English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
troy وابسته به تروا
Search result with all words
trojan وابسته به یا اهل شهرباستانی تروا
Other Matches
aeneas که تروا
trojan horse اسب تروا
planform قهرمان یونانی جنگ تروا
ajax قهرمان یونانی جنگ تروا
nestor پیر مردمشاور و عاقل جنگ تروا
priam پریام پادشاه تروا وپدر هکتور
troy شهر تروا در شمال غربی اسیای صغیر
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associates وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
monitorial وابسته به
correspondents وابسته
subordinates وابسته
subordinated وابسته
contingents وابسته
subordinate وابسته
subordinating وابسته
cantabrigian وابسته به
carpal وابسته به مچ
sexual organs وابسته به
interdependent وابسته
cephalic وابسته به سر
contingent وابسته
diphtheric وابسته به
attendants وابسته
attendant وابسته
plantar وابسته به کف پا
elysian وابسته به
elfin وابسته به جن
febile وابسته به تب
pertaining وابسته
pertianing وابسته
dependants وابسته
dependant وابسته
aquatic وابسته به اب
commissarial وابسته به
riverrine وابسته به
comprador وابسته
congenerous وابسته
pyrexic وابسته به تب
pyrexial وابسته به تب
pyretic وابسته به تب
of kin وابسته
hanger on وابسته
levitical وابسته به
federating وابسته
tuitionary وابسته به
pertinent وابسته
related وابسته
affiliate وابسته
thereof=of that وابسته به ان
affiliated وابسته
dependent وابسته
belonging وابسته ها
attached وابسته
wedded وابسته
federates وابسته
federated وابسته
federate وابسته
germane وابسته
relative وابسته
thereof وابسته به ان
israelitish وابسته به
appurtenant وابسته
affiliates وابسته
attributable وابسته به
syncop وابسته به غش
relevant وابسته
attache وابسته
adjectives وابسته
correspondent وابسته
adjective وابسته
affiliating وابسته
messianic وابسته به
akin وابسته
gerontic وابسته به پیری
jesuitic وابسته به یسوعیون
irrigational وابسته به ابیاری
geomantic وابسته به رمالی
haemic وابسته بخون
isthmic وابسته به باریکه
gasolinic وابسته به بنزین
isthmian وابسته به باریکه
galilean وابسته به گالیله
hippocratic وابسته به طب بقراط
lactic وابسته به شیر
kufic وابسته به کوفه
far eastern وابسته بخاوردور
faunistic وابسته به جانوران
fetal وابسته به جنین
incorporative وابسته به الحاق
flexional وابسته به صرف
interoceptive وابسته به احشاء
idiographic وابسته به مجاز
floricultural وابسته به گلکاری
folkish وابسته به فولکلور
folklorish وابسته به فولکلور
glandulose وابسته به غدد
glandulous وابسته به غدد
gnomonic وابسته به شاخص
inner directed درون وابسته
inhibitive وابسته به جلوگیری
horatian وابسته به هوراس
indonesian وابسته به اندونزی
infusorial وابسته به نمرویان
humnanist وابسته به بشردوستی
inflexional وابسته به صرف
hunnish وابسته به هونها
hyperbolic وابسته به هذلولی
inferential وابسته به استنتاج
hygroscopic وابسته به نم نما
hydrologic وابسته به اب شناسی
hydrological وابسته به خواص اب
ichthyic وابسته به ماهی
homeric وابسته به هومر
inspectoral وابسته به بازرس ها
iraqi وابسته به عراق
iranian وابسته به ایران
iatric وابسته به پزشکی
gregorian وابسته به گریگوری
gular وابسته به مری
gutturo nasal وابسته بگلووبینی
predial or prae وابسته به زمین
indic وابسته به هند
interrogatory وابسته به سئوال
hematic وابسته به خون
internuptial وابسته به عروسی
interferential وابسته به دخالت
hypochondriacal وابسته به تهیگاه
intercollegiate وابسته بکالج ها
icarian وابسته به ایکاروس
facultative وابسته به faculty
auditive وابسته به شنوایی
air attache وابسته هوایی
affiliated company شرکت وابسته
aesculapian وابسته به دارگونه طب
aerological وابسته بهواشناسی
adipic وابسته به چربی
acoustical وابسته به شنوایی
degenerative وابسته به انحطاط
pancreatic وابسته به لوزالمعده
emotive وابسته به احساسات
altitudinal وابسته به اوج
analphabetic وابسته به بیسوادی
anginal وابسته به گلودرد
attache وابسته نظامی
astronautical وابسته به فضانوردان
associated company شرکت وابسته
army attache وابسته زمینی
army attache وابسته نظامی
archimedean وابسته به ارشمیدس
aortic وابسته بشاهرگ
aortal وابسته بشاهرگ
antichristian وابسته به دجال
landed وابسته بزمین
generic وابسته به تیره
paralytics وابسته به فلج
oratorical وابسته به سخنرانی
focal وابسته بکانون
planetary وابسته به سیاره
social وابسته بجامعه
subversion وابسته به خرابکاری
structurally وابسته به بنا
structural وابسته به بنا
structural وابسته به ساختمان
humans وابسته بانسان
nasal وابسته به بینی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com