English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
electrothermal وابسته به ایجادحرارت توسط برق
electrothermic وابسته به ایجادحرارت توسط برق
Other Matches
barbershop وابسته به آهنگ احساساتی که توسط چند مرد خوانده شود
source مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
processor وارد کردن داده توسط اپراتور که توسط کامپیوتر اجرا میشود
readable آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
digital read out نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
air turbine starter استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
pull down menu فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
environment متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environments متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
menus برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menu برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
virtual که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
self propulsion حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
groupware نرم افزاری که توسط گروهی از افراد استفاده میشود که به شبکه وصل اند و به آنها کمک میکند تا کار خاصی را انجام دهند. حاوی توابع مفید مثل پست الکترونیکی است که توسط تمام کاربران قابل دستیابی است
lost cluster تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
via توسط
c/o توسط
per توسط
by favour of توسط
perprep توسط
care of توسط
by convention توسط کنوانسیون
powder cutting برش توسط شعله
machine readable خواندنی توسط ماشین
compression ingition احتراق توسط فشار
default by the principal نکول توسط واگذارنده
producer advertising تبلیغ توسط سازنده
radiocast توسط رادیو گستردن
top-level توسط افراد عالیرتبه
machine recognization بازشناختی توسط ماشین
generating تولید شده توسط کامپیوتر
residual thrust تراست تولیدشده توسط موتورجت
equipping مین توسط ماشین یا وسایل
mails ارسال چیزی توسط پست
generates تولید شده توسط کامپیوتر
confirmed by documents <adj.> تایید شده توسط اسناد
lift on بارگیری کشتی توسط جرثقیل
distributed flood ligh system روشنائی کلی توسط پروژکتور
documented پردازش متن توسط کامپیوتر
machine readable قابل خواندن توسط ماشین
equips مین توسط ماشین یا وسایل
lift-off تخلیه کشتی توسط جرثقیل
generated تولید شده توسط کامپیوتر
equip مین توسط ماشین یا وسایل
generate تولید شده توسط کامپیوتر
presentation manager برای 2/OS که بطورمشترک توسط شرکتهای
mail ارسال چیزی توسط پست
confiscation مصادره و ضبط توسط دولت
eustachian پیداشده توسط پزشک ایتالیایی
user supplied تامین شده توسط کاربر
magnetic delay تاخیر توسط حافظه مغناطیسی
document پردازش متن توسط کامپیوتر
monitor تولید شده توسط کامپیوتر
driven انجام شده توسط چیزی
user defined تعریف شده توسط کاربر
monitored تولید شده توسط کامپیوتر
monitors تولید شده توسط کامپیوتر
machine readable information اطلاعات خواندنی توسط کامپیوتر
machine sensible قابل درک توسط کامپیوتر
FMS یا کنترل ماشین توسط کامپیوتر
documenting پردازش متن توسط کامپیوتر
adp پردازش داده توسط کامپیوتر
market acceptance پذیرش کالا توسط بازار
computer assisted diagnosis تشخیص بیماری توسط کامپیوتر
eolian خراب شده توسط باد
Ships from and sold by Amazon فروش و ارسال توسط آمازون
computer flicks فیلمهایی که توسط کامپیوترساخته میشود
computer numerical control کنترل عددی توسط کامپیوتر
marquees فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
windmill چرخش موتور خاموش توسط ملخ
windmills چرخش موتور خاموش توسط ملخ
quota کمیت تعیین شده توسط دولت
quotas کمیت تعیین شده توسط دولت
independent آزاد یا کنترل شده توسط کسی
berkeley unix گونهای از UNIX که توسط دانشگاه کالیفرنیا
fallopian پیداشده توسط فلوپیوس کالبدشناس ایتالیایی
share توسط کاربران دیگر شبکه است
self-inflicted انجام شده توسط خود شخص
static propeller thrust تراستی که توسط یک ملخ تولید میشود
cae Engineering ComputerAided مهندسی توسط کامپیوتر
shared توسط کاربران دیگر شبکه است
reentrant code برنامههای اسمبلی تولیدشده توسط ماشین
newton محدوده PDAتوسعه یافته توسط Apple
to avoid distortion of the results [produced] by ... برای جلوگیری از اعوجاج نتایج توسط ...
