English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (6 milliseconds)
English Persian
phylogenetic وابسته به تکامل نژادی
phylogenic وابسته به تکامل نژادی
Other Matches
phylogeny تکامل نژادی
eugenic وابسته به به نژادی
evolution تکامل
upgrowth تکامل
ethnic نژادی
eugenics به نژادی
phyletic نژادی
racially نژادی
racial نژادی
ethnical نژادی
ethnicity نژادی
developments تکامل یافتن
full fledged تکامل یافته
full-fledged تکامل یافته
evolution تکامل تدریجی
social evolution تکامل اجتماعی
delelopment تکامل تدریجی
to develop تکامل یافتن
evolutionism اعتقاد به تکامل
mature economy تکامل یافته
development تکامل یافتن
self enrichment تکامل نفس
evolutionism تکامل گرایی
evolutionist تکامل گرا
racial unconscious ناهشیار نژادی
racial prejudice تعصب نژادی
color line مانع نژادی
racialism خصوصیات نژادی
racial segregation تفکیک نژادی
racism تبعیض نژادی
segregation تبعیض نژادی
multiracial چند نژادی
racialism تبعیضات نژادی
interracial بین نژادی
racial discrimination تبعیض نژادی
interrace بین نژادی
racial memory حافظه نژادی
ethnocentric طرفداربرتری نژادی
racial prejudice پیشداوری نژادی
gerontomorphosis پیر نژادی
abyssinian نژادی از گربه
evolutionally از روی قوائد تکامل
recapitulation تکراردوره سیر تکامل
recapitulations تکراردوره سیر تکامل
biogenesis سیر تکامل زندگی
cosmism فلسفه تکامل گیتی
evolution تحول تکامل تدریجی
transmutation قلب ماهیت تکامل
mature soil خاک تکامل یافته
oogenesis تشکیل و تکامل تخم
cosmogeny پیدایش و تکامل گیتی
completion نقط ه تکامل چیزی
phytogenesis پیدایش و تکامل گیاه
phytogeny پیدایش و تکامل گیاه
linebreed اصلاح نژادی کردن
immunogenetics مبحث مصونیت نژادی
miscegenation زناشویی میان نژادی
evolutionist معتقد به فرضیه تکامل یافرگشت
anthropogenic مربوط به پیدایش و تکامل انسان
anthropogenesis مبحث پیدایش و تکامل بشر
macroevoluyion تحولات عظیم سیر تکامل
evolutionism اصول ترقی و تکامل تدریجی
segregate تبعیض نژادی قائل شدن
racy دارای صفات اصلی و نژادی
segregating تبعیض نژادی قائل شدن
teutonism عقیده برتری نژادی المان
desegregate تفکیک نژادی را فسخ کردن
shropshire نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی
white supremacist طرفدار تفوق نژادی سفیدپوستان
phylogeny تاریخ نژادی جانور یا گیاه
segregates تبعیض نژادی قائل شدن
desegregates تفکیک نژادی را فسخ کردن
desegregating تفکیک نژادی را فسخ کردن
desegregated تفکیک نژادی را فسخ کردن
strains صفت موروثی خصوصیت نژادی
strain صفت موروثی خصوصیت نژادی
blasetocyst جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
sclav ect عضو نژادی که شامل مردم خاوراروپاباشد
eugenic از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
africander اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
manifest destiny لوازم قهری بسط وتوسعه نژادی
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
glottochronology مبحث مطالعه سیر تکامل زبانهای مختلف
dysgenics مبحث مطالعه فساد نسل وتباهی نژادی
Racial prejudice prevails in some countries. دربرخی کشورها تعصبات نژادی وجود دارد
cacogenesis فساد نژادی دراثر حفظ وابقاء صفات بد
inviable عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
abortion سقط نوزاد نارس یا رشد نکرده عدم تکامل
abortions سقط نوزاد نارس یا رشد نکرده عدم تکامل
pelasgic نام نخستین نژادی که دریونان و جزیرههای خاورمدیترانه ساکن شدند
lore فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
seral مربوط به تغییر وسیر تکامل یک منطقه از لم یزرعی بحالت ابادانی وپر درختی
karakul کاراکول [نژادی از گوسفند آسیائی با رنگ طبیعی سیاه، خاکستری و گاهی قهوه ای]
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
racism اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
polymeric دارای ذرات وترکیبات متعدد ومشابه چند نژادی چند رگه
incrossbreed تولید شده در اثر امیزش نژاد امیزش نژادی کردن
gametophyte گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lotus [نوعی گل نیلوفر آبی مصری که در فرش های چینی بیشتر بکار رفته و نشانه مذهب، تکامل، خلوص و زیبائی بوده و شباهتی با گل ختائی دارد.]
intergeneric بین انواع نژادی بین طبقهای
biogenesis تکامل حیات پیدایش حیات
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associates وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
revisionism روش فکری ادوارد برنشتاین المانی که ابتدا پیرو مارکس بود ولی بعدا" دکترین فوق را که مبتنی است بر اصلاح سیستم انقلابی مارکس و اعتقاد به این که سوسیالیسم از طریق تکامل تدریجی میتواندجهانگیر شود ابداع کرد
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
diphtheric وابسته به
federated وابسته
israelitish وابسته به
cephalic وابسته به سر
of kin وابسته
interdependent وابسته
subordinates وابسته
sexual organs وابسته به
belonging وابسته ها
affiliate وابسته
related وابسته
elysian وابسته به
attache وابسته
elfin وابسته به جن
comprador وابسته
subordinating وابسته
thereof=of that وابسته به ان
contingent وابسته
subordinate وابسته
contingents وابسته
commissarial وابسته به
attributable وابسته به
federating وابسته
congenerous وابسته
federates وابسته
tuitionary وابسته به
thereof وابسته به ان
dependent وابسته
subordinated وابسته
adjective وابسته
adjectives وابسته
akin وابسته
appurtenant وابسته
federate وابسته
affiliated وابسته
monitorial وابسته به
wedded وابسته
germane وابسته
correspondent وابسته
relevant وابسته
cantabrigian وابسته به
correspondents وابسته
hanger on وابسته
riverrine وابسته به
pyrexial وابسته به تب
plantar وابسته به کف پا
aquatic وابسته به اب
levitical وابسته به
febile وابسته به تب
messianic وابسته به
pertinent وابسته
attached وابسته
dependants وابسته
pertianing وابسته
pyrexic وابسته به تب
affiliating وابسته
attendants وابسته
relative وابسته
attendant وابسته
pyretic وابسته به تب
pertaining وابسته
affiliates وابسته
syncop وابسته به غش
carpal وابسته به مچ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com