Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English
Persian
eugenic
وابسته به به نژادی
Search result with all words
phylogenetic
وابسته به تکامل نژادی
phylogenic
وابسته به تکامل نژادی
Other Matches
phyletic
نژادی
racial
نژادی
eugenics
به نژادی
racially
نژادی
ethnic
نژادی
ethnical
نژادی
ethnicity
نژادی
racial prejudice
پیشداوری نژادی
racial prejudice
تعصب نژادی
racial memory
حافظه نژادی
multiracial
چند نژادی
racial discrimination
تبعیض نژادی
racism
تبعیض نژادی
segregation
تبعیض نژادی
gerontomorphosis
پیر نژادی
interrace
بین نژادی
interracial
بین نژادی
color line
مانع نژادی
racial segregation
تفکیک نژادی
racialism
تبعیضات نژادی
ethnocentric
طرفداربرتری نژادی
abyssinian
نژادی از گربه
phylogeny
تکامل نژادی
racialism
خصوصیات نژادی
racial unconscious
ناهشیار نژادی
immunogenetics
مبحث مصونیت نژادی
miscegenation
زناشویی میان نژادی
linebreed
اصلاح نژادی کردن
desegregate
تفکیک نژادی را فسخ کردن
segregate
تبعیض نژادی قائل شدن
racy
دارای صفات اصلی و نژادی
shropshire
نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی
segregates
تبعیض نژادی قائل شدن
segregating
تبعیض نژادی قائل شدن
desegregated
تفکیک نژادی را فسخ کردن
desegregates
تفکیک نژادی را فسخ کردن
phylogeny
تاریخ نژادی جانور یا گیاه
strains
صفت موروثی خصوصیت نژادی
strain
صفت موروثی خصوصیت نژادی
desegregating
تفکیک نژادی را فسخ کردن
teutonism
عقیده برتری نژادی المان
white supremacist
طرفدار تفوق نژادی سفیدپوستان
eugenic
از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
manifest destiny
لوازم قهری بسط وتوسعه نژادی
sclav ect
عضو نژادی که شامل مردم خاوراروپاباشد
africander
اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
cacogenesis
فساد نژادی دراثر حفظ وابقاء صفات بد
Racial prejudice prevails in some countries.
دربرخی کشورها تعصبات نژادی وجود دارد
inviable
عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
dysgenics
مبحث مطالعه فساد نسل وتباهی نژادی
pelasgic
نام نخستین نژادی که دریونان و جزیرههای خاورمدیترانه ساکن شدند
lore
فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
karakul
کاراکول
[نژادی از گوسفند آسیائی با رنگ طبیعی سیاه، خاکستری و گاهی قهوه ای]
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
racism
اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
polymeric
دارای ذرات وترکیبات متعدد ومشابه چند نژادی چند رگه
incrossbreed
تولید شده در اثر امیزش نژاد امیزش نژادی کردن
gametophyte
گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
intergeneric
بین انواع نژادی بین طبقهای
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associating
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
pyrexial
وابسته به تب
pertianing
وابسته
attached
وابسته
hanger on
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
congenerous
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
federate
وابسته
diphtheric
وابسته به
subordinates
وابسته
federating
وابسته
elysian
وابسته به
federates
وابسته
dependent
وابسته
commissarial
وابسته به
federated
وابسته
attributable
وابسته به
attendant
وابسته
attendants
وابسته
aquatic
وابسته به اب
related
وابسته
pertinent
وابسته
adjective
وابسته
adjectives
وابسته
cephalic
وابسته به سر
akin
وابسته
riverrine
وابسته به
syncop
وابسته به غش
carpal
وابسته به مچ
attache
وابسته
cantabrigian
وابسته به
affiliate
وابسته
affiliated
وابسته
affiliates
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
thereof
وابسته به ان
of kin
وابسته
tuitionary
وابسته به
relative
وابسته
comprador
وابسته
appurtenant
وابسته
interdependent
وابسته
affiliating
وابسته
pertaining
وابسته
contingent
وابسته
relevant
وابسته
subordinating
وابسته
febile
وابسته به تب
elfin
وابسته به جن
correspondent
وابسته
correspondents
وابسته
belonging
وابسته ها
sexual organs
وابسته به
contingents
وابسته
messianic
وابسته به
subordinate
وابسته
dependants
وابسته
dependant
وابسته
israelitish
وابسته به
monitorial
وابسته به
germane
وابسته
subordinated
وابسته
wedded
وابسته
pyretic
وابسته به تب
levitical
وابسته به
seminal
وابسته به منی
army attache
وابسته زمینی
ranine
وابسته به وزغ
astronautical
وابسته به فضانوردان
psychoanalytic
وابسته به روانکاوی
radio ulnar
وابسته به زندبالاوزندپائین
missions
وابسته به ماموریت
structural
وابسته به بنا
pessimistic
وابسته به بدبینی
army attache
وابسته نظامی
mission
وابسته به ماموریت
radio carpal
وابسته به زندبالاومچ
provencal
وابسته بشهر
promethean
وابسته به پرومیتوس
archimedean
وابسته به ارشمیدس
structural
وابسته به ساختمان
programmatic
وابسته به پروگرام
associated company
شرکت وابسته
nasal
وابسته به منخرین
photic
وابسته به نوروروشنایی
auricular
وابسته بشنوایی
natatory
وابسته به شنا
avian
وابسته به مرغان
pharyngal
وابسته به گلوگاه
planetary
وابسته به سیاره
puberal
وابسته به بلوغ
pubertal
وابسته به بلوغ
psychiatric
وابسته به روانپزشکی
rectorial
وابسته به rector
bacchanal
وابسته به باکوس
auditive
وابسته به شنوایی
social
وابسته بجامعه
focal
وابسته بکانون
photic
وابسته به تولیدنور
structurally
وابسته به ساختمان
attache
وابسته نظامی
nasal
وابسته به بینی
rectal
وابسته به مقعد
isthmic
وابسته به باریکه
aerological
وابسته بهواشناسی
oratorical
وابسته به سخنرانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com