English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
theosophical وابسته به عرفان
Other Matches
sufism عرفان
theosophy عرفان
gnosticize عرفان
mysticism عرفان
gnosticize عرفان گفتن
theosophism عقیده به عرفان
theosophist اهل عرفان
gnosticize ازراه عرفان تشریح کردن
gnosis دانش رازهای روحانی عرفان
mysticism توجیه مسائل سیاسی به مدد الهام واشراق عرفان
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associate وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
carpal وابسته به مچ
subordinates وابسته
thereof=of that وابسته به ان
adjectives وابسته
adjective وابسته
interdependent وابسته
cantabrigian وابسته به
israelitish وابسته به
monitorial وابسته به
dependant وابسته
dependants وابسته
elysian وابسته به
congenerous وابسته
comprador وابسته
commissarial وابسته به
attendant وابسته
subordinating وابسته
attendants وابسته
tuitionary وابسته به
of kin وابسته
cephalic وابسته به سر
diphtheric وابسته به
akin وابسته
affiliating وابسته
dependent وابسته
aquatic وابسته به اب
belonging وابسته ها
attributable وابسته به
germane وابسته
pertaining وابسته
elfin وابسته به جن
sexual organs وابسته به
attached وابسته
pyretic وابسته به تب
pyrexial وابسته به تب
pyrexic وابسته به تب
affiliates وابسته
affiliated وابسته
pertinent وابسته
attache وابسته
pertianing وابسته
appurtenant وابسته
federate وابسته
federated وابسته
federates وابسته
federating وابسته
syncop وابسته به غش
thereof وابسته به ان
plantar وابسته به کف پا
related وابسته
affiliate وابسته
riverrine وابسته به
subordinated وابسته
relative وابسته
febile وابسته به تب
hanger on وابسته
contingent وابسته
messianic وابسته به
contingents وابسته
relevant وابسته
subordinate وابسته
correspondents وابسته
wedded وابسته
levitical وابسته به
correspondent وابسته
inhibitive وابسته به جلوگیری
gregorian وابسته به گریگوری
generic وابسته به تیره
infusorial وابسته به نمرویان
plumbous وابسته به سرب
inner directed درون وابسته
landed وابسته بزمین
pleural وابسته به شامه شش
gnomonic وابسته به شاخص
inspectoral وابسته به بازرس ها
pocky وابسته به ابله
paralytics وابسته به فلج
preemptive وابسته به پیشدستی
preemptive وابسته به حق شفعه
predial or prae وابسته به زمین
indonesian وابسته به اندونزی
potamic وابسته به رودها
naval وابسته به کشتی
gutturo nasal وابسته بگلووبینی
maritime وابسته بدریانوردی
marine وابسته به دریانوردی
marines وابسته به دریانوردی
connubial وابسته به زناشویی
inferential وابسته به استنتاج
gular وابسته به مری
materialistic وابسته به مادیات
inflexional وابسته به صرف
paralytic وابسته به فلج
prefectoral وابسته به اداری
intercollegiate وابسته بکالج ها
internuptial وابسته به عروسی
altitudinal وابسته به اوج
interoceptive وابسته به احشاء
interrogatory وابسته به سئوال
geomantic وابسته به رمالی
analphabetic وابسته به بیسوادی
anginal وابسته به گلودرد
iranian وابسته به ایران
iraqi وابسته به عراق
photic وابسته به تولیدنور
photic وابسته به نوروروشنایی
antichristian وابسته به دجال
irrigational وابسته به ابیاری
isthmian وابسته به باریکه
isthmic وابسته به باریکه
jesuitic وابسته به یسوعیون
air attache وابسته هوایی
piscatorial وابسته به ماهیگیری
piscatorial وابسته به صیدماهی
glandulous وابسته به غدد
platinic وابسته به پلاتین
emotive وابسته به احساسات
pancreatic وابسته به لوزالمعده
glandulose وابسته به غدد
degenerative وابسته به انحطاط
interferential وابسته به دخالت
pistillary وابسته به مادگی گل
acoustical وابسته به شنوایی
piscatory وابسته به صیدماهی
gerontic وابسته به پیری
adipic وابسته به چربی
piscatory وابسته به ماهیگیری
aerological وابسته بهواشناسی
aesculapian وابسته به دارگونه طب
affiliated company شرکت وابسته
gasolinic وابسته به بنزین
aesthetically وابسته به زیبایی
psychiatric وابسته به روانپزشکی
porcine وابسته بخوک
hyperbolic وابسته به هذلولی
hippocratic وابسته به طب بقراط
hydrologic وابسته به اب شناسی
pygmean وابسته به پیگمی ها
menstrual وابسته به قاعده گی
hydrological وابسته به خواص اب
vital وابسته بزندگی
vital وابسته به زندگی
hygroscopic وابسته به نم نما
investigatory وابسته به رسیدگی
pygmaean وابسته به پیگمی ها
pythian وابسته به "اپولو"
scientific وابسته بعلم
pyrrhic وابسته به " پیروس "
radio carpal وابسته به زندبالاومچ
homicidal وابسته به ادمکشی
radio ulnar وابسته به زندبالاوزندپائین
cosmic وابسته بگیتی
horatian وابسته به هوراس
homeric وابسته به هومر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com