English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
functional وابسته به وفایف اعضاء وفیفهای
Other Matches
physiologic وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
physiological وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
transfer order دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
functional description شرح وفیفهای
functional design طرح وفیفهای
function key کلید وفیفهای
multifunction board برد چند وفیفهای
staffed اعضاء هیئت
staffs اعضاء هیئت
acolous فاقد اعضاء
staff اعضاء هیئت
privates اعضاء تناسلی
private اعضاء تناسلی
plenary شامل تمام اعضاء
attachT یکی از اعضاء سفارتخانه
plenaries شامل تمام اعضاء
homogonous دارای اعضاء تولید مثل متشابه
anaphrodisia داروهای فلج کنندهء اعضاء تناسلی
All members are entitled to use the swimming pool. همه اعضاء حق دارند از استخر شنا استفاده نمایند
spoils system سیستم تقسیم مناسب دولتی بین اعضاء حزب حاکم
wifehood وفایف زوجیت
function keys کلیدهایانجام وفایف
assignment of tasks تعیین وفایف
implied task وفایف استنتاجی
specified tasks وفایف تصریحی
heterology عدم تجانس بین اعضای مختلف ناهمگنی اعضاء ازلحاظ ساختمانی
muliebrity وفایف زنانه زنانگی
toe the line <idiom> انجام وفایف شخصی
job description شرح وفایف شغلی
physiology علم وفایف الاعضاء
assignment of tasks واگذار کردن وفایف
break خای نپذیرفتن وفایف یک توافق
that is beyond my duty این از وفایف من خارج است
breaks خای نپذیرفتن وفایف یک توافق
positioned قراردادن امورات مربوط به وفایف
specified tasks ماموریت تصریحی وفایف مصرحه
position قراردادن امورات مربوط به وفایف
deontology وفیفه شناسی علم وفایف اخلاقی
he is nehgent of his duties در انجام وفایف خودسهل انگار است
entoptics شناسایی وفایف اجزای درونی چشم
second fiddle کسیکه دارای وفایف فرعی ویاثانوی است
admin تشریفات اداری و وفایف دیگر مربوط به کارکرد یک موسسه
this duty precedes all others این وفیفه مقدم بر همه وفایف دیگر است
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
misdirection در CL منظوراشتباه قاضی است در موردتفهیم نکات قضایی موضوع برای اعضاء هیات منصفه پیش از انکه وارد شور شوندو این میتواند باعث تجدیدمحاکمه شود
condonation اغماض و چشم پوشی یکی اززوجین در مورد خلافی که ازدیگری در زمینه وفایف زناشویی صادر شده است
forth نوعی برنامه نویسی جهت استفاده در برنامه نویسی وفیفهای
hooks کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
hook کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
manning table جدول تعیین مشاغل جدول وفایف پرسنل
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
exquatur اجازه اقدام دادن به کنسول منظور اجازهای است که به کنسول داده میشود تا به وفایف خود عمل کند
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
multitasking عملکرد چند وفیفهای عملکرد چند تکلیفی
automonitor ثبت کننده عملیات کامپیوتر برنامه کامپیوتری که وفایف عملیاتی کامپیوتر را ثبت میکند
parenthood مقام والدین وفایف والدین
rosters سیاهه نامه ها سیاهه وفایف
roster سیاهه نامه ها سیاهه وفایف
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
restitution of conjugal rights دعوی الزام شوهر به مراجعت به خانه دعوی الزام به ایفاء وفایف زناشویی
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
serjeancy گروهبانی وفایف گروهبانی
sergeancy گروهبانی وفایف گروهبانی
associating وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
dependant وابسته
monitorial وابسته به
dependants وابسته
elysian وابسته به
diphtheric وابسته به
plantar وابسته به کف پا
attache وابسته
syncop وابسته به غش
thereof وابسته به ان
adjective وابسته
adjectives وابسته
akin وابسته
carpal وابسته به مچ
thereof=of that وابسته به ان
federating وابسته
federates وابسته
federated وابسته
federate وابسته
interdependent وابسته
commissarial وابسته به
aquatic وابسته به اب
attendant وابسته
attendants وابسته
affiliating وابسته
affiliates وابسته
affiliated وابسته
affiliate وابسته
related وابسته
appurtenant وابسته
cantabrigian وابسته به
tuitionary وابسته به
congenerous وابسته
of kin وابسته
pertinent وابسته
comprador وابسته
pertianing وابسته
dependent وابسته
cephalic وابسته به سر
pyretic وابسته به تب
messianic وابسته به
pyrexial وابسته به تب
levitical وابسته به
contingent وابسته
contingents وابسته
israelitish وابسته به
relevant وابسته
germane وابسته
hanger on وابسته
pyrexic وابسته به تب
relative وابسته
correspondent وابسته
sexual organs وابسته به
subordinated وابسته
pertaining وابسته
attributable وابسته به
wedded وابسته
riverrine وابسته به
subordinating وابسته
elfin وابسته به جن
belonging وابسته ها
subordinate وابسته
febile وابسته به تب
subordinates وابسته
correspondents وابسته
attached وابسته
pygmaean وابسته به پیگمی ها
pyrrhic وابسته به " پیروس "
pythian وابسته به "اپولو"
attache وابسته نظامی
ethnic وابسته به نژادشناسی
ethnicity وابسته به نژادشناسی
structural وابسته به ساختمان
psychologic وابسته به روانشناسی
puberal وابسته به بلوغ
photic وابسته به نوروروشنایی
army attache وابسته نظامی
army attache وابسته زمینی
human وابسته بانسان
archimedean وابسته به ارشمیدس
pubertal وابسته به بلوغ
humans وابسته بانسان
astronautical وابسته به فضانوردان
photic وابسته به تولیدنور
generic وابسته به تیره
vital وابسته بزندگی
menstrual وابسته به قاعده گی
rectal وابسته به مقعد
rectorial وابسته به rector
porcine وابسته بخوک
petrologic وابسته به سنگ
petiolar وابسته به برگدم
bacchanal وابسته به باکوس
psychiatric وابسته به روانپزشکی
rhinal وابسته به بینی
homicidal وابسته به ادمکشی
peruvian وابسته به پرو
avian وابسته به مرغان
pharisaic وابسته به فریسی
vital وابسته به زندگی
seminal وابسته به منی
auditive وابسته به شنوایی
municipal وابسته بشهرداری
radio carpal وابسته به زندبالاومچ
auricular وابسته بشنوایی
pharyngal وابسته به گلوگاه
pharmacologic وابسته بداروشناسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com