English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
mayoral وابسته به شهردار
Other Matches
mayors شهردار
mayoress زن شهردار
portreeve شهردار
provosts شهردار
municipality شهردار
mayoresses شهردار زن
mayor شهردار
mayoresses زن شهردار
burgomaster شهردار
provost شهردار
municipalities شهردار
mayoress شهردار زن
town manager شهردار انتصابی
syndic کلانتر یا شهردار رئیس صنف
The editorial staff drew unflattering comparisons between the mayor and a dictator. هیات تحریریه مقایسه برخورنده ای بین این شهردار و دیکتاتوری کرد.
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associate وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
belonging وابسته ها
dependent وابسته
subordinates وابسته
subordinating وابسته
dependants وابسته
monitorial وابسته به
elysian وابسته به
febile وابسته به تب
aquatic وابسته به اب
dependant وابسته
diphtheric وابسته به
affiliating وابسته
federate وابسته
cephalic وابسته به سر
appurtenant وابسته
carpal وابسته به مچ
pyretic وابسته به تب
cantabrigian وابسته به
interdependent وابسته
pertianing وابسته
adjective وابسته
adjectives وابسته
akin وابسته
attache وابسته
thereof=of that وابسته به ان
federated وابسته
federates وابسته
affiliates وابسته
affiliated وابسته
related وابسته
pertinent وابسته
plantar وابسته به کف پا
congenerous وابسته
thereof وابسته به ان
comprador وابسته
commissarial وابسته به
syncop وابسته به غش
attendant وابسته
attendants وابسته
of kin وابسته
tuitionary وابسته به
federating وابسته
attached وابسته
germane وابسته
correspondents وابسته
correspondent وابسته
pertaining وابسته
relative وابسته
messianic وابسته به
hanger on وابسته
elfin وابسته به جن
levitical وابسته به
subordinate وابسته
pyrexic وابسته به تب
pyrexial وابسته به تب
israelitish وابسته به
sexual organs وابسته به
wedded وابسته
affiliate وابسته
relevant وابسته
contingent وابسته
attributable وابسته به
riverrine وابسته به
contingents وابسته
subordinated وابسته
psychiatric وابسته به روانپزشکی
vital وابسته بزندگی
investigatory وابسته به رسیدگی
cosmic وابسته بگیتی
menstrual وابسته به قاعده گی
pygmean وابسته به پیگمی ها
jugular وابسته بوریدوداجی
porcine وابسته بخوک
photic وابسته به نوروروشنایی
pygmaean وابسته به پیگمی ها
pythian وابسته به "اپولو"
vital وابسته به زندگی
anginal وابسته به گلودرد
seminal وابسته به منی
psychologic وابسته به روانشناسی
municipal وابسته بشهرداری
antichristian وابسته به دجال
photic وابسته به تولیدنور
puberal وابسته به بلوغ
pubertal وابسته به بلوغ
pyrrhic وابسته به " پیروس "
scientific وابسته بعلم
aortal وابسته بشاهرگ
aortic وابسته بشاهرگ
rectal وابسته به مقعد
pharisaic وابسته به فریسی
petrologic وابسته به سنگ
surgical وابسته به جراحی
archimedean وابسته به ارشمیدس
perigean وابسته به حضیضی
petiolar وابسته به برگدم
army attache وابسته نظامی
army attache وابسته زمینی
peruvian وابسته به پرو
associated company شرکت وابسته
photographic وابسته به عکاسی
oracular وابسته به وحی
solar وابسته بخورشید
jugulars وابسته بوریدوداجی
matrimonial وابسته به عروسی
radio carpal وابسته به زندبالاومچ
homicidal وابسته به ادمکشی
radio ulnar وابسته به زندبالاوزندپائین
pharyngal وابسته به گلوگاه
pharmacologic وابسته بداروشناسی
ranine وابسته به وزغ
rhinal وابسته به بینی
perlitic وابسته به مروارید
astronautical وابسته به فضانوردان
rectorial وابسته به rector
predial or prae وابسته به زمین
generic وابسته به تیره
nasal وابسته به بینی
press attache وابسته مطبوعاتی
presbyterial وابسته به کشیش ها
oratorical وابسته به سخنرانی
pocky وابسته به ابله
paralytic وابسته به فلج
focal وابسته بکانون
planetary وابسته به سیاره
landed وابسته بزمین
plumbous وابسته به سرب
social وابسته بجامعه
nasal وابسته به منخرین
pessimistic وابسته به بدبینی
mission وابسته به ماموریت
potamic وابسته به رودها
naval وابسته به کشتی
preemptive وابسته به حق شفعه
preemptive وابسته به پیشدستی
maritime وابسته بدریانوردی
marine وابسته به دریانوردی
marines وابسته به دریانوردی
connubial وابسته به زناشویی
prefectoral وابسته به اداری
prefectorial وابسته به اداری
materialistic وابسته به مادیات
paralytics وابسته به فلج
subversion وابسته به خرابکاری
structurally وابسته به بنا
missions وابسته به ماموریت
aesculapian وابسته به دارگونه طب
affiliated company شرکت وابسته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com