Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
corneal
وابسته به قرنیه
Other Matches
cornea
قرنیه
corneas
قرنیه
keratocele
فتق قرنیه
keratitis
التهاب قرنیه
keratitis
اماس قرنیه
keratotomy
برش قرنیه
onyx
تاریکی پایین قرنیه
keratotome
چاقوی قرنیه شکافی
keratectomy
دراوردن تیکهای از قرنیه
staphyloma
تحدب مثلث قرنیه
leukoma
لک قرنیه لک سفید روی چشم
leucoma
لک قرنیه لک سفید روی چشم
karatonyxis
عمبل اب مرواریدبوسیله سوراخ کردن قرنیه
line of sight
خطی که قرنیه چشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associating
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
commissarial
وابسته به
attendant
وابسته
attendants
وابسته
tuitionary
وابسته به
sexual organs
وابسته به
of kin
وابسته
cephalic
وابسته به سر
elfin
وابسته به جن
carpal
وابسته به مچ
cantabrigian
وابسته به
subordinating
وابسته
comprador
وابسته
riverrine
وابسته به
elysian
وابسته به
diphtheric
وابسته به
pyrexic
وابسته به تب
monitorial
وابسته به
dependant
وابسته
dependants
وابسته
pyrexial
وابسته به تب
pyretic
وابسته به تب
pertianing
وابسته
attached
وابسته
congenerous
وابسته
interdependent
وابسته
adjective
وابسته
adjectives
وابسته
federating
وابسته
belonging
وابسته ها
aquatic
وابسته به اب
dependent
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
affiliating
وابسته
affiliates
وابسته
thereof
وابسته به ان
affiliated
وابسته
related
وابسته
federates
وابسته
federated
وابسته
federate
وابسته
pertaining
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
akin
وابسته
germane
وابسته
attache
وابسته
attributable
وابسته به
affiliate
وابسته
appurtenant
وابسته
syncop
وابسته به غش
pertinent
وابسته
relevant
وابسته
israelitish
وابسته به
correspondent
وابسته
febile
وابسته به تب
messianic
وابسته به
contingent
وابسته
relative
وابسته
contingents
وابسته
subordinate
وابسته
correspondents
وابسته
hanger on
وابسته
wedded
وابسته
subordinated
وابسته
subordinates
وابسته
levitical
وابسته به
interoceptive
وابسته به احشاء
internuptial
وابسته به عروسی
intercollegiate
وابسته بکالج ها
materialistic
وابسته به مادیات
pocky
وابسته به ابله
paralytic
وابسته به فلج
gnomonic
وابسته به شاخص
generic
وابسته به تیره
plumbous
وابسته به سرب
interferential
وابسته به دخالت
paralytics
وابسته به فلج
connubial
وابسته به زناشویی
pessimistic
وابسته به بدبینی
missions
وابسته به ماموریت
preemptive
وابسته به حق شفعه
predial or prae
وابسته به زمین
mission
وابسته به ماموریت
inhibitive
وابسته به جلوگیری
potamic
وابسته به رودها
naval
وابسته به کشتی
inner directed
درون وابسته
inspectoral
وابسته به بازرس ها
gular
وابسته به مری
gregorian
وابسته به گریگوری
maritime
وابسته بدریانوردی
marine
وابسته به دریانوردی
marines
وابسته به دریانوردی
nasal
وابسته به منخرین
pleural
وابسته به شامه شش
platinic
وابسته به پلاتین
aerological
وابسته بهواشناسی
aesculapian
وابسته به دارگونه طب
affiliated company
شرکت وابسته
isthmic
وابسته به باریکه
air attache
وابسته هوایی
altitudinal
وابسته به اوج
isthmian
وابسته به باریکه
geomantic
وابسته به رمالی
photic
وابسته به تولیدنور
analphabetic
وابسته به بیسوادی
photic
وابسته به نوروروشنایی
anginal
وابسته به گلودرد
antichristian
وابسته به دجال
aortal
وابسته بشاهرگ
jesuitic
وابسته به یسوعیون
aortic
وابسته بشاهرگ
piscatorial
وابسته به ماهیگیری
adipic
وابسته به چربی
landed
وابسته بزمین
interrogatory
وابسته به سئوال
emotive
وابسته به احساسات
glandulous
وابسته به غدد
glandulose
وابسته به غدد
iranian
وابسته به ایران
gerontic
وابسته به پیری
pancreatic
وابسته به لوزالمعده
degenerative
وابسته به انحطاط
pistillary
وابسته به مادگی گل
iraqi
وابسته به عراق
piscatory
وابسته به صیدماهی
irrigational
وابسته به ابیاری
piscatory
وابسته به ماهیگیری
acoustical
وابسته به شنوایی
piscatorial
وابسته به صیدماهی
pharyngal
وابسته به گلوگاه
humans
وابسته بانسان
horatian
وابسته به هوراس
psychiatric
وابسته به روانپزشکی
porcine
وابسته بخوک
pygmean
وابسته به پیگمی ها
pygmaean
وابسته به پیگمی ها
pythian
وابسته به "اپولو"
homeric
وابسته به هومر
hypochondriacal
وابسته به تهیگاه
hippocratic
وابسته به طب بقراط
iatric
وابسته به پزشکی
icarian
وابسته به ایکاروس
pyrrhic
وابسته به " پیروس "
menstrual
وابسته به قاعده گی
ichthyic
وابسته به ماهی
vital
وابسته بزندگی
vital
وابسته به زندگی
hygroscopic
وابسته به نم نما
hydrological
وابسته به خواص اب
homicidal
وابسته به ادمکشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com