Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
anatomic
وابسته به کالبدشناسی
anatomical
وابسته به کالبدشناسی
Other Matches
morbid anatomy
کالبدشناسی
anatomies
کالبدشناسی
anatomy
کالبدشناسی
tonsil
لوزه
[کالبدشناسی]
cervix
[of uterus]
دهانه رحم
[کالبدشناسی]
uterine neck
[Cervix uteri]
دهانه رحم
[کالبدشناسی]
neck of the womb
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
cervix
[of uterus]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
neck of (the) uterus
[Cervix uteri]
دهانه رحم
[کالبدشناسی]
neck of (the) uterus
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
uterine cervix
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
neck of the womb
[Cervix uteri]
دهانه رحم
[کالبدشناسی]
uterine neck
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
uterine cervix
[Cervix uteri]
دهانه رحم
[کالبدشناسی]
gum
لثه
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
gingiva
لثه
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
extrinsic
<adj.>
واقع در بیرون
[خارج]
[کالبدشناسی]
medial meniscus
منیسک داخلی
[زیست شناسی]
[کالبدشناسی]
nasopharyngeal tonsil
لوزه سوم
[کالبدشناسی]
[زیست شناسی]
pharyngeal tonsil
لوزه سوم
[کالبدشناسی]
[زیست شناسی]
adenoid
لوزه سوم
[کالبدشناسی]
[زیست شناسی]
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
dentine
عاج دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dental pulp
مغز دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
tooth enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dentin
عاج دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dental pulp
پالپ دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
pulpa
مغز دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
pulpa
پالپ دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dental enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associating
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
pyretic
وابسته به تب
interdependent
وابسته
attache
وابسته
akin
وابسته
thereof
وابسته به ان
dependants
وابسته
federating
وابسته
belonging
وابسته ها
federate
وابسته
adjectives
وابسته
febile
وابسته به تب
adjective
وابسته
syncop
وابسته به غش
hanger on
وابسته
elysian
وابسته به
pyrexial
وابسته به تب
affiliate
وابسته
attributable
وابسته به
affiliated
وابسته
affiliates
وابسته
affiliating
وابسته
tuitionary
وابسته به
dependent
وابسته
pertianing
وابسته
attendants
وابسته
appurtenant
وابسته
attendant
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
pertinent
وابسته
federated
وابسته
riverrine
وابسته به
germane
وابسته
aquatic
وابسته به اب
related
وابسته
federates
وابسته
dependant
وابسته
messianic
وابسته به
comprador
وابسته
elfin
وابسته به جن
congenerous
وابسته
subordinated
وابسته
subordinates
وابسته
subordinating
وابسته
cantabrigian
وابسته به
diphtheric
وابسته به
sexual organs
وابسته به
subordinate
وابسته
cephalic
وابسته به سر
relevant
وابسته
correspondent
وابسته
correspondents
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
commissarial
وابسته به
carpal
وابسته به مچ
contingent
وابسته
of kin
وابسته
monitorial
وابسته به
levitical
وابسته به
attached
وابسته
wedded
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
relative
وابسته
pertaining
وابسته
contingents
وابسته
israelitish
وابسته به
pediculate
وابسته به خفاش
periclean
وابسته به پریکلس
tonsorial
وابسته به سلمانی
marine
وابسته به دریانوردی
folkish
وابسته به فولکلور
laryngitic
وابسته به نای
marines
وابسته به دریانوردی
platinic
وابسته به پلاتین
jobless
وابسته به بیکاری
leninist
وابسته به لنین
limnetic
وابسته به اب شیرین
penological
وابسته به کیفرشناسی
porcine
وابسته بخوک
limnic
وابسته به اب شیرین
psychiatric
وابسته به روانپزشکی
far eastern
وابسته بخاوردور
toplogic
وابسته به مکانشناسی
homicidal
وابسته به ادمکشی
laryngeal
وابسته بنای
patrimonial
وابسته میراث
piscatory
وابسته به صیدماهی
time dependent
وابسته به زمان
piscatorial
وابسته به ماهیگیری
piscatorial
وابسته به صیدماهی
photographic
وابسته به عکاسی
piscatory
وابسته به ماهیگیری
petrologic
وابسته به سنگ
folklorish
وابسته به فولکلور
logarithmic
وابسته به لگاریتم
pistillary
وابسته به مادگی گل
jugular
وابسته بوریدوداجی
jugulars
وابسته بوریدوداجی
solar
وابسته بخورشید
matrimonial
وابسته به عروسی
oracular
وابسته به وحی
surgical
وابسته به جراحی
facultative
وابسته به faculty
naval
وابسته به کشتی
maritime
وابسته بدریانوردی
pharisaic
وابسته به فریسی
social
وابسته بجامعه
human
وابسته بانسان
totemic
وابسته به توتم
petiolar
وابسته به برگدم
vespertilian
وابسته به شبکور
planetary
وابسته به سیاره
tutelary
<adj.>
وابسته به سرپرستی
directive
<adj.>
وابسته به سرپرستی
Judaic
وابسته به یهودا
totemistic
وابسته به توتم
subversion
وابسته به خرابکاری
ethnic
وابسته به نژادشناسی
humans
وابسته بانسان
structural
وابسته به ساختمان
structural
وابسته به بنا
fetal
وابسته به جنین
structurally
وابسته به ساختمان
pharmacologic
وابسته بداروشناسی
pharyngal
وابسته به گلوگاه
ethnicity
وابسته به نژادشناسی
structurally
وابسته به بنا
seminal
وابسته به منی
municipal
وابسته بشهرداری
nasal
وابسته به منخرین
pessimistic
وابسته به بدبینی
mission
وابسته به ماموریت
missions
وابسته به ماموریت
trachean
وابسته به نای
perlitic
وابسته به مروارید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com