Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
teenage
وابسته به نوجوانی یا نوجوانان
Other Matches
teenage
نوجوانی
adolescence
نوجوانی
puppy love
عشق نوجوانی
preadolescence
پیش نوجوانی
juvenile delinquency
بزهکاری نوجوانان
junior
مسابقه نوجوانان
juniors
مسابقه نوجوانان
reform school
دارالتادیب نوجوانان
juvenile court
دادگاه نوجوانان
juvenile courts
دادگاه نوجوانان
Juvenile detention home
[American E]
بازداشتگاه نوجوانان
[قانون]
attendance center
[British E]
بازداشتگاه نوجوانان
[قانون]
blinding
[British E]
<adj.>
محشر
[اصطلاح روزمره نوجوانان]
blinding
[British E]
<adj.>
عالی
[اصطلاح روزمره نوجوانان]
blinding
[British E]
<adj.>
خیلی خوب
[اصطلاح روزمره نوجوانان]
wimp
آدم دست و پا چلفته
[شمال آلمان]
[خفت آور ]
[اصطلاحات نوجوانان]
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associating
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
attributable
وابسته به
aquatic
وابسته به اب
diphtheric
وابسته به
dependant
وابسته
dependent
وابسته
elysian
وابسته به
monitorial
وابسته به
belonging
وابسته ها
contingents
وابسته
dependants
وابسته
affiliating
وابسته
federates
وابسته
federated
وابسته
federate
وابسته
cephalic
وابسته به سر
interdependent
وابسته
attache
وابسته
carpal
وابسته به مچ
adjective
وابسته
adjectives
وابسته
cantabrigian
وابسته به
akin
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
federating
وابسته
of kin
وابسته
affiliates
وابسته
affiliated
وابسته
affiliate
وابسته
related
وابسته
pertinent
وابسته
syncop
وابسته به غش
plantar
وابسته به کف پا
attendant
وابسته
attendants
وابسته
congenerous
وابسته
thereof
وابسته به ان
tuitionary
وابسته به
comprador
وابسته
commissarial
وابسته به
appurtenant
وابسته
pertianing
وابسته
subordinating
وابسته
relevant
وابسته
riverrine
وابسته به
subordinate
وابسته
febile
وابسته به تب
pertaining
وابسته
relative
وابسته
germane
وابسته
contingent
وابسته
elfin
وابسته به جن
pyretic
وابسته به تب
messianic
وابسته به
correspondents
وابسته
pyrexial
وابسته به تب
attached
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
hanger on
وابسته
levitical
وابسته به
sexual organs
وابسته به
subordinates
وابسته
correspondent
وابسته
israelitish
وابسته به
wedded
وابسته
subordinated
وابسته
photic
وابسته به تولیدنور
associated company
شرکت وابسته
astronautical
وابسته به فضانوردان
pygmaean
وابسته به پیگمی ها
aortal
وابسته بشاهرگ
piscatorial
وابسته به ماهیگیری
antichristian
وابسته به دجال
scientific
وابسته بعلم
pygmean
وابسته به پیگمی ها
seminal
وابسته به منی
ethnic
وابسته به نژادشناسی
aesculapian
وابسته به دارگونه طب
photic
وابسته به نوروروشنایی
army attache
وابسته نظامی
municipal
وابسته بشهرداری
aortic
وابسته بشاهرگ
pythian
وابسته به "اپولو"
army attache
وابسته زمینی
pyrrhic
وابسته به " پیروس "
radio carpal
وابسته به زندبالاومچ
investigatory
وابسته به رسیدگی
pharmacologic
وابسته بداروشناسی
auricular
وابسته بشنوایی
solar
وابسته بخورشید
pharisaic
وابسته به فریسی
photographic
وابسته به عکاسی
surgical
وابسته به جراحی
oracular
وابسته به وحی
petrologic
وابسته به سنگ
matrimonial
وابسته به عروسی
avian
وابسته به مرغان
petiolar
وابسته به برگدم
peruvian
وابسته به پرو
bacchanal
وابسته به باکوس
rhinal
وابسته به بینی
homicidal
وابسته به ادمکشی
rectorial
وابسته به rector
vital
وابسته به زندگی
vital
وابسته بزندگی
pharyngal
وابسته به گلوگاه
attache
وابسته نظامی
menstrual
وابسته به قاعده گی
satellitory
وابسته به اقمارسیارات
radio ulnar
وابسته به زندبالاوزندپائین
ranine
وابسته به وزغ
rectal
وابسته به مقعد
auditive
وابسته به شنوایی
natatorial
وابسته به شنا
porcine
وابسته بخوک
psychiatric
وابسته به روانپزشکی
jugulars
وابسته بوریدوداجی
mission
وابسته به ماموریت
predial or prae
وابسته به زمین
pessimistic
وابسته به بدبینی
nasal
وابسته به منخرین
generic
وابسته به تیره
nasal
وابسته به بینی
promethean
وابسته به پرومیتوس
oratorical
وابسته به سخنرانی
focal
وابسته بکانون
planetary
وابسته به سیاره
potamic
وابسته به رودها
landed
وابسته بزمین
provencal
وابسته بشهر
social
وابسته بجامعه
paralytics
وابسته به فلج
paralytic
وابسته به فلج
missions
وابسته به ماموریت
programmatic
وابسته به پروگرام
presbyterial
وابسته به کشیش ها
press attache
وابسته مطبوعاتی
prefectorial
وابسته به اداری
prefectoral
وابسته به اداری
naval
وابسته به کشتی
preemptive
وابسته به پیشدستی
preemptive
وابسته به حق شفعه
marine
وابسته به دریانوردی
marines
وابسته به دریانوردی
connubial
وابسته به زناشویی
materialistic
وابسته به مادیات
emotive
وابسته به احساسات
pancreatic
وابسته به لوزالمعده
plumbous
وابسته به سرب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com