Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
microscopical
وابسته به ریزبین
Other Matches
microscope
ریزبین
microscopes
ریزبین
panopticon
نمایشگاه کالای گوناگون اسبابی که دوربین و ریزبین هردودران جمع میشود
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associate
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
contingent
وابسته
pertaining
وابسته
israelitish
وابسته به
subordinate
وابسته
elfin
وابسته به جن
attache
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
subordinating
وابسته
contingents
وابسته
appurtenant
وابسته
levitical
وابسته به
subordinated
وابسته
dependant
وابسته
dependants
وابسته
cantabrigian
وابسته به
pertinent
وابسته
congenerous
وابسته
thereof
وابسته به ان
interdependent
وابسته
febile
وابسته به تب
adjective
وابسته
adjectives
وابسته
sexual organs
وابسته به
akin
وابسته
federating
وابسته
federates
وابسته
federated
وابسته
federate
وابسته
diphtheric
وابسته به
hanger on
وابسته
riverrine
وابسته به
carpal
وابسته به مچ
cephalic
وابسته به سر
pyretic
وابسته به تب
pyrexial
وابسته به تب
pyrexic
وابسته به تب
aquatic
وابسته به اب
commissarial
وابسته به
affiliating
وابسته
affiliates
وابسته
attendant
وابسته
affiliated
وابسته
affiliate
وابسته
related
وابسته
comprador
وابسته
elysian
وابسته به
dependent
وابسته
correspondent
وابسته
attendants
وابسته
tuitionary
وابسته به
attached
وابسته
of kin
وابسته
relative
وابسته
wedded
وابسته
relevant
وابسته
messianic
وابسته به
correspondents
وابسته
belonging
وابسته ها
syncop
وابسته به غش
subordinates
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
pertianing
وابسته
germane
وابسته
monitorial
وابسته به
attributable
وابسته به
cycloidal
وابسته به دایره
structurally
وابسته به بنا
cuttural attache
وابسته فرهنگی
cuticular
وابسته به پوست
cufic
وابسته به کوفه
stimulus bound
محرک- وابسته
stomatic
وابسته بدهان
hypochondriacal
وابسته به تهیگاه
corneal
وابسته به قرنیه
congestive
وابسته به تراکم
stomatal
وابسته به دهان
subversion
وابسته به خرابکاری
mission
وابسته به ماموریت
commercial attache
وابسته بازرگانی
commercial attache
وابسته تجارتی
commercial attache
وابسته تجاری
communistic
وابسته بکمونیسم
pessimistic
وابسته به بدبینی
nasal
وابسته به منخرین
investigatory
وابسته به رسیدگی
trigonometric
وابسته به مثلثات
oratorical
وابسته به سخنرانی
troy
وابسته به تروا
focal
وابسته بکانون
compunctious
وابسته به پشیمانی
planetary
وابسته به سیاره
trophic
وابسته بتغذیه
subordinate class
طبقه وابسته
darky
وابسته به نژادسیاه
deathy
وابسته بمردن
tubulifloral
وابسته به استکانیان
seminal
وابسته به منی
municipal
وابسته بشهرداری
soudanese
وابسته به soudan
tussive
وابسته به سرفه
scientific
وابسته بعلم
dioecious
وابسته به مگ س گیران
tutelary
وابسته بقیمومت
diphtheritic
وابسته به خناق
dipteran
وابسته به دوبالان
dominical
وابسته بخداوند
vital
وابسته به زندگی
vital
وابسته بزندگی
menstrual
وابسته به قاعده گی
undersurface
وابسته بزیرسطح
diametral
وابسته بقطر
ethnic
وابسته به نژادشناسی
deltaic
وابسته به دلتا
structurally
وابسته به ساختمان
dependant variable
متغیر وابسته
specie
وابسته بسکه
structural
وابسته به بنا
dependent variable
متغیر وابسته
indonesian
وابسته به اندونزی
social
وابسته بجامعه
dermatic
وابسته به زیرپوست
device dependent
وابسته به دستگاه
tubuliferous
وابسته به استکانیان
humans
وابسته بانسان
diaconal
وابسته بشماس
human
وابسته بانسان
ethnicity
وابسته به نژادشناسی
subunits
یکانهای وابسته
toplogic
وابسته به مکانشناسی
archimedean
وابسته به ارشمیدس
army attache
وابسته نظامی
army attache
وابسته زمینی
associated company
شرکت وابسته
astronautical
وابسته به فضانوردان
pancreatic
وابسته به لوزالمعده
emotive
وابسته به احساسات
landed
وابسته بزمین
neuralgic
وابسته به پی درد
attache
وابسته نظامی
tonsorial
وابسته به سلمانی
generic
وابسته به تیره
auditive
وابسته به شنوایی
auricular
وابسته بشنوایی
theosophical
وابسته به عرفان
avian
وابسته به مرغان
thermometric
وابسته به گرماسنج
thermometric
وابسته به گرماسنجی
affiliated company
شرکت وابسته
air attache
وابسته هوایی
altitudinal
وابسته به اوج
time dependent
وابسته به زمان
analphabetic
وابسته به بیسوادی
anginal
وابسته به گلودرد
tibial
وابسته بدرشت نی
antichristian
وابسته به دجال
aortal
وابسته بشاهرگ
aortic
وابسته بشاهرگ
therof
وابسته بان
aesculapian
وابسته به دارگونه طب
aerological
وابسته بهواشناسی
adipic
وابسته به چربی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com