English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 304 (4 milliseconds)
English Persian
febile وابسته به تب
pyretic وابسته به تب
pyrexial وابسته به تب
pyrexic وابسته به تب
Search result with all words
coniferous جوزاور- جوزدار- وابسته بخانواده کاج
pertain وابسته بودن
pertained وابسته بودن
pertains وابسته بودن
acoustic وابسته به شنوایی
paraplegic وابسته به فلج پا
paraplegics وابسته به فلج پا
reindeer گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
theatrical وابسته به تماشاخانه تئاتری
apocalyptic وابسته به کتاب مکاشفات یوحنا
apocalyptical وابسته به کتاب مکاشفات یوحنا
Indian وابسته به هندی ها
Indians وابسته به هندی ها
renal وابسته به کلیه ها
attachment وسایل وابسته
service درخت سنجد وابسته بخدمت
serviced درخت سنجد وابسته بخدمت
relative وابسته
Machiavellian وابسته به عقاید سیاسی "ماکیاولی "
apostolic وابسته به پاپ
encyclical عمومی وابسته به بخشنامه پاپ
encyclicals عمومی وابسته به بخشنامه پاپ
manual وابسته بدست
procedural وابسته به طرز عمل ورویه روندی
lesbian وابسته به طبق زنی
lesbian وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
lesbians وابسته به طبق زنی
lesbians وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
appertain وابسته بودن
appertained وابسته بودن
appertaining وابسته بودن
appertains وابسته بودن
zoological وابسته به جانور شناسی حیوان
relation نقل قول وابسته به نسبت یا خویشی
regard وابسته بودن به نگریستن
regarded وابسته بودن به نگریستن
regards وابسته بودن به نگریستن
gossipy وابسته به سخن چینی یاشایعات
obituaries وابسته به وفات
obituary وابسته به وفات
mathematical وابسته به ریاضیات
antediluvian وابسته به پیش از طوفان پیش از طوفان نوح
postal وابسته به پستخانه
boozier وابسته به مشروب
booziest وابسته به مشروب
boozy وابسته به مشروب
septic وابسته به گندیدگی
senile وابسته به پیری
quixotic ارمان گرای وابسته به دان کیشوت
sonic وابسته بسرعت صوت
ambassadorial وابسته به سفارت
convivial وابسته به جشن وعشرت
residential وابسته به اقامت قابل سکنی
penitential وابسته به طلب مغفرت وندامت
astronomic بیشمار وابسته به علم هیئت
astronomical بیشمار وابسته به علم هیئت
feline وابسته به تیره گربه گربه صفت
graphic وابسته به فن نوشتن
regimental لباس افسری وابسته به هنگ
percipient وابسته به ادراک وبینش
placenta وابسته به جفت
placentas وابسته به جفت
static وابسته به اجسام ساکن
partitive وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
partitive وابسته به جزء
partitives وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
partitives وابسته به جزء
primer وابسته بدوران بشر اولیه
primers وابسته بدوران بشر اولیه
peripheral دورهای وابسته به محیط
messianic وابسته به
whirlwind وابسته به گردباد
whirlwinds وابسته به گردباد
antonymous وابسته بکلمه متضاد
ophthalmic چشمی وابسته به چشم
relevant وابسته مطابق
relevant وابسته
meretricious وابسته به فاحشه
diagnostic وابسته به تشخیص ناخوشی
serf درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
serfs درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
protective وابسته به حفظ یاحراست
correspondent وابسته
correspondents وابسته
canine وابسته به خانواده سگ سگ مانند
flamboyant زرق وبرق دار وابسته به مکتب معماری گوتیگ
dental وابسته به دندانسازی
Manx وابسته به جزیره انسان لهجهای که در جزیره نامبرده بدان سخن میگویند
bedlam وابسته به دیوانه ها یا دیوانه خانه
pay وابسته به پرداخت
paying وابسته به پرداخت
pays وابسته به پرداخت
contingent وابسته
contingents وابسته
organic وابسته به شیمی الی
organic وابسته به موجودالی
gastronomic وابسته به غذا و پخت وپز
modular وابسته به قدر مطلق
pornographic وابسته به عکس یانوشته شهوت انگیز
epigrammatic وابسته به لطیفه و کلمات قصار
Other Matches
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associate وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
israelitish وابسته به
cantabrigian وابسته به
dependants وابسته
dependant وابسته
thereof=of that وابسته به ان
pertaining وابسته
attache وابسته
subordinates وابسته
subordinated وابسته
