English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
ethnographical وابسته به شرح نژادها
Other Matches
ethnogeny گفتار در پیدایش نژادها مبحث مبادی نژادها
ethnography مطالعه علمی نژادها
ethnology علم مطالعه نژادها و اقوام
inbreeding تخم کشی از جانوران هم تیره تولید و تناسل در میان هم نژادها
pan germanism نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
racism اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
anthropography علم ساختمان بدن انسان رشتهای از علم انسان شناسی که درباره تاثیراوضاع جغرافیایی بر روی نژادها صحبت میکند
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associated وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
thereof=of that وابسته به ان
subordinated وابسته
subordinate وابسته
elysian وابسته به
pertaining وابسته
israelitish وابسته به
dependant وابسته
subordinates وابسته
appurtenant وابسته
attache وابسته
subordinating وابسته
affiliates وابسته
levitical وابسته به
febile وابسته به تب
elfin وابسته به جن
dependants وابسته
affiliated وابسته
akin وابسته
federates وابسته
affiliate وابسته
related وابسته
riverrine وابسته به
hanger on وابسته
federating وابسته
sexual organs وابسته به
congenerous وابسته
adjectives وابسته
pertinent وابسته
adjective وابسته
interdependent وابسته
affiliating وابسته
attendants وابسته
diphtheric وابسته به
cantabrigian وابسته به
carpal وابسته به مچ
attendant وابسته
syncop وابسته به غش
cephalic وابسته به سر
pyretic وابسته به تب
pyrexial وابسته به تب
pyrexic وابسته به تب
aquatic وابسته به اب
federate وابسته
federated وابسته
commissarial وابسته به
comprador وابسته
thereof وابسته به ان
plantar وابسته به کف پا
attached وابسته
correspondents وابسته
correspondent وابسته
relative وابسته
relevant وابسته
monitorial وابسته به
messianic وابسته به
dependent وابسته
germane وابسته
of kin وابسته
belonging وابسته ها
tuitionary وابسته به
contingent وابسته
pertianing وابسته
attributable وابسته به
wedded وابسته
contingents وابسته
congestive وابسته به تراکم
investigatory وابسته به رسیدگی
stomatic وابسته بدهان
corneal وابسته به قرنیه
stomatal وابسته به دهان
stimulus bound محرک- وابسته
cufic وابسته به کوفه
cuticular وابسته به پوست
deltaic وابسته به دلتا
cuttural attache وابسته فرهنگی
deathy وابسته بمردن
vital وابسته به زندگی
darky وابسته به نژادسیاه
cycloidal وابسته به دایره
troy وابسته به تروا
vital وابسته بزندگی
communistic وابسته بکمونیسم
naval وابسته به کشتی
trachean وابسته به نای
missions وابسته به ماموریت
compunctious وابسته به پشیمانی
mission وابسته به ماموریت
pessimistic وابسته به بدبینی
nasal وابسته به منخرین
nasal وابسته به بینی
totemic وابسته به توتم
trigonometric وابسته به مثلثات
trophic وابسته بتغذیه
menstrual وابسته به قاعده گی
oratorical وابسته به سخنرانی
tutelary وابسته بقیمومت
tubuliferous وابسته به استکانیان
structural وابسته به ساختمان
municipal وابسته بشهرداری
dipteran وابسته به دوبالان
humans وابسته بانسان
soudanese وابسته به soudan
human وابسته بانسان
sorcerous وابسته به جادوگری
ethnicity وابسته به نژادشناسی
diphtheritic وابسته به خناق
ethnic وابسته به نژادشناسی
tubulifloral وابسته به استکانیان
scientific وابسته بعلم
tussive وابسته به سرفه
seminal وابسته به منی
diametral وابسته بقطر
dominical وابسته بخداوند
structural وابسته به بنا
specie وابسته بسکه
dependant variable متغیر وابسته
planetary وابسته به سیاره
dependent variable متغیر وابسته
social وابسته بجامعه
dermatic وابسته به زیرپوست
device dependent وابسته به دستگاه
subversion وابسته به خرابکاری
dramaturgic وابسته به فن نمایش
analphabetic وابسته به بیسوادی
diaconal وابسته بشماس
structurally وابسته به بنا
structurally وابسته به ساختمان
dioecious وابسته به مگ س گیران
maritime وابسته بدریانوردی
tibial وابسته بدرشت نی
aerological وابسته بهواشناسی
adipic وابسته به چربی
acoustical وابسته به شنوایی
degenerative وابسته به انحطاط
attache وابسته نظامی
pancreatic وابسته به لوزالمعده
emotive وابسته به احساسات
auditive وابسته به شنوایی
auricular وابسته بشنوایی
anginal وابسته به گلودرد
theosophical وابسته به عرفان
avian وابسته به مرغان
bacchanal وابسته به باکوس
landed وابسته بزمین
focal وابسته بکانون
aesculapian وابسته به دارگونه طب
astronautical وابسته به فضانوردان
associated company شرکت وابسته
antichristian وابسته به دجال
aortal وابسته بشاهرگ
aortic وابسته بشاهرگ
therof وابسته بان
time dependent وابسته به زمان
altitudinal وابسته به اوج
air attache وابسته هوایی
tonsorial وابسته به سلمانی
toplogic وابسته به مکانشناسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com