Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
dorian
وابسته به DORISیکی ازشهرهای باستانی یونانnightjar
Other Matches
corinthian
اهل قرنت یکی ازشهرهای باستانی یونان
paleographic
وابسته بخطوط باستانی
classical
وابسته به ادبیات باستانی
agonistical
وابسته به مسابقههای باستانی یونان
agonistic
وابسته به مسابقات باستانی یونان
phygian
فریژی وابسته به یکی ازکشورهای باستانی اسیای صغیر
classicists
دانشمند ادبیات باستانی وپیروسبکهای باستانی
classicist
دانشمند ادبیات باستانی وپیروسبکهای باستانی
classic
ادبیات باستانی یونان و روم باستانی
classics
ادبیات باستانی یونان و روم باستانی
classically
باستانی
archaic
<adj.>
باستانی
traditionary
باستانی
oldest
باستانی
older
باستانی
old
باستانی
antiquarian
باستانی
relic
باستانی
ancient
باستانی
gray
باستانی
antiquaries
باستانی
antiquary
باستانی
age old
باستانی
age-old
باستانی
antiques
باستانی
antique
باستانی
relics
باستانی
in ancient times
در روزگار باستانی
primer
باستانی ابتدایی
classicism
سبک باستانی
primers
باستانی ابتدایی
northman
اسکاندیناوی باستانی
aramaean
زبان باستانی
ancient relics
اثار باستانی
norseman
اسکاندیناوی باستانی
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
classicize
درزمره ادبیات باستانی
avestan
زبان باستانی ایران
Monumental design
طرح آثار باستانی
paleograph
نسخه خطی باستانی
the Classical World
[the Ancient World]
جهان باستانی
[تاریخ]
primeval
بسیار کهن باستانی
Antiquity
جهان باستانی
[تاریخ]
diplomatics
شناسایی خطوط باستانی
classical
پیرو سبکهای باستانی
ethiopic
زبان باستانی حبشه
in ancient times
در اوقات جهان باستانی
classicality
مطابقت با ادبیات وصنایع باستانی
classicalism
پیروی سبکهاوانشاهاوادبیات وصنایع باستانی
veda
کتاب مقدس باستانی هند
traditional
مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
pelta
سپر یونانیان ورومیان باستانی
gaul
اهل کشور باستانی گل فرانسوی
classicize
ازسبک ادبی باستانی پیروی کردن
traditionalism
سنت پرستی اعتقاد برسوم باستانی
reliquaries
فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
reliquary
فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
dithyramb
سرود درهم برهم ووحشیانه یونانیان باستانی
doge
لقب رئیس جمهوردرجمهوریهای باستانی venice aoneg
persepolis
شهر باستانی که بعداشهر استخر بجای ان ساخته شد
mithra
نام دارگونه روشنایی یا خورشید در میان ایرانیان باستانی
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
humanist
دانشجوی رشته انسانیت یا ادبیات و اثار باستانی یونان و روم
catastasis
بخش سوم داستانهای باستانی که اوج مطلب دران بود
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
delphine classics
چاپ ادبیات باستانی لاتین که برای پسر مهتر لوئی چهاردهم درست شد
Are there any antiquities here?
آیا اینجا آثار باستانی
[اشیا عتیقه و جاهای قدیمی]
وجود دارد؟
Greek Revival
[سبک احیای معماری یونانی که دقیقا کپی از نقش و نگارهای باستانی بود.]
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
Ouroboros
نمادی باستانی که در بسیاری از فرهنگها موجود میباشد و بصورت اژدها یا ماریست که دم خود را می جود.
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
Ancient Greece
یونان باستانی
[یونان جهان باستان]
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associate
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
purgation
روش باستانی دادرسی در CL که به موجب ان متهم بایستی دوازده تن ازهمسایگان را به بیگناهی خود به شهادت می گرفت ویااز طریق رفتن در اب جوش یا اب یخ یا اتش بیگناهی خودرا ثابت می کرد
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
commissarial
وابسته به
affiliate
وابسته
attendants
وابسته
pertaining
وابسته
attendant
وابسته
comprador
وابسته
congenerous
وابسته
attributable
وابسته به
thereof
وابسته به ان
attached
وابسته
monitorial
وابسته به
riverrine
وابسته به
plantar
وابسته به کف پا
elfin
وابسته به جن
belonging
وابسته ها
dependent
وابسته
adjectives
وابسته
tuitionary
وابسته به
thereof=of that
وابسته به ان
carpal
وابسته به مچ
cantabrigian
وابسته به
federate
وابسته
federated
وابسته
federates
وابسته
federating
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
of kin
وابسته
pyretic
وابسته به تب
attache
وابسته
israelitish
وابسته به
aquatic
وابسته به اب
appurtenant
وابسته
levitical
وابسته به
affiliating
وابسته
affiliates
وابسته
interdependent
وابسته
affiliated
وابسته
germane
وابسته
cephalic
وابسته به سر
adjective
وابسته
related
وابسته
akin
وابسته
pertinent
وابسته
pyrexial
وابسته به تب
messianic
وابسته به
diphtheric
وابسته به
relevant
وابسته
febile
وابسته به تب
sexual organs
وابسته به
hanger on
وابسته
elysian
وابسته به
correspondents
وابسته
subordinated
وابسته
subordinate
وابسته
relative
وابسته
pertianing
وابسته
contingent
وابسته
correspondent
وابسته
wedded
وابسته
contingents
وابسته
dependant
وابسته
syncop
وابسته به غش
dependants
وابسته
subordinating
وابسته
subordinates
وابسته
machine dependent
وابسته به ماشین
emotive
وابسته به احساسات
faunistic
وابسته به جانوران
puberal
وابسته به بلوغ
fetal
وابسته به جنین
landed
وابسته بزمین
hippocratic
وابسته به طب بقراط
connubial
وابسته به زناشویی
specie
وابسته بسکه
psychologic
وابسته به روانشناسی
paralytic
وابسته به فلج
materialistic
وابسته به مادیات
anginal
وابسته به گلودرد
paralytics
وابسته به فلج
malic
وابسته به سیب
malarial
وابسته به مالاریا
generic
وابسته به تیره
floricultural
وابسته به گلکاری
flexional
وابسته به صرف
uranological
وابسته به اسمانشناسی
sculptural
وابسته به هنرپیکرتراشی
marines
وابسته به دریانوردی
pancreatic
وابسته به لوزالمعده
degenerative
وابسته به انحطاط
lukan
وابسته به لوقا
humnanist
وابسته به بشردوستی
lucan
وابسته به لوقا
pyrrhic
وابسته به " پیروس "
logarithmic
وابسته به لگاریتم
analphabetic
وابسته به بیسوادی
hunnish
وابسته به هونها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com