subordinate وابسته
appurtenant وابسته
levitical وابسته به
elfin وابسته به جن
carpal وابسته به مچ
riverrine وابسته به
hanger on وابسته
thereof وابسته به ان
interdependent وابسته
federating وابسته
sexual organs وابسته به
federates وابسته
adjective وابسته
adjectives وابسته
federated وابسته
federate وابسته
akin وابسته
diphtheric وابسته به
congenerous وابسته
pertinent وابسته
comprador وابسته
cephalic وابسته به سر
aquatic وابسته به اب
commissarial وابسته به
affiliating وابسته
affiliates وابسته
affiliated وابسته
affiliate وابسته
related وابسته
attendant وابسته
attendants وابسته
elysian وابسته به
attached وابسته
tuitionary وابسته به
wedded وابسته
of kin وابسته
subordinating وابسته
germane وابسته
monitorial وابسته به
dependent وابسته
belonging وابسته ها
syncop وابسته به غش
plantar وابسته به کف پا
pertianing وابسته
attributable وابسته به
missions وابسته به ماموریت
trigonometric وابسته به مثلثات
hypochondriacal وابسته به تهیگاه
commercial attache وابسته تجاری
darky وابسته به نژادسیاه
stimulus bound محرک- وابسته
commercial attache وابسته تجارتی
naval وابسته به کشتی
cuticular وابسته به پوست
cuttural attache وابسته فرهنگی
cycloidal وابسته به دایره
cufic وابسته به کوفه
mission وابسته به ماموریت
stomatic وابسته بدهان
trophic وابسته بتغذیه
paralytics وابسته به فلج
troy وابسته به تروا
nasal وابسته به بینی
oratorical وابسته به سخنرانی
tubuliferous وابسته به استکانیان
communistic وابسته بکمونیسم
nasal وابسته به منخرین
planetary وابسته به سیاره
congestive وابسته به تراکم
tubulifloral وابسته به استکانیان
compunctious وابسته به پشیمانی
corneal وابسته به قرنیه
stomatal وابسته به دهان
social وابسته بجامعه
seminal وابسته به منی
diametral وابسته بقطر
soudanese وابسته به soudan
dioecious وابسته به مگ س گیران
municipal وابسته بشهرداری
diphtheritic وابسته به خناق
tutelary وابسته بقیمومت
dipteran وابسته به دوبالان
scientific وابسته بعلم
investigatory وابسته به رسیدگی
vital وابسته به زندگی
vital وابسته بزندگی
menstrual وابسته به قاعده گی
undersurface وابسته بزیرسطح
dominical وابسته بخداوند
porcine وابسته بخوک
tussive وابسته به سرفه
deathy وابسته بمردن
deltaic وابسته به دلتا
dependant variable متغیر وابسته
subversion وابسته به خرابکاری
dependent variable متغیر وابسته
structurally وابسته به بنا
dermatic وابسته به زیرپوست
structurally وابسته به ساختمان
specie وابسته بسکه
device dependent وابسته به دستگاه
diaconal وابسته بشماس
structural وابسته به بنا
humans وابسته بانسان
human وابسته بانسان
ethnicity وابسته به نژادشناسی
ethnic وابسته به نژادشناسی
sorcerous وابسته به جادوگری
commercial attache وابسته بازرگانی
tonsorial وابسته به سلمانی
thermometric وابسته به گرماسنج
associated company شرکت وابسته
acoustical وابسته به شنوایی
astronautical وابسته به فضانوردان
degenerative وابسته به انحطاط
attache وابسته نظامی
pancreatic وابسته به لوزالمعده
emotive وابسته به احساسات
landed وابسته بزمین
totemic وابسته به توتم
totemistic وابسته به توتم
altitudinal وابسته به اوج
auditive وابسته به شنوایی
auricular وابسته بشنوایی
theosophical وابسته به عرفان
avian وابسته به مرغان
army attache وابسته زمینی
army attache وابسته نظامی
toplogic وابسته به مکانشناسی
air attache وابسته هوایی
analphabetic وابسته به بیسوادی
anginal وابسته به گلودرد
time dependent وابسته به زمان
antichristian وابسته به دجال
tibial وابسته بدرشت نی
aortal وابسته بشاهرگ
aortic وابسته بشاهرگ
affiliated company شرکت وابسته
therof وابسته بان
thermometric وابسته به گرماسنجی
aesculapian وابسته به دارگونه طب
aerological وابسته بهواشناسی
adipic وابسته به چربی
archimedean وابسته به ارشمیدس
bacchanal وابسته به باکوس
bacterial وابسته به باکتری
chaldaic وابسته بکلده
symphyseal وابسته به همرویش
chlorotic وابسته به یرقان
sympathetics پی یا عصب که وابسته به
swinish وابسته به خوک
connubial وابسته به زناشویی
marines وابسته به دریانوردی
clerkly وابسته به کشیش
clitoral وابسته به چوچوله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com