English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
terminological وابسته به مجموعه اصطلاحات
Other Matches
nomanclature مجموعه اصطلاحات
nomenclature مجموعه اصطلاحات نامگذاری
terminologies لفظ گذاری مجموعه اصطلاحات
terminology لفظ گذاری مجموعه اصطلاحات
computerese استفاده کنندگان از کامپیوتر مجموعه اصطلاحات کامپیوتری
terminological وابسته به اصطلاحات علمی وفنی
scrapbook مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده مجموعه
scrapbooks مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده مجموعه
subset مجموعه کوچک داده ها که خود بخشی از یک مجموعه بزرگتر هستند
restatement of the law مجموعه قواعد حقوقی مجموعه اخرین تفسیرهای ارائه شده برای قوانین
universal مجموعه کامل عناصر که یک مجموعه قوانین تشکیل میدهد
burster block مجموعه منفجر کننده مجموعه خرج تلاش
character set دخشگان مجموعه دخشه ها مجموعه کاراکترها
terminology اصطلاحات
terminologies اصطلاحات
architectural terms اصطلاحات معماری
nomenelature فهرست اصطلاحات
nautical terms اصطلاحات دریایی
turkism اصطلاحات ترکی
nomenclauture فهرست اصطلاحات
grammatical term اصطلاحات دستوری
terminology اصطلاحات علمی یافنی
italicism عبارات و اصطلاحات ایتالیایی
terminologies اصطلاحات علمی یافنی
jargon اصطلاحات مخصوص یک صنف
technic اصطلاحات وقواعد فنی
botanical terms اصطلاحات گیاه شناسی
inkhorn دارای اصطلاحات قلنبه
medical terminology اصطلاحات پزشکی یا طبی
minaei از اصطلاحات داوری کاراته
briticism اصطلاحات خاص انگلیس
technical اصطلاحات وقواعد فنی
nomenclature نام گذاری فهرست اصطلاحات
souithernism لغت و اصطلاحات مخصوص جنوب
patavinity لهجه ولایتی اصطلاحات محلی
anglicist متخصص اصطلاحات و قواعدزبان انگلیسی
germanism اصطلاحات ویژه زبان المانی
nomenclature فهرست واژه ها و اصطلاحات یک علم یا یک فن
gallicism اصطلاحات و لغات ویژه فرانسوی
technicalization استفاده از اصطلاحات یاروشهای فنی
cant اصطلاحات مخصوص یک صنف یا دسته
ink hard terms اصطلاحات غلنبه که حاکی ازعلم فروشی باشد
law french اصطلاحات امیخته با فرانسه که در زبان حقوقی بکارمیرود
lingua زبان یا عضو زبانی شکل اصطلاحات خاص
This dictionary has many examples of how idioms are used . این فرهنگ مثالهای زیادی از کاربرد اصطلاحات دارد
pidgins انگلیسی دست وپا شکسته ومخلوط با اصطلاحات چینی
pidgin انگلیسی دست وپا شکسته ومخلوط با اصطلاحات چینی
cisc مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
king's english اصطلاحات و لغات خاص انگلیسی علمی مصطلح درجنوب انگلیس
wimp آدم دست و پا چلفته [شمال آلمان] [خفت آور ] [اصطلاحات نوجوانان]
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
cable assembly مجموعه کابل و پیچ مجموعه کابل
gynoecium مجموعه الت مادگی گل مجموعه مادگی
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
jargonize بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
special drawing rights این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
technicality اصطلاحات فنی نکته فنی
technicalities اصطلاحات فنی نکته فنی
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associates وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
combination مجموعه
assemblies مجموعه
sets مجموعه
batch یک مجموعه
repertoire مجموعه
yardage مجموعه
caboodle مجموعه
aggregate مجموعه
batches یک مجموعه
assortments مجموعه
batch مجموعه
aggregates مجموعه
set مجموعه
bundling مجموعه
series مجموعه
repertory مجموعه
bundle مجموعه
setting up مجموعه
bundles مجموعه
batches مجموعه
assortment مجموعه
code set مجموعه رمز
subset زیر مجموعه
product of sums حاصلضرب مجموعه ها
data set مجموعه داده ها
igniter train مجموعه چاشنی
cluster of galaxies مجموعه کهکشانی
null set مجموعه تهی
universal set مجموعه فراگیر
style sheet مجموعه تعاریف
regular set مجموعه منظم
null set مجموعه پوچ
code مجموعه قوانین
void set مجموعه تهی
posts مجموعه پستی
setting up دوره مجموعه
sets دوره مجموعه
posted مجموعه پستی
post- مجموعه پستی
set دوره مجموعه
universal set مجموعه جهانی
post مجموعه پستی
working set مجموعه دایر
codex مجموعه قوانین
use case مجموعه ای از رویدادها
set theory نظریه مجموعه ها
nomenclature مجموعه لغات
partial sum پاره مجموعه
orthogonal set مجموعه متعامد
complex گروهه مجموعه
collection اجتماع مجموعه
collections اجتماع مجموعه
instruction set مجموعه دستورالعمل
wiring مجموعه سیم ها
dynamics مجموعه نیروها
system مجموعه سازمان
systems مجموعه سازمان
television set مجموعه تلویزیونی
bibliotheca مجموعه کتب
bijouterie مجموعه جواهرات
test battery مجموعه ازمون
set theory تئوری مجموعه ها
libraries مجموعه فایل ها
set مجموعه [ریاضی]
master plans نقشه مجموعه
library مجموعه فایل ها
complexes گروهه مجموعه
library routine روال مجموعه ها
omnium gatherum مجموعه اشیا
canonical ensemble مجموعه بندادی
end product مجموعه قطعات
empty set مجموعه تهی
mail application programming interface مجموعه استانداردها
cable block مجموعه کابل
omnium gatherum مجموعه اشخاص
triads مجموعه سه تایی
working set مجموعه کاری
master plan نقشه مجموعه
cuspidation مجموعه تیزه ها
gymnasium مجموعه ورزشی
gymnasiums مجموعه ورزشی
character set مجموعه علائم
proper subset زیر مجموعه
MAPI مجموعه استانداردها
triad مجموعه سه تایی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
temporary data set مجموعه داده موقتی
microprogram مجموعه زیر دستورات
generation data set مجموعه دادههای تولیدی
gear assembly مجموعه چرخ دنده ها
general aptitude test battery مجموعه ازمون استعدادعمومی
thesauruses قاموس مجموعه اطلاعات
null مجموعه حاوی صفرها
ribbing مجموعه رگبرگهای برگ
hayes command set مجموعه فرمانهای هیز
thesaurus قاموس مجموعه اطلاعات
data set ready امادگی مجموعه داده ها
data set organization سازماندهی مجموعه داده ها
data set name نام مجموعه داده ها
machine instruction set مجموعه دستورالعمل ماشین
numbers مجموعه مقادیر مجاز
relative complement تفاضل [مجموعه] [ریاضی]
set-theoretic difference تفاضل [مجموعه] [ریاضی]
condominium مجموعه های آپارتمانی
gatb مجموعه ازمون استعدادعمومی
series [مجموعه نقش و نگاره ها]
set diagram [e.g. Euler or Venn diagram] نمودار مجموعه [ریاضی]
superset مجموعه مرجع [ریاضی]
ranges مجموعه مقادیر مجاز
Intersection [set theory] اشتراک [مجموعه] [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com