English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
postal وابسته به پستخانه
Other Matches
post office پستخانه
post offices پستخانه
Where is the post office? پستخانه کجاست؟
post- سیستم پستی پستخانه
mail call دریافت نامه از پستخانه
post سیستم پستی پستخانه
army post office پستخانه نیروی زمینی
posted سیستم پستی پستخانه
posts سیستم پستی پستخانه
post town شهری که پستخانه مستقل دارد
take this letter to the post این نامه راببرید به پستخانه
posterestante پستی که در پستخانه میماند تاگیرنده برای دریافت ان مراجعه کند
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associate وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
cantabrigian وابسته به
carpal وابسته به مچ
interdependent وابسته
subordinating وابسته
subordinates وابسته
dependants وابسته
appurtenant وابسته
dependant وابسته
febile وابسته به تب
comprador وابسته
commissarial وابسته به
monitorial وابسته به
tuitionary وابسته به
attendant وابسته
congenerous وابسته
diphtheric وابسته به
elysian وابسته به
attendants وابسته
of kin وابسته
cephalic وابسته به سر
thereof=of that وابسته به ان
affiliated وابسته
affiliates وابسته
affiliating وابسته
dependent وابسته
belonging وابسته ها
aquatic وابسته به اب
riverrine وابسته به
attributable وابسته به
germane وابسته
pertaining وابسته
elfin وابسته به جن
attached وابسته
pyretic وابسته به تب
pyrexial وابسته به تب
affiliate وابسته
related وابسته
adjective وابسته
adjectives وابسته
akin وابسته
attache وابسته
pertianing وابسته
sexual organs وابسته به
federate وابسته
federated وابسته
federates وابسته
federating وابسته
syncop وابسته به غش
thereof وابسته به ان
plantar وابسته به کف پا
pertinent وابسته
pyrexic وابسته به تب
subordinated وابسته
levitical وابسته به
hanger on وابسته
wedded وابسته
correspondents وابسته
relevant وابسته
contingents وابسته
contingent وابسته
messianic وابسته به
relative وابسته
israelitish وابسته به
subordinate وابسته
correspondent وابسته
pessimistic وابسته به بدبینی
inner directed درون وابسته
materialistic وابسته به مادیات
paralytic وابسته به فلج
paralytics وابسته به فلج
pocky وابسته به ابله
generic وابسته به تیره
inspectoral وابسته به بازرس ها
infusorial وابسته به نمرویان
marine وابسته به دریانوردی
intercollegiate وابسته بکالج ها
glandulous وابسته به غدد
nasal وابسته به منخرین
inhibitive وابسته به جلوگیری
connubial وابسته به زناشویی
predial or prae وابسته به زمین
inferential وابسته به استنتاج
potamic وابسته به رودها
inflexional وابسته به صرف
gular وابسته به مری
naval وابسته به کشتی
gregorian وابسته به گریگوری
maritime وابسته بدریانوردی
preemptive وابسته به حق شفعه
gutturo nasal وابسته بگلووبینی
structural وابسته به ساختمان
missions وابسته به ماموریت
mission وابسته به ماموریت
marines وابسته به دریانوردی
gnomonic وابسته به شاخص
glandulose وابسته به غدد
gerontic وابسته به پیری
iranian وابسته به ایران
affiliated company شرکت وابسته
piscatorial وابسته به صیدماهی
piscatorial وابسته به ماهیگیری
geomantic وابسته به رمالی
air attache وابسته هوایی
altitudinal وابسته به اوج
iraqi وابسته به عراق
irrigational وابسته به ابیاری
analphabetic وابسته به بیسوادی
isthmian وابسته به باریکه
isthmic وابسته به باریکه
kufic وابسته به کوفه
gasolinic وابسته به بنزین
lactic وابسته به شیر
anginal وابسته به گلودرد
aesculapian وابسته به دارگونه طب
interferential وابسته به دخالت
plumbous وابسته به سرب
landed وابسته بزمین
internuptial وابسته به عروسی
interoceptive وابسته به احشاء
pleural وابسته به شامه شش
platinic وابسته به پلاتین
emotive وابسته به احساسات
pancreatic وابسته به لوزالمعده
degenerative وابسته به انحطاط
interrogatory وابسته به سئوال
pistillary وابسته به مادگی گل
acoustical وابسته به شنوایی
piscatory وابسته به صیدماهی
adipic وابسته به چربی
piscatory وابسته به ماهیگیری
aerological وابسته بهواشناسی
photic وابسته به تولیدنور
aesthetically وابسته به زیبایی
homicidal وابسته به ادمکشی
hyperbolic وابسته به هذلولی
hydrologic وابسته به اب شناسی
hippocratic وابسته به طب بقراط
psychiatric وابسته به روانپزشکی
porcine وابسته بخوک
pygmean وابسته به پیگمی ها
pygmaean وابسته به پیگمی ها
hydrological وابسته به خواص اب
pythian وابسته به "اپولو"
pyrrhic وابسته به " پیروس "
hygroscopic وابسته به نم نما
menstrual وابسته به قاعده گی
vital وابسته بزندگی
vital وابسته به زندگی
investigatory وابسته به رسیدگی
hunnish وابسته به هونها
radio carpal وابسته به زندبالاومچ
horatian وابسته به هوراس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com