Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
substitutive
وابسته به تعویض یا جابجاسازی
Other Matches
post knotting
پشت زنی
[تعویض گره ها بعد از اتمام فرش]
[گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
relocation
جابجاسازی
offsetting
جابجاسازی
apport
جابجاسازی
transplantation
جابجاسازی
offset
جابجاسازی
dynamic relocation
جابجاسازی پویا
static relocation
جابجاسازی ایستا
litter relay point
نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
stage set
تعویض سن
switched
تعویض
interchanging
تعویض
line feed
تعویض خط
resignation
تعویض
interchanges
تعویض
interchanged
تعویض
interchange
تعویض
resignations
تعویض
quid pro quos
تعویض
quid pro quo
تعویض
shift
تعویض
shifted
تعویض
substituent
تعویض
shifts
تعویض
switches
تعویض جا
switches
تعویض
switched
تعویض جا
substitution
تعویض
replace
تعویض
replacements
تعویض
replacing
تعویض
replaces
تعویض
switchover
تعویض
replaced
تعویض
refills
تعویض
refill
تعویض
refilled
تعویض
refilling
تعویض
switch
تعویض
switch
تعویض جا
rotation
تعویض
swapping
تعویض
replacement
تعویض
relieving
تعویض نگهبانی
adjournments
برخاست تعویض
supplant
تعویض کردن
alternation
تعویض قطب
illumination change
تعویض روشنایی
supplanted
تعویض کردن
substituted
تعویض بازیگر
request substitution
تقاضای تعویض
alternated
تعویض متناوب
substitute
تعویض بازیگر
alternate
تعویض متناوب
substituting
تعویض بازیگر
refillable
قابل تعویض
commutating switch
کلید تعویض
restaging
تعویض محل
alternates
تعویض متناوب
relieve
تعویض نگهبانی
relieves
تعویض نگهبانی
adjournment
برخاست تعویض
replacement cost
هزینه تعویض
supplanting
تعویض کردن
automatic carriage
تعویض خودکار
lead through
تعویض سرپرست
substitutionary
تعویض جانشینی
replacements
تعویض یکانها
substitutable
قابل تعویض
replacements
تعویض قطعه
interchange circuit
مدار تعویض
interchangeability
قابلیت تعویض
replacement
تعویض یکانها
replacement
تعویض قطعه
subs
تعویض بازیگر
replacer
تعویض کننده
direct exchange
تعویض باداغی
replaceable
قابل تعویض
maintenance
تعویض قط عات و...
interchangeable
قابل تعویض
supplants
تعویض کردن
line replacement
تعویض خط جبهه
line feed
تعویض سطر
pole changing
تعویض قطب
symmetrical exchange
تعویض قرینه
relief in place
تعویض در محل
oil change
تعویض روغن
shifter
تعویض کننده
exchange point
نقطه تعویض
changer
تعویض کننده
change court
تعویض زمین
sub
تعویض بازیگر
substitution
تعویض جانشینی
change
تعویض مبادله
alteration
تعویض کردن
changes
تعویض مبادله
turn over
برگردان تعویض
shift
نوبت تعویض
shift
تعویض کردن
shifted
نوبت تعویض
shifts
نوبت تعویض
changed
تعویض مبادله
rotation
تعویض محل
changing
تعویض مبادله
rotation
تعویض یکانها
modification
تعویض مدل
foreign exchange
تعویض خارجی
to shift
تعویض کردن
shifts
تعویض کردن
frequency changing
تعویض فرکانس
fungible
قابل تعویض
shifted
تعویض کردن
fungibility
قابلیت تعویض
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
linear amplifier
تعویض کننده خطی
substituent
قابل تعویض توکیلی
replace
چیزی را تعویض کردن
shift colors
تعویض پرچم ناو
substituting
تعویض جانشین کردن
substituting
تعویض کردن جابجاکردن
trade something in
<idiom>
تعویض وسایل کهنه
beater ejector
دکمه تعویض سر همزن
anastrophe
تعویض کلمات یک عبارت
exchanging
مبادله کردن تعویض
exchangeable disk
دیسک قابل تعویض
substitute
تعویض جانشین کردن
substitute
تعویض کردن جابجاکردن
noninterchanging states
حالتهای تعویض نشدنی
new line character
دخشه تعویض سطر
replaces
چیزی را تعویض کردن
pole changing switch
کلید تعویض قطب
shiftable
قابل تعویض یا انتقال
relief in place
تعویض یکانها در محل
substituted
تعویض جانشین کردن
changing the goal keeper
تعویض دروازه بان
replaced
چیزی را تعویض کردن
change of service
تعویض سرویس والیبال
renewable fuse
فیوز تعویض پذیر
substituted
تعویض کردن جابجاکردن
puts
تعویض کردن انداختن
replacing
چیزی را تعویض کردن
switch over
تعویض کردن برق
shift colors
پرچم را تعویض کنید
irreplaceable
غیر قابل تعویض
put
تعویض کردن انداختن
exchange
مبادله کردن تعویض
putting
تعویض کردن انداختن
line feed character
دخشه تعویض پذیر
pole changer
تعویض کننده قطب
courier transfer station
ایستگاه تعویض پیک
broadband exchange
تعویض پهن باند
gear change box
جعبه تعویض دنده
board exchange warranty
ضمانت تعویض برد
aircraft handover
تعویض کنترل هواپیما
exchanges
مبادله کردن تعویض
exchanged
مبادله کردن تعویض
interchangeable bearing shells
پوسته قابل تعویض یاطاقان
direct exchange items
اقلام قابل تعویض مستقیم
switched
تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
CDs
دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
carriage return
تعویض سطر Return/Enter
CD
دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
switch
تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
rotation
تعویض نوبتی یکانها یا افراد
change of station
انتقال تعویض محل خدمت
switches
تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
nineteens
علامت تعویض دروازه بان
lf
تعویض سطر تغذیه کاغذ
state succession
تعویض دولتهابه طور متوالی
chop
تعویض کنترل عملیاتی یکانها
chopped
تعویض کنترل عملیاتی یکانها
pole changing motor
موتور با قطبهای قابل تعویض
bank restriction
ممنوعیت تعویض پول با طلا
tiring house
محل تعویض لباس هنرپیشه
nineteen
علامت تعویض دروازه بان
tiring room
محل تعویض لباس هنرپیشه
data break
تاریخ تعویض کلید رمز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com