Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
compunctious
وابسته به پشیمانی
Other Matches
regret
پشیمانی
regretting
پشیمانی
penitence
پشیمانی
contrition
پشیمانی
regrets
پشیمانی
regretted
پشیمانی
repentance
پشیمانی
remorse
پشیمانی
compunction
پشیمانی
irrepentant
مبنی بر عدم پشیمانی
rues
دلسوزی کردن پشیمانی
impenitently
بدون اضهار پشیمانی
impemitently
بدون ابراز پشیمانی
rue
دلسوزی کردن پشیمانی
repentantly
از روی توبه و پشیمانی
ruing
دلسوزی کردن پشیمانی
rued
دلسوزی کردن پشیمانی
penitently
از روی پشیمانی و توبه
penance
توبه وطلب بخشایش پشیمانی
to be touched
[hit]
by a pang of regret
ناگهانی احساس پشیمانی
[افسوس]
کردن
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associating
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
interdependent
وابسته
sexual organs
وابسته به
pyrexial
وابسته به تب
adjectives
وابسته
levitical
وابسته به
dependant
وابسته
hanger on
وابسته
attendants
وابسته
attendant
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
pyretic
وابسته به تب
pertianing
وابسته
thereof
وابسته به ان
israelitish
وابسته به
adjective
وابسته
dependants
وابسته
riverrine
وابسته به
akin
وابسته
febile
وابسته به تب
elysian
وابسته به
cantabrigian
وابسته به
pertaining
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
elfin
وابسته به جن
attache
وابسته
appurtenant
وابسته
dependent
وابسته
belonging
وابسته ها
germane
وابسته
tuitionary
وابسته به
carpal
وابسته به مچ
cephalic
وابسته به سر
federate
وابسته
federated
وابسته
federates
وابسته
federating
وابسته
diphtheric
وابسته به
pertinent
وابسته
congenerous
وابسته
related
وابسته
affiliate
وابسته
affiliated
وابسته
affiliates
وابسته
affiliating
وابسته
comprador
وابسته
aquatic
وابسته به اب
commissarial
وابسته به
syncop
وابسته به غش
attached
وابسته
relative
وابسته
correspondents
وابسته
subordinating
وابسته
messianic
وابسته به
subordinates
وابسته
contingent
وابسته
subordinate
وابسته
correspondent
وابسته
of kin
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
subordinated
وابسته
contingents
وابسته
attributable
وابسته به
wedded
وابسته
relevant
وابسته
monitorial
وابسته به
cephalalgic
وابسته بسردرد
synesthetic
وابسته به همرنجی
terpsichorean
وابسته به رقص
oleic
وابسته بروغن
onomastic
وابسته به اسم
olfactive
وابسته به بویایی
tenruial
وابسته بتصدی
piscatory
وابسته به صیدماهی
tarsal
وابسته بقوزک پا
catabolic
وابسته به فروساخت
piscatory
وابسته به ماهیگیری
buccal
وابسته به گونه
piscatorial
وابسته به صیدماهی
bacchanal
وابسته به باکوس
avian
وابسته به مرغان
thermometric
وابسته به گرماسنج
auricular
وابسته بشنوایی
auditive
وابسته به شنوایی
ovular
وابسته به تخمک
palatal
وابسته به کام
palatal
وابسته سق دهانی
palating
وابسته بسق
outer directed
برون وابسته
piscatorial
وابسته به ماهیگیری
theosophical
وابسته به عرفان
ornithic
وابسته به مرغان
tetanal
وابسته به کزاز
texas
وابسته به تکزاس
balsamic
وابسته به بلسان
bacterial
وابسته به باکتری
orthopedic
وابسته به استخوانپزشکی
attache
وابسته نظامی
chaldaic
وابسته بکلده
deltaic
وابسته به دلتا
numbered fleet
ناوگان وابسته
numerary
وابسته به اعداد
nunnish
وابسته به راهبات
stomatal
وابسته به دهان
stomatic
وابسته بدهان
corneal
وابسته به قرنیه
pleural
وابسته به شامه شش
platinic
وابسته به پلاتین
plumbous
وابسته به سرب
pocky
وابسته به ابله
stimulus bound
محرک- وابسته
deathy
وابسته بمردن
darky
وابسته به نژادسیاه
cycloidal
وابسته به دایره
cuttural attache
وابسته فرهنگی
nomological
وابسته به قانون
cuticular
وابسته به پوست
cufic
وابسته به کوفه
non self maintained discharge
تخلیه وابسته
subordinate class
طبقه وابسته
subunits
یکانهای وابسته
cloistral
وابسته به صومعه
clitoric
وابسته به چوچوله
clitoral
وابسته به چوچوله
sympathetics
پی یا عصب که وابسته به
clerkly
وابسته به کشیش
symphyseal
وابسته به همرویش
ogygian
وابسته بروزگار
syncretic
وابسته به همتایی
swinish
وابسته به خوک
supererogatory
وابسته به بس پردازی
commercial attache
وابسته بازرگانی
congestive
وابسته به تراکم
sudanese
وابسته به سودان
odontic
وابسته به دندان
pistillary
وابسته به مادگی گل
oesophageal
وابسته به مری
communistic
وابسته بکمونیسم
commercial attache
وابسته تجاری
commercial attache
وابسته تجارتی
chlorotic
وابسته به یرقان
connubial
وابسته به زناشویی
nasal
وابسته به بینی
tubuliferous
وابسته به استکانیان
pediculate
وابسته به خفاش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com