English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
fiducial وابسته به امین ترکه
Other Matches
letters of administration حکم انتصاب امین ترکه سندی است که به موجب ان سمت مدیر یامدیره ترکه بلاوارث احراز میشود و به وی اختیار قیام به امور راجع به اداره ترکه را میدهد
personal representative امین ترکه
amino حاوی ریشهء امین وابسته به عامل امین
pendent lite حکم معلق امین ترکه
plene administravit دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
wattle ترکه برای ساختن سبد ترکه
single hearted امین
fiduciary امین
amine امین
selah "امین "
bailee امین
thirtieth سی امین
trustees امین
single-minded امین
single minded امین
trustee امین
amen امین
verily امین
trustworthy امین
person in a position of trust امین
depositary امین
trusty امین
bequests ترکه
wands ترکه
bequest ترکه
wand ترکه
rods ترکه
virga ترکه
roof batten ترکه
legacies ترکه
sprays ترکه
sprayed ترکه
spraying ترکه
legacy ترکه
twing ترکه
affshoot ترکه
heirloom ترکه
sprig ترکه
heirlooms ترکه
spray ترکه
scion ترکه نو
scions ترکه نو
twigs ترکه
rod ترکه
sprigs ترکه
twig ترکه
boughs ترکه
bough ترکه
switches ترکه
successions ترکه
patrimonies ترکه
patrimony ترکه
succession ترکه
branchlet ترکه
switch ترکه
switched ترکه
estate of a deceased ترکه
asthin as lath <idiom> ترکه ای
alkylamine الکیل امین
arylamine اریل امین
transmination انتقال امین
amine terminus امین انتهایی
primery amine امین 1 درجه
Justices of the Peace امین صلح
Justice of the Peace امین صلح
secondary amine امین 2 درجه
deamination امین زدایی
tertiary amine امین 3 درجه
officers امین صلح
officer امین صلح
peace officer امین صلح
faithworthy امین معتبر
twigged ترکه مانند
withy ترکه بید
offshoots ترکه فرع
personal representative مدیر ترکه
twiggy ترکه مانند
legacies ترکه موصی به
legacy ترکه موصی به
distribution of the estate تقسیم ترکه
offshoot ترکه فرع
residuary account حساب ترکه
one thrid of the estate ثلث ترکه
administration of estate اداره ترکه
one third of estate ثلث ترکه
adminstrator of state مدیر ترکه
viminal ترکه دهنده
renouncing probate رد سمت ترکه
residue of the state باقیمانده ترکه
residue of the state مازاد ترکه
tertiary amine امین نوع سوم
honest درست کار امین
monoamine oxidase inhibitor بازدارنده اکسیداز تک امین
mao بازدارنده اکسیداز تک امین
to put بدست امین دادن
honeysuckle پیچ امین الدوله
JPs مخفف امین صلح
JP مخفف امین صلح
secondary amine امین نوع دوم
bailiffs امین صلح یاقاضی
bailiff امین صلح یاقاضی
primery amine امین نوع اول
amino sugar قند امین دار
amination امین دار شدن
amination امین دار کردن
letters of administration سند مدیریت ترکه
wicker ترکه یا چوب کوتاه
distribution تقسیم ترکه متوفی
distributions تقسیم ترکه متوفی
twinflower پیچ امین الدوله معطرامریکایی
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
special administration اداره قسمت خاصی از ترکه
heritage ماترک ترکه غیر منقول
wickerwork ساخته شده از ترکه سبدسازی
field cornet کلانتریا امین صلح درشهرستانهای colonyepac
Justice of the Peace امین صلح دادرس دادگاه بخش
Justices of the Peace امین صلح دادرس دادگاه بخش
packing sheet حوله ترکه بتن بیمار بپیچند
the system of رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
trust company شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
real representative قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
wicker work سبد جگن بافته ترکه بافته دریچه در بچه
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associated وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
tenant by curtesy عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
elysian وابسته به
attributable وابسته به
attendants وابسته
sexual organs وابسته به
syncop وابسته به غش
correspondents وابسته
cephalic وابسته به سر
tuitionary وابسته به
hanger on وابسته
thereof وابسته به ان
febile وابسته به تب
attendant وابسته
pertaining وابسته
federating وابسته
interdependent وابسته
commissarial وابسته به
dependent وابسته
federated وابسته
comprador وابسته
congenerous وابسته
elfin وابسته به جن
belonging وابسته ها
riverrine وابسته به
adjective وابسته
adjectives وابسته
akin وابسته
plantar وابسته به کف پا
of kin وابسته
federates وابسته
affiliated وابسته
germane وابسته
pyretic وابسته به تب
pyrexic وابسته به تب
monitorial وابسته به
subordinating وابسته
thereof=of that وابسته به ان
levitical وابسته به
diphtheric وابسته به
dependant وابسته
dependants وابسته
affiliating وابسته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com