Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
heather
وابسته به خلنگ
Other Matches
ericoid
خلنگ دار خلنگ زار
erica
خلنگ
piebald
خلنگ
heather
خلنگ
heath bell
گل خلنگ
heathy
خلنگ زار
ericaceous
خلنگ زار
moorlands
خلنگ زار
heath
خلنگ زار
moory
خلنگ زار
ericaceous
خلنگ دار
lingy
خلنگ زار
moorland
خلنگ زار
fourre
خلنگ زار
temperate and cold scrub
خلنگ زار
bosque
خلنگ زار
heaths
خلنگ زار
brier
نوعی درخت خلنگ یاخاربن
azalea
نوعی بوته ازجنس خلنگ
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associated
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
affiliating
وابسته
subordinated
وابسته
subordinates
وابسته
attendants
وابسته
diphtheric
وابسته به
related
وابسته
attendant
وابسته
thereof
وابسته به ان
affiliate
وابسته
affiliated
وابسته
attributable
وابسته به
tuitionary
وابسته به
federated
وابسته
affiliates
وابسته
subordinating
وابسته
comprador
وابسته
belonging
وابسته ها
commissarial
وابسته به
pertinent
وابسته
dependent
وابسته
dependant
وابسته
dependants
وابسته
febile
وابسته به تب
elysian
وابسته به
monitorial
وابسته به
plantar
وابسته به کف پا
aquatic
وابسته به اب
congenerous
وابسته
contingents
وابسته
adjective
وابسته
wedded
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
subordinate
وابسته
interdependent
وابسته
israelitish
وابسته به
cantabrigian
وابسته به
attached
وابسته
carpal
وابسته به مچ
syncop
وابسته به غش
adjectives
وابسته
attache
وابسته
akin
وابسته
relative
وابسته
hanger on
وابسته
riverrine
وابسته به
pyrexic
وابسته به تب
pyrexial
وابسته به تب
pyretic
وابسته به تب
pertianing
وابسته
messianic
وابسته به
sexual organs
وابسته به
appurtenant
وابسته
elfin
وابسته به جن
relevant
وابسته
correspondent
وابسته
correspondents
وابسته
pertaining
وابسته
germane
وابسته
federating
وابسته
federates
وابسته
federate
وابسته
cephalic
وابسته به سر
of kin
وابسته
levitical
وابسته به
contingent
وابسته
pharmacologic
وابسته بداروشناسی
penological
وابسته به کیفرشناسی
antichristian
وابسته به دجال
acoustical
وابسته به شنوایی
photic
وابسته به نوروروشنایی
affiliated company
شرکت وابسته
adipic
وابسته به چربی
aesculapian
وابسته به دارگونه طب
archimedean
وابسته به ارشمیدس
aerological
وابسته بهواشناسی
associated company
شرکت وابسته
astronautical
وابسته به فضانوردان
pharyngal
وابسته به گلوگاه
attache
وابسته نظامی
air attache
وابسته هوایی
aortal
وابسته بشاهرگ
perigean
وابسته به حضیضی
perigeal
وابسته به حضیضی
analphabetic
وابسته به بیسوادی
pygmaean
وابسته به پیگمی ها
photic
وابسته به تولیدنور
peruvian
وابسته به پرو
periclean
وابسته به پریکلس
altitudinal
وابسته به اوج
myelogenous
وابسته بمغزاستخوان
army attache
وابسته نظامی
army attache
وابسته زمینی
petiolar
وابسته به برگدم
petrologic
وابسته به سنگ
pharisaic
وابسته به فریسی
aortic
وابسته بشاهرگ
anginal
وابسته به گلودرد
landed
وابسته بزمین
municipal
وابسته بشهرداری
provencal
وابسته بشهر
psychologic
وابسته به روانشناسی
scientific
وابسته بعلم
puberal
وابسته به بلوغ
pubertal
وابسته به بلوغ
investigatory
وابسته به رسیدگی
vital
وابسته به زندگی
seminal
وابسته به منی
promethean
وابسته به پرومیتوس
structural
وابسته به ساختمان
presbyterial
وابسته به کشیش ها
humans
وابسته بانسان
human
وابسته بانسان
perlitic
وابسته به مروارید
ethnicity
وابسته به نژادشناسی
ethnic
وابسته به نژادشناسی
programmatic
وابسته به پروگرام
vital
وابسته بزندگی
menstrual
وابسته به قاعده گی
ranine
وابسته به وزغ
surgical
وابسته به جراحی
oracular
وابسته به وحی
rectal
وابسته به مقعد
matrimonial
وابسته به عروسی
jugulars
وابسته بوریدوداجی
jugular
وابسته بوریدوداجی
rectorial
وابسته به rector
radio ulnar
وابسته به زندبالاوزندپائین
radio carpal
وابسته به زندبالاومچ
pyrrhic
وابسته به " پیروس "
pythian
وابسته به "اپولو"
porcine
وابسته بخوک
psychiatric
وابسته به روانپزشکی
pygmean
وابسته به پیگمی ها
homicidal
وابسته به ادمکشی
solar
وابسته بخورشید
photographic
وابسته به عکاسی
structural
وابسته به بنا
structurally
وابسته به ساختمان
paralytics
وابسته به فلج
paralytic
وابسته به فلج
materialistic
وابسته به مادیات
connubial
وابسته به زناشویی
marines
وابسته به دریانوردی
marine
وابسته به دریانوردی
maritime
وابسته بدریانوردی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com