Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
vice regent
وابسته به نیابت سلطنت
Other Matches
viceroyship
نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
viceroyalty
نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
regencies
نیابت سلطنت
regency
نیابت سلطنت
viceroyal
مربوط به نیابت سلطنت
viceregal
مربوط به نیابت سلطنت
princess regent
شاهزاده خانمیکه نیابت سلطنت راعهده دارباشد
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
subkingdom
سلطنت تابع سلطنت دیگری
lieutenancy
نیابت
representation
نیابت
representations
نیابت
substitution
نیابت
vicariousness
نیابت
procuance
نیابت
procuration
نیابت
deputyship
نیابت
vicarship
نیابت
vicegerency
نیابت
succession
نیابت توالی
successions
نیابت توالی
rogatory commission
نیابت قضائی
lieutenancy
ناوبانی نیابت
vice president
نیابت ریاست
rogatory
نیابت قضایی
on behalf of
نیابت از طرف
subrogation
نیابت جانشین سازی
vicarious
به نیابت قبول کردن جانشین
letters rogatory
نامه مشعر بر تقاضای نیابت قضایی
economic and social council
به نیابت از طرف مجمع عمومی است
rogatory letters
نامه محتوی تفویض نیابت قضایی
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
reigin
سلطنت
raj
سلطنت
king ship
سلطنت
sultanates
سلطنت
kingdom
سلطنت
queenhood
سلطنت
reign
سلطنت
sultanate
سلطنت
reigned
سلطنت
kinghood
سلطنت
realms
سلطنت
the u states
سلطنت
king dom
سلطنت
the u kingdom
سلطنت
realm
سلطنت
Majesty
سلطنت
Majesties
سلطنت
reigns
سلطنت
dominion
سلطنت
antimonaechical
ضد سلطنت
royalist
سلطنت طلب
monarchize
سلطنت کردن
rights of throne
حقوق سلطنت
regnant
سلطنت کننده
royalists
طرفدار سلطنت
royalists
سلطنت طلب
monarchist
سلطنت طلب
royalism
سلطنت طلبی
constitutional monarchies
سلطنت مشروطه
monarchists
سلطنت طلب
monarchic
سلطنت خواه
monarchize
تبدیل به سلطنت
constitutional monarchy
سلطنت مشروطه
reigns
سلطنت کردن
kingship
مقام سلطنت
reign
سلطنت کردن
antimonaechical
مخالف سلطنت
monarchical
سلطنت طلبی
absolute monarchy
سلطنت مطلقه
the united kingdom
سلطنت متحده
reigned
سلطنت کردن
regality
سلطنت قلمرو
decrown
خلع از سلطنت
royalist
طرفدار سلطنت
dethroning
از سلطنت خلع کردن
regina
ملکه سلطنت کننده
monarchism
اصول سلطنت مستقل
dethrones
از سلطنت خلع کردن
dethroned
از سلطنت خلع کردن
Achaemenid
دوره سلطنت هخامنشیان
dethrone
از سلطنت خلع کردن
reign
سلطنت یاحکمرانی کردن
reigin
جکومت سلطنت کردن
reigned
سلطنت یاحکمرانی کردن
reigns
سلطنت یاحکمرانی کردن
absolutism
سیستم سلطنت استبدادی
legitimism
هواخواه سلطنت ارثی ومشروع
monarchic
مربوط به سلطان یا سلطنت مستقل
monarchies
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
enthrones
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
monarchy
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
enthroning
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthrone
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthroned
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
Victorian
مربوط به زمان سلطنت ملکه ویکتوریا
legitimist
هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع یا ارثی
millenarian
معتقد به سلطنت هزار ساله مسیح
millenarianism
اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
monarchs
پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
monarch
پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
lese majesty
خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
lese majeste
خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
sovereignty
پادشاهی و سلطنت وفرمانروایی حاکمیت و سیادت و سلطه
Jacobean
مربوط بدوره سلطنت جیمزاول و دوم در انگلیس
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
crown colony
بعضی از کلنیهای ممالک مشترک المنافع انگلیس که مقام سلطنت بر انها نظارت دارد
erastianism
سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
deputises
نیابت کردن نمایندگی کردن
deputised
نیابت کردن نمایندگی کردن
deputize
نیابت کردن نمایندگی کردن
deputized
نیابت کردن نمایندگی کردن
deputising
نیابت کردن نمایندگی کردن
deputizes
نیابت کردن نمایندگی کردن
deputizing
نیابت کردن نمایندگی کردن
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associating
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
Zel-i Sultan vase
طرح گلدان ظل السلطان
[این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
elysian
وابسته به
akin
وابسته
congenerous
وابسته
of kin
وابسته
aquatic
وابسته به اب
attributable
وابسته به
levitical
وابسته به
attendant
وابسته
belonging
وابسته ها
dependent
وابسته
germane
وابسته
attendants
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
diphtheric
وابسته به
pertianing
وابسته
interdependent
وابسته
adjective
وابسته
adjectives
وابسته
affiliating
وابسته
comprador
وابسته
affiliates
وابسته
related
وابسته
pertinent
وابسته
thereof
وابسته به ان
attached
وابسته
israelitish
وابسته به
pertaining
وابسته
elfin
وابسته به جن
federating
وابسته
monitorial
وابسته به
federates
وابسته
federated
وابسته
attache
وابسته
hanger on
وابسته
appurtenant
وابسته
affiliated
وابسته
commissarial
وابسته به
cephalic
وابسته به سر
carpal
وابسته به مچ
cantabrigian
وابسته به
affiliate
وابسته
febile
وابسته به تب
federate
وابسته
messianic
وابسته به
wedded
وابسته
subordinate
وابسته
riverrine
وابسته به
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com