English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
cloistral وابسته به صومعه
Search result with all words
claustral صومعه نشین وابسته بدیر یاصومعه
Other Matches
nunnery صومعه
nunneries صومعه
monastery صومعه
monasteries صومعه
mninster صومعه
convents صومعه
convent صومعه
abbeys صومعه
abbey صومعه
prior رئیس صومعه
cenobite صومعه نشین
common-house نشیمنگاه صومعه
ambulatory رواق صومعه
porteress زن دربان صومعه
portress زن دربان صومعه
friar راهب صومعه
friars راهب صومعه
prioress رئیسه صومعه
friary صومعه خانقاه
laura صومعه کلیسای شرقی
calefactory [اتاق گرم صومعه]
cloisters صومعه گوشه نشینی کردن
cloister صومعه گوشه نشینی کردن
abbess رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
abbesses رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associating وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
riverrine وابسته به
dependants وابسته
israelitish وابسته به
attached وابسته
dependant وابسته
levitical وابسته به
tuitionary وابسته به
belonging وابسته ها
sexual organs وابسته به
pyretic وابسته به تب
akin وابسته
pyrexial وابسته به تب
hanger on وابسته
interdependent وابسته
attendants وابسته
attendant وابسته
adjective وابسته
pyrexic وابسته به تب
germane وابسته
diphtheric وابسته به
adjectives وابسته
febile وابسته به تب
congenerous وابسته
aquatic وابسته به اب
comprador وابسته
commissarial وابسته به
syncop وابسته به غش
cephalic وابسته به سر
pertaining وابسته
carpal وابسته به مچ
attache وابسته
cantabrigian وابسته به
elfin وابسته به جن
affiliating وابسته
affiliates وابسته
affiliated وابسته
thereof وابسته به ان
dependent وابسته
elysian وابسته به
federate وابسته
federated وابسته
federates وابسته
federating وابسته
pertinent وابسته
related وابسته
appurtenant وابسته
affiliate وابسته
thereof=of that وابسته به ان
subordinating وابسته
correspondents وابسته
attributable وابسته به
subordinated وابسته
subordinates وابسته
plantar وابسته به کف پا
of kin وابسته
wedded وابسته
messianic وابسته به
relevant وابسته
relative وابسته
monitorial وابسته به
correspondent وابسته
contingent وابسته
subordinate وابسته
pertianing وابسته
contingents وابسته
platinic وابسته به پلاتین
pistillary وابسته به مادگی گل
commercial attache وابسته تجارتی
chaldaic وابسته بکلده
tenruial وابسته بتصدی
catabolic وابسته به فروساخت
onomastic وابسته به اسم
tarsal وابسته بقوزک پا
cephalalgic وابسته بسردرد
cellulosic وابسته بسلولز
ornithic وابسته به مرغان
piscatory وابسته به صیدماهی
bacchanal وابسته به باکوس
thermometric وابسته به گرماسنج
avian وابسته به مرغان
thermometric وابسته به گرماسنجی
therof وابسته بان
auricular وابسته بشنوایی
auditive وابسته به شنوایی
outer directed برون وابسته
ovular وابسته به تخمک
bacterial وابسته به باکتری
balsamic وابسته به بلسان
orthopedic وابسته به استخوانپزشکی
piscatory وابسته به ماهیگیری
buccal وابسته به گونه
terpsichorean وابسته به رقص
tetanal وابسته به کزاز
texas وابسته به تکزاس
piscatorial وابسته به صیدماهی
theosophical وابسته به عرفان
piscatorial وابسته به ماهیگیری
palatal وابسته به کام
darky وابسته به نژادسیاه
cufic وابسته به کوفه
stomatic وابسته بدهان
pocky وابسته به ابله
corneal وابسته به قرنیه
subordinate class طبقه وابسته
subunits یکانهای وابسته
sudanese وابسته به سودان
supererogatory وابسته به بس پردازی
cuticular وابسته به پوست
cuttural attache وابسته فرهنگی
nomological وابسته به قانون
stimulus bound محرک- وابسته
stomatal وابسته به دهان
cycloidal وابسته به دایره
non self maintained discharge تخلیه وابسته
numbered fleet ناوگان وابسته
numerary وابسته به اعداد
nunnish وابسته به راهبات
congestive وابسته به تراکم
plumbous وابسته به سرب
deathy وابسته بمردن
ogygian وابسته بروزگار
clitoric وابسته به چوچوله
clitoral وابسته به چوچوله
oleic وابسته بروغن
clerkly وابسته به کشیش
olfactive وابسته به بویایی
syncretic وابسته به همتایی
synesthetic وابسته به همرنجی
symphyseal وابسته به همرویش
sympathetics پی یا عصب که وابسته به
odontic وابسته به دندان
compunctious وابسته به پشیمانی
pleural وابسته به شامه شش
communistic وابسته بکمونیسم
oesophageal وابسته به مری
commercial attache وابسته تجاری
commercial attache وابسته بازرگانی
swinish وابسته به خوک
chlorotic وابسته به یرقان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com