Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
loral
وابسته به فاصله میان چشم ومنقار پرندگان
Other Matches
lore
فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
single space
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance
فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
interdental space
فاصله میان دو دندان
interblock gap
فاصله میان بلوکی
interstellar space
فاصله میان ستارگان
iteract
فاصله میان دو پرده
entracte
فاصله میان دو پرده
dashed
فاصله میان دو حرف خط تیره
dash
فاصله میان دو حرف خط تیره
diastema
شکاف یا فاصله میان دندانها
dashes
فاصله میان دو حرف خط تیره
interfenestration
فاصله میان روزنه ها یاپنجرههای عمارت
There is a vast gulf between the haves and have - nots .
میان دارا وندار دریایی فاصله است
dot pitch
فاصله میلیمتری میان نقاط منفرد روی یک صفحه نمایش
cont line
فاصله میان رشتههای طناب یاچلیک هایی که تنگ هم چیده باشند
drop
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropped
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropping
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drops
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
psychophysical
وابسته بعلم روابط میان تن وروان
kerning
کاهش دادن فضای خالی میان دو حرف معین کاهش فاصله دخشه ها
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
popinjay
طوطی سبز رنگ ومنقار وپا قرمز
baseband transmission
روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
pyramid spot
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
point blank range
فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
medoterranean
واقع در میان چند زمین میان زمینی
interval
فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
space
فاصله دادن فاصله داشتن
spaces
فاصله دادن فاصله داشتن
intervenient
در میان اینده واقع در میان
futtock
میان چوب میان تیر
collision parameter
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
birdseed
غذای پرندگان
school
گروه پرندگان
schools
گروه پرندگان
air sac
بادکنک پرندگان
aviaries
محل پرندگان
aviary
محل پرندگان
ornithography
شرح پرندگان
fowler
شکارچی پرندگان
ornithic fossils
سنگوارههای پرندگان
birds of prey
پرندگان شکاری
alleys
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
flocked
جمعیت دسته پرندگان
wildfowler
شکارچی پرندگان ابی
flocking
جمعیت دسته پرندگان
the proper instinct of birds
غریزه ویژه پرندگان
flocks
جمعیت دسته پرندگان
woodnote
نغعه پرندگان جنگلی
flock
جمعیت دسته پرندگان
hard bill
پرندگان سخت منقار
patagium
پرده پای پرندگان
acropodium
سطح فوقانی پای پرندگان
rookery
زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
ani
پرندگان سیاهی ازخانوادهء فاخته
nestling
بچه پرندگان اشیان گیری
flyway
راه هوایی پرندگان مهاجر
nestlings
بچه پرندگان اشیان گیری
rookeries
زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
small game
پرندگان وپستانداران شکاری کوچک
oology
بررسی و جمع اوری تخم پرندگان
tertial
مربوط به سومین شاهپر بال پرندگان
upland game
پرندگان و حیوانات کوچم شکاری در ارتفاعات
Birds of a feather flock together .
<proverb>
پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
guan
جنسی از پرندگان بزرگ ازراسته ماکیان
avifauna
کلیه مرغان یک سرزمین پرندگان یک ناحیه
hole
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
popinjay shooting
کمانگیری با تیرهای نوک کندبه پرندگان مصنوعی
glede
انواع پرندگان یامرغان شکاری مخصوصازغن یا چالاقان
close march
راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
small game
پرندگان و حیوانات کوچک که برای تفریح شکار می شوند
jacamar
پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
down
پر دراوردن جوجه پرندگان پرهای ریزی که برای متکابکار میرود
serinette
ارغنوان کوچک دستی که برای سروداموزی به پرندگان بکار میرود
longspur
انواع پرندگان پنجه بلند نواحی قطبی وشمال امریکا
go no go
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
Biomimicry
تقلید از الگوهای طبیعی برای حل مشکلات بشر، مانند گرفتن ایده هواپیما از پرندگان و غیره.
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
psychophysics
علم روابط میان روان وتن علم روابط میان روان شناسی وفیزیک
rictus
گشادی دهان چاک دهان پرندگان
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
wild fowl
مرغان وحشی پرندگان وحشی
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associating
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
diastema
فاصله
single space
تک فاصله تو هم
hiatus
فاصله
range
فاصله
spacing
فاصله
interval
فاصله
ranges
فاصله
lengths
فاصله
ranged
فاصله
length
فاصله
discontinuance
فاصله
em dash
خط فاصله ام
head space
فاصله سر
distances
فاصله
tele
فاصله
space
جا فاصله
space bar
فاصله زن
intermittence
فاصله
en dash
خط فاصله ان
blank character
فاصله
per saltum
بی فاصله
distance
فاصله
gap
فاصله
interregna
فاصله
interregnum
فاصله
spaces
جا فاصله
spaces
فاصله
clearance
فاصله
gaps
فاصله
interregnums
فاصله
equidistant
هم فاصله
space
فاصله
blank
فاصله
intermezzo
فاصله
unremittingly
بی فاصله
blankest
فاصله
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
per
از میان
diameters
میان بر
waist
میان
center
میان
waists
میان
in the midden of
در میان
mean water
میان اب
in our midst
در میان ما
stagger
یک در میان
centered
میان
half back
میان
centre
میان
centred
میان
mean line
خط میان
diameter
میان بر
amid
در میان
staggers
یک در میان
overthwart
از میان
centers
میان
omphalos
میان
staggering
یک در میان
mesocarp
میان بر
cross country
میان بر
mongst
میان
into
در میان
middle part
میان
waistlines
میان
waistline
میان
middles
میان
through
از میان
crosscut
میان بر
middle
میان
shortcut
میان بر
amongst
در میان
among
میان
midrib
رگ میان
thru
از میان
middling
میان
between
میان
intershoot
در میان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com