مخاف اماس عصبی
appendicitis
اماس ضمیمه روده اماس اپاندیس
irises
عنبیه
iris
عنبیه
iridotomy
برش عنبیه
irid
عنبیه چشم
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
encephalitis
اماس مخ
phlegmasia
اماس
vulvitis
اماس کس
edema
اماس
intumescence
اماس
phrenitis
اماس مخ
swelling
اماس
single pneumonia
اماس یک شش
swellings
اماس
dilation
اماس
inturgescence
اماس
double pneumonia
اماس هر دو شش
frost hoil
اماس
neuritis
پی اماس
poke
اماس
tumidity
اماس
tumefaction
اماس
tumescence
اماس
myelitis
اماس
lymphangitis
اماس
poking
اماس
tuberosity
اماس
pokes
اماس
turgidity
اماس
poked
اماس
inflammation
اماس
pulmonitis
اماس شش
lymphdenomia
اماس
swollen
اماس کرده
odontitis
اماس دندان
bronchitis
اماس نایژه
orchitis
اماس خایه
myositis
اماس ماهیچه
arthritis
اماس مفصل
ague cake
اماس اسپرزازنوبه
podarthritis
اماس بندهای پا
tumefactive
اماس دار
faucitis
اماس گلو
retinitis
اماس شبکیه
splenitis
اماس اسپرز
enteritis
اماس روده
enchondroma
اماس غضروفی
turgescent
اماس کننده
metritis
اماس زهدان
intumesce
اماس کردن
turgescence
اماس بادکردگی
tumid
اماس کرده
colitis
اماس قولون
intumescent
اماس کرده
intumescent
اماس کننده
fibroma
اماس لیفی
dermatosis
اماس پوست
colpitis
اماس مهبل
quinsy
اماس چرکدارلوزتین
lentitis
اماس جلیدیه
carcinoma
اماس سرطانی
nephritis
اماس گرده
bunchout
اماس کردن
pyelitis
اماس لگن چه
brainfever
اماس مغز
palpebritis
اماس پلک
blepharitis
اماس پلک
turgid
اماس دار
conjunctivitis
اماس ملتحمه
arteritis
اماس شریان
keratitis
اماس قرنیه
tracheitis
اماس نای
otitis
اماس گوش
osteitis
اماس استخوان
dactylitis
اماس انگشت
nasitis
اماس بینی
cutitis
اماس زیرپوست
crystallitis
اماس جلیدیه
ophthalmitis
اماس چشم
tonsillitis
اماس لوزه
antiphlogistic
اماس نشان
swell
اماس کردن
swelled
اماس کردن
swells
اماس کردن
cystitis
اماس مثانه
inoma
اماس لیفی
fretty
اماس کرده
glandular swelling
اماس غدد
phlogosis
اماس برونی
garget
اماس پستان
salpingitis
اماس شیپور
gnathitis
اماس گونه
hydrocile
اماس خایه
dermatitis
اماس پوست
hysteritis
اماس زهدان
scleritis
اماس صلبیه
huff
اماس کردن
gastritis
اماس معده
hepatitis
اماس کبدی
ileitis
اماس ایلئون
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
his eyes were inflammed
چشمهایش اماس کرد
endocarditis
اماس غشاء درونی دل
endometritis
اماس درونی زهدان
ileitis
اماس روده دراز
mastitis
اماس غدههای پستان
enostosis
اماس درونی استخوان
housemaid's knee
اماس کاسه زانو
duodenitis
اماس روده اثناعشر
pleurisy
اماس شامه ریه
lymphadenitis
اماس غدد لفناوی
gnathitis
اماس ارواره بالا
paranephritis
اماس بافتهای گرداگردگرده
phlegmasia alba dolens
اماس سیاهرگهای نفاسی
moon blind
دچار اماس نوبتی
antiphlogistic
داروی اماس نشان
endo arterities
اماس درونی شریان
hyalitis
اماس رطوبت شیشهای
myocarditis
اماس ماهیچه قلب
vaginitis
اماس یا ورم مهبل
deliescence
تحلیل ناگهانی اماس
tumescent
اماس کرده اماسیده
oophoritis
اماس تخم دان
fibro chondritis
اماس غضروف لیفی
pericarditis
اماس ابشامه قلب
scrotitis
اماس کیسه خایه
sylosis
اماس پلک وسفتی
gastro enteritis
اماس معده وروده
ophthalmia
اماس چشم رمد
diaphragmatitis
اماس حجاب حاجز
laminitis
اماس لایههای حساس
mesenteritis
اماس روده بند
parotiditis
اماس غده بناگوشی
mastoditis
اماس زائده پستانی
acromastitis
اماس نوک پستان
bursitis
اماس کیسههای مفصلی
diaphragmitis
اماس حجاب حاجز
arthritic
مبتلا به اماس مفصل
meningitis
اماس پاشام مغز مننژیت
external ophthalmia
اماس برونی تخم چشم
paranephritis
اماس غده روی گرده
gingivitis
اماس و التهاب لثه دندان
arthritic
مربوط به ورم و اماس مفصل
rachitis
اماس یا ورم مهره پشت
phlebitic
دچار اماس جدار ورید
pericarditis
اماس برون شامه قلب
periostitis
اماس پوشش یا ضریع استخوان
internal ophthalmia
اماس درونی تخم چشم
uteritis
اماس زهدان التهاب رحم
excrescency
اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
rhachitis
اماس یا ورم مهره پشت
moon blindness
اماس نوبتی در چشم اسب
encephalomyelitis
اماس مغز ونخاع شوکی
mallenders
اماس پشت زانوی اسب
malanders
اماس پشت زانوی اسب
parosteitis
اماس بافتهای پیرامون استخوان
tumify
اماس کردن متورم ساختن
parotitic
دچار اماس در غده بنا گوشی
laryngitis
اماس خشک نای التهاب حنجره
typhlitis
اماس روده کور ورم اعور
adhesion
اتصال و پیوستگی غیرطبیعی سطوح در اماس
acanthoma
اماس سلولهای خارداربافت پوششی مالپیقی
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
urethritis
اماس مجرای پیشاب ورم مجاری بول
pleurohepatitis
اماس شامه شش وجگر التهاب غشاریه وکبد
phlegmon
اماس بافت اگینی که یکجوران دنبل است
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associated
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com