English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
tussive وابسته به سرفه
Other Matches
coughed سرفه
coughs سرفه
cough سرفه
coughing سرفه
antitussive ضد سرفه
whooping cough سیاه سرفه
cough سرفه کردن
bechic دافع سرفه
coughed سرفه کردن
coughing سرفه کردن
pertussis سیاه سرفه
pertussus سیاه سرفه
tussive سرفه اور
coughs سرفه کردن
100-day cough سیاه سرفه [پزشکی]
whoopingcough سیاه سرفه [پزشکی]
pertussis سیاه سرفه [پزشکی]
antitussive ارام کنندهء سرفه
whoop صدای سیاه سرفه
whooping cough سیاه سرفه [پزشکی]
whoops صدای سیاه سرفه
whooping صدای سیاه سرفه
whooped صدای سیاه سرفه
hacked سرفه خشک وکوتاه چاک
whooped صدای بلند مثل سرفه
whooping صدای بلند مثل سرفه
whoops صدای بلند مثل سرفه
hacks سرفه خشک وکوتاه چاک
hack سرفه خشک وکوتاه چاک
whooping cough vaccination واکسن سیاه سرفه [پزشکی]
whoop صدای بلند مثل سرفه
hawking شکارباباز سرفه برای بیرون اوردن خلط
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
pipped انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
pip انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
pipping انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
pips انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associating وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
syncop وابسته به غش
levitical وابسته به
belonging وابسته ها
germane وابسته
thereof=of that وابسته به ان
cantabrigian وابسته به
diphtheric وابسته به
dependants وابسته
attache وابسته
of kin وابسته
wedded وابسته
attendant وابسته
dependant وابسته
pertinent وابسته
carpal وابسته به مچ
elfin وابسته به جن
adjective وابسته
plantar وابسته به کف پا
hanger on وابسته
attendants وابسته
interdependent وابسته
commissarial وابسته به
comprador وابسته
aquatic وابسته به اب
congenerous وابسته
adjectives وابسته
thereof وابسته به ان
affiliating وابسته
pyrexic وابسته به تب
pyretic وابسته به تب
affiliate وابسته
israelitish وابسته به
affiliated وابسته
akin وابسته
pyrexial وابسته به تب
affiliates وابسته
cephalic وابسته به سر
pertaining وابسته
riverrine وابسته به
attributable وابسته به
federates وابسته
subordinate وابسته
federating وابسته
relevant وابسته
subordinated وابسته
subordinates وابسته
dependent وابسته
federated وابسته
attached وابسته
federate وابسته
monitorial وابسته به
correspondents وابسته
contingents وابسته
correspondent وابسته
pertianing وابسته
elysian وابسته به
febile وابسته به تب
appurtenant وابسته
contingent وابسته
messianic وابسته به
tuitionary وابسته به
related وابسته
relative وابسته
sexual organs وابسته به
subordinating وابسته
supererogatory وابسته به بس پردازی
corneal وابسته به قرنیه
dependent variable متغیر وابسته
sympathetics پی یا عصب که وابسته به
specie وابسته بسکه
swinish وابسته به خوک
deltaic وابسته به دلتا
sudanese وابسته به سودان
cufic وابسته به کوفه
eponymic وابسته به سرخاندان
seminal وابسته به منی
cuttural attache وابسته فرهنگی
subunits یکانهای وابسته
stomatal وابسته به دهان
cycloidal وابسته به دایره
cuticular وابسته به پوست
subordinate class طبقه وابسته
municipal وابسته بشهرداری
darky وابسته به نژادسیاه
deathy وابسته بمردن
dependant variable متغیر وابسته
structural وابسته به ساختمان
diphtheritic وابسته به خناق
uranological وابسته به اسمانشناسی
dipteran وابسته به دوبالان
dominical وابسته بخداوند
structural وابسته به بنا
stimulus bound محرک- وابسته
structurally وابسته به ساختمان
oratorical وابسته به سخنرانی
focal وابسته بکانون
dramaturgic وابسته به فن نمایش
emotive وابسته به احساسات
planetary وابسته به سیاره
social وابسته بجامعه
dioecious وابسته به مگ س گیران
stomatic وابسته بدهان
diametral وابسته بقطر
interoceptive وابسته به احشاء
eleemosynary وابسته به صدقه
ethnic وابسته به نژادشناسی
eleemosinary وابسته به صدقه
dermatic وابسته به زیرپوست
device dependent وابسته به دستگاه
nasal وابسته به بینی
ethnicity وابسته به نژادشناسی
human وابسته بانسان
humans وابسته بانسان
structurally وابسته به بنا
diaconal وابسته بشماس
subversion وابسته به خرابکاری
materialistic وابسته به مادیات
astronautical وابسته به فضانوردان
associated company شرکت وابسته
army attache وابسته زمینی
army attache وابسته نظامی
archimedean وابسته به ارشمیدس
totemic وابسته به توتم
totemistic وابسته به توتم
aortic وابسته بشاهرگ
toplogic وابسته به مکانشناسی
attache وابسته نظامی
tibial وابسته بدرشت نی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com