Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
pistillary
وابسته به مادگی گل
Other Matches
gynoecium
مجموعه الت مادگی گل مجموعه مادگی
boutonniere
مادگی
incomplete flower
مادگی
socket
مادگی
sockets
مادگی
pistil
مادگی
decagynous
ده مادگی
screw bolt
مادگی
buttonholes
مادگی
androginy
نر و مادگی
buttonholed
مادگی
buttonhole
مادگی
vulva
مادگی
vulvas
مادگی
buttonholing
مادگی
mortice
مادگی زبانه
pistil
الت مادگی گل
pistillate
مادگی دار
heterogamous
دارای مادگی ها
mortise
مادگی زبانه
terahenous
دارای 4 مادگی
trigynous
دارای سه مادگی
telephone jack
مادگی تلفن
tristigmatic
دارای سه مادگی
heptagynous
دارای هفت مادگی
pistillate
تولید کننده مادگی
dodecagynous
دارای دوازده مادگی
pentagynous
دارای پنج مادگی
polygynous
دارای چند الت مادگی
banana jack
مادگی در رادیو برای دوشاخه
perigynous
واقع در پیرامون مادگی یاتخمدان
gender changer
وسیله تغییر اتصال مادگی به نری و برعکس
sex changer
وسیله مبدل اتصال نری به مادگی و برعکس
quill shaft
شفت گردنده باریکی با سرهزارخار مانند که در مادگی دیگری جفت میشود
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
mandrel
جسم مرکزی معمولا با مقطع دایرهای که قطعه لولهای یاقسمت مادگی دور ان شکل میگردد
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
anisandrous flower
گلی که شماره و شکل پرچمهای ان با شماره و شکل مادگی ان برابر باشد
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associating
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
tuitionary
وابسته به
subordinates
وابسته
attendant
وابسته
belonging
وابسته ها
subordinating
وابسته
subordinate
وابسته
subordinated
وابسته
commissarial
وابسته به
elysian
وابسته به
aquatic
وابسته به اب
pertinent
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
affiliating
وابسته
affiliates
وابسته
affiliated
وابسته
affiliate
وابسته
diphtheric
وابسته به
congenerous
وابسته
dependants
وابسته
attendants
وابسته
dependent
وابسته
monitorial
وابسته به
comprador
وابسته
dependant
وابسته
related
وابسته
appurtenant
وابسته
federate
وابسته
federated
وابسته
israelitish
وابسته به
federates
وابسته
carpal
وابسته به مچ
federating
وابسته
interdependent
وابسته
attache
وابسته
cephalic
وابسته به سر
pyretic
وابسته به تب
cantabrigian
وابسته به
hanger on
وابسته
akin
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
adjectives
وابسته
wedded
وابسته
adjective
وابسته
attached
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
levitical
وابسته به
elfin
وابسته به جن
pyrexial
وابسته به تب
thereof
وابسته به ان
febile
وابسته به تب
contingent
وابسته
contingents
وابسته
riverrine
وابسته به
pertaining
وابسته
of kin
وابسته
correspondents
وابسته
correspondent
وابسته
messianic
وابسته به
sexual organs
وابسته به
germane
وابسته
relative
وابسته
pertianing
وابسته
relevant
وابسته
syncop
وابسته به غش
attributable
وابسته به
petrologic
وابسته به سنگ
petiolar
وابسته به برگدم
auditive
وابسته به شنوایی
peruvian
وابسته به پرو
piscatory
وابسته به ماهیگیری
photic
وابسته به تولیدنور
auricular
وابسته بشنوایی
piscatory
وابسته به صیدماهی
piscatorial
وابسته به صیدماهی
archimedean
وابسته به ارشمیدس
army attache
وابسته نظامی
army attache
وابسته زمینی
pharmacologic
وابسته بداروشناسی
associated company
شرکت وابسته
astronautical
وابسته به فضانوردان
pharisaic
وابسته به فریسی
vital
وابسته به زندگی
aortal
وابسته بشاهرگ
attache
وابسته نظامی
antichristian
وابسته به دجال
anginal
وابسته به گلودرد
analphabetic
وابسته به بیسوادی
aortic
وابسته بشاهرگ
piscatorial
وابسته به ماهیگیری
photic
وابسته به نوروروشنایی
rhinal
وابسته به بینی
seminal
وابسته به منی
pubertal
وابسته به بلوغ
puberal
وابسته به بلوغ
psychologic
وابسته به روانشناسی
ethnic
وابسته به نژادشناسی
ethnicity
وابسته به نژادشناسی
provencal
وابسته بشهر
human
وابسته بانسان
humans
وابسته بانسان
pharyngal
وابسته به گلوگاه
promethean
وابسته به پرومیتوس
structural
وابسته به بنا
structurally
وابسته به ساختمان
structurally
وابسته به بنا
subversion
وابسته به خرابکاری
social
وابسته بجامعه
programmatic
وابسته به پروگرام
municipal
وابسته بشهرداری
pyrrhic
وابسته به " پیروس "
photographic
وابسته به عکاسی
solar
وابسته بخورشید
rectorial
وابسته به rector
rectal
وابسته به مقعد
homicidal
وابسته به ادمکشی
ranine
وابسته به وزغ
radio ulnar
وابسته به زندبالاوزندپائین
radio carpal
وابسته به زندبالاومچ
psychiatric
وابسته به روانپزشکی
porcine
وابسته بخوک
menstrual
وابسته به قاعده گی
vital
وابسته بزندگی
investigatory
وابسته به رسیدگی
scientific
وابسته بعلم
pygmean
وابسته به پیگمی ها
pygmaean
وابسته به پیگمی ها
pythian
وابسته به "اپولو"
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com