absorption میزان جذب آب توسط پنبه یا پشم
overlap processing پردازش و خروجی توسط یک سیستم کامپیوتری
marquee فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
lan و توسط کابل بهم وصل می شوند
consular invoice سیاهه تائید شده توسط کنسولگری
process کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
air seasoned wood چوب خشک شده توسط هوا
aromatherapy معالجه توسط ماساژ با روغن معطر
server توسط کاربران متعدد در یک زمان است
comma delimited file فایل مجزا توسط واوک یاویرگول
shares توسط کاربران دیگر شبکه است
operand که باید توسط عملگرا اجرا شود
theonomous توسط خدا حکومت واداره شده
self excited تحریک شده توسط جریان دینام
self blinded گمراه شده توسط نفس خود
processes کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
interpretative کدی که توسط نامه مفسر به کار می رود
truck trailer ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود
stationery یات دیگر توسط چاپگر وارد آن می شوند
user defined key کلید تعریف شده توسط استفاده کننده
correspondence quality چاپ با کیفیت بالا توسط چاپگرهای لیزری
diapositive تولید حرارت توسط جریانهای با فرکانس زیاد
backwards ارسال داده کنترل شده توسط گیرنده
compact کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
compacted کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
civil military action عملیات کمک رسانی به مردم توسط ارتش
compacting کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
inductive coupling شفت مکانیکی که توسط اتصالات مغناطیسی میچرخد
Type cable مشخصات کابل معرفی شده توسط IBM
double click احضار یک فرمان توسط دکمه دستگاه OUSE
computer printout مطالبی که توسط کامپیوتر چاپ شده است
bonding چسباندن دو یا چند قطعه چوبی توسط چسب
compacts کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
lighterage هزینه بارگیری و باراندازی از کشتی توسط دوبه
oligopoly تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
machine عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
machined عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
selectable آنچه توسط کاربر قابل انتخاب است
flame hardening سخت گردانی سطح فلز توسط شعله
The details of the report were verified by the police. جزییات گزارش توسط پلیس تصدیق وتأیید شد
natural زبانی که توسط بشر استفاده و فهمیده میشود
arithmetic عمل ریاضی انجام شده توسط ALU
self selection انتخاب کالا توسط مشتری خود گزینی
backward ارسال داده که توسط گیرنده کنترل میشود
fully حروف ایجاد شده توسط چاپگر در یک عمل
Green Book مشخصات رسمی استاندارد I-CD که توسط Philips منتشر شد
radiation cooling سرد شدن توسط تابش مستقیم از سطح
wall-to-wall [مفروش کردن کل اتاق توسط یک تخته فرش]
scans بخشی از تصویر که توسط اسکنر خوانده میشود
scanned بخشی از تصویر که توسط اسکنر خوانده میشود
I was bitten by a dog. من توسط [بوسیله] سگی گاز گرفته شدم.
scan بخشی از تصویر که توسط اسکنر خوانده میشود
Golden House [سرای رومی ساخته شده توسط نرو]
tasks کاری که باید توسط کامپیوتری اجرا شود
gas trubine توربینی که توسط گاز کار وحرکت میکند
source که بعداگ توسط کامپایلر به کد ماشین تبدیل میشود
user آنچه توسط کاربر قابل انتخا است
task کاری که باید توسط کامپیوتری اجرا شود
c آنچه توسط کامپیوتر ایجاد شده است
blowdown خروج باقیمانده سوخت توسط فشار گاز
users آنچه توسط کاربر قابل انتخا است
naturals زبانی که توسط بشر استفاده و فهمیده میشود
machines عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
hot zone ناحیه تعریف شده توسط استفاده کننده
fermata تطویل وکشش قسمتی ازموسیقی توسط نوازنده
microsoft ه شده توسط ماکروسافت برای تامین اطلاعات
posts ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
resource استفاده از یک منبع در شبکه یا سیستم توسط چندین کاربر
jinriki درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
jinrikisha درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
arithmetic عمل ریاضی انجام شده توسط پردازنده همزمان
routine بخشی از کد در یک محل که توسط فراخوانی ها در تابع استفاده میشود
peripheral خروجی یا ذخیره سازی که توسط CPU کنترل میشود
routinely بخشی از کد در یک محل که توسط فراخوانی ها در تابع استفاده میشود
post ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
routines بخشی از کد در یک محل که توسط فراخوانی ها در تابع استفاده میشود
post- ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
intermediate sight توسط دید عقب و جلو یک نقطه در نقشه برداری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com