English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
psychedelic وابسته به داروهای توهم زا
Other Matches
hallucinogenic drugs داروهای توهم زا
psychedelic وابسته به توهم زایی
analgesics داروهای دردزا
tisane داروهای خیسانده
tisane داروهای جوشانده
analgetics داروهای دردزا
psychic energizer داروهای محرک
narcotics داروهای مخدر
energetics داروهای محرک
tricyclic drugs داروهای سه حلقهای
depressant drugs داروهای کندساز
antianxiety drugs داروهای ضد اضطراب
toxicology مبحث داروهای سمی
emmenagogue داروهای ازدیاد قاعدگی
psychedelic drugs داروهای روان پریشی زا
psychotomimetics داروهای روان پریشی زا
ataractic drugs داروهای ارام بخش
hypnotic drugs داروهای خواب اور
hypnotics داروهای خواب اور
neuroleptics داروهای ارام بخش
analeptics داروهای محرک اعصاب
internist متخصص داروهای درونی
psychotropic drugs داروهای روان گردان
anaphrodisia داروهای فلج کنندهء اعضاء تناسلی
doping نیروی کاذب حاصل از داروهای غیر مجاز
they rate as tonic drugs انها جزو داروهای نیروبخش بشمار میروند
Babies should be classified as antidepressants. نوزادان را باید در گروه داروهای ضد افسردگی قرار داد.
hallucinations توهم
misgiving توهم
misgivings توهم
hallucination توهم
psychedelic توهم زا
disenchantment رفع توهم
psychedelic داروی توهم زا
hypnopompic hallucination توهم پس خواب
apparition توهم دیداری
microptic hallucination توهم خردبینی
apparitions توهم دیداری
chromatism توهم رنگ
kinesthetic hallucination توهم جنبشی
photism توهم نوری
photoma توهم دیداری
somatic hallucination توهم تنی
visual hallucination توهم دیداری
affective hallucination توهم هیجانی
lilliputian hallucination توهم خردبینی
gustatory hallucination توهم چشایی
acoasm توهم شنیداری
acouasm توهم شنیداری
hallucinosis توهم زدگی
acousma توهم شنیداری
olfactory hallucination توهم بویایی
auditory hallucination توهم شنیداری
haptic hallucination توهم بساوشی
paracusis imaginaria توهم شنیداری
tactile hallucination توهم بساوشی
pseudohallucination توهم کاذب
parageusia توهم چشایی
money illusion توهم پولی
rhatany ریشه یکجور گیاه در امریکای جنوبی که در ساختن داروهای ... بکار میبرند
hypnagogic hallucination توهم پیش خواب
tu quoque توهم بیا بمیدان
macroptic hallucination توهم درشت بینی
fantastically بطور فانتزی توهم
acute hallucinosis توهم زدگی حاد
formication توهم لمس حشره
zoopsia توهم حیوان بینی
fantasticality دمدمی مزاجی توهم
alcoholic hallucinosis توهم زدگی الکلی
invagination توهم گیرکردگی توی خود برگشتگی
hallucinosis حالت هذیانی و وهمی ابتلاء به توهم دائمی
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
computer animation ایجاد توهم حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه
LSD لیسرجیک اسید دی اتیل آمید [دارویی توهم زا که در برخی باعث بروز حال عرفانی میشود]
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associating وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
messianic وابسته به
of kin وابسته
diphtheric وابسته به
adjective وابسته
interdependent وابسته
attendants وابسته
germane وابسته
plantar وابسته به کف پا
elysian وابسته به
appurtenant وابسته
carpal وابسته به مچ
febile وابسته به تب
tuitionary وابسته به
attendant وابسته
pertianing وابسته
adjectives وابسته
akin وابسته
pertaining وابسته
relative وابسته
thereof وابسته به ان
wedded وابسته
belonging وابسته ها
pertinent وابسته
related وابسته
affiliated وابسته
affiliates وابسته
affiliating وابسته
levitical وابسته به
federating وابسته
federates وابسته
hanger on وابسته
dependent وابسته
elfin وابسته به جن
affiliate وابسته
monitorial وابسته به
aquatic وابسته به اب
federate وابسته
federated وابسته
israelitish وابسته به
attached وابسته
subordinates وابسته
pyretic وابسته به تب
pyrexial وابسته به تب
subordinated وابسته
cantabrigian وابسته به
correspondent وابسته
cephalic وابسته به سر
dependants وابسته
dependant وابسته
subordinate وابسته
subordinating وابسته
pyrexic وابسته به تب
attache وابسته
syncop وابسته به غش
congenerous وابسته
correspondents وابسته
commissarial وابسته به
riverrine وابسته به
contingent وابسته
thereof=of that وابسته به ان
contingents وابسته
comprador وابسته
sexual organs وابسته به
relevant وابسته
attributable وابسته به
commercial attache وابسته تجارتی
horatian وابسته به هوراس
hunnish وابسته به هونها
paralytics وابسته به فلج
humnanist وابسته به بشردوستی
hypochondriacal وابسته به تهیگاه
clitoral وابسته به چوچوله
paralytic وابسته به فلج
hyperbolic وابسته به هذلولی
hygroscopic وابسته به نم نما
clitoric وابسته به چوچوله
generic وابسته به تیره
clerkly وابسته به کشیش
commercial attache وابسته بازرگانی
terpsichorean وابسته به رقص
chlorotic وابسته به یرقان
chaldaic وابسته بکلده
hydrological وابسته به خواص اب
hydrologic وابسته به اب شناسی
iatric وابسته به پزشکی
icarian وابسته به ایکاروس
interoceptive وابسته به احشاء
connubial وابسته به زناشویی
buccal وابسته به گونه
balsamic وابسته به بلسان
bacterial وابسته به باکتری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com