Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
cathedratic
وابسته بکرسی بامقام اسقفی
Other Matches
pontifical
وابسته به پاپ یا اسقف جامه اسقفی
episcopacy
مقام اسقفی پیروی از کلیسای اسقفی
bishopric
اسقفی
prelatism
اسقفی
diocesan
جزوحوزه اسقفی
prelacy
مقام اسقفی
bishopric
مقام اسقفی
episcopate
رتبه اسقفی
episcopalian
پیرو کلیسای اسقفی
episcopalians
پیرو کلیسای اسقفی
crosier
عصای اسقفی یاکشیشی
episcopalianism
پیروی از کلیسای اسقفی
crozier
عصای اسقفی یاکشیشی
mitring
انتصاب بمقام اسقفی
mitering
انتصاب بمقام اسقفی
see
مقر یا حوزه اسقفی
mitering
استعمال تاج اسقفی
mitring
استعمال تاج اسقفی
sees
مقر یا حوزه اسقفی
pontify
سیمای اسقفی یا پاپی بخوددادن
episcopal
مربوط به کلیسای اسقفی درمسیحیت
pastoralism
روش نامه نویسی اسقفی چوپانی
pontificalia
جامه و نشانهای اسقفی لباس رسمی
pontificate
دوره یا مقام اسقفی یا پاپی یاکهانت
pontificating
دوره یا مقام اسقفی یا پاپی یاکهانت
pontificates
دوره یا مقام اسقفی یا پاپی یاکهانت
pontificated
دوره یا مقام اسقفی یا پاپی یاکهانت
prelatess
زنی که دارای مقام مترانی یا اسقفی باشد
pontifically
چنانکه شایسته اسقفان باشد با جامه یا ایین اسقفی
letters missive
نامه رسمی پادشاه که در ان کسی برای اسقفی گماشته شده است
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
pontificate
اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificated
اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificates
اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificating
اسقفی کردن فضل فروشی کردن
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associated
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
carpal
وابسته به مچ
dependant
وابسته
dependants
وابسته
congenerous
وابسته
appurtenant
وابسته
diphtheric
وابسته به
commissarial
وابسته به
thereof
وابسته به ان
attributable
وابسته به
hanger on
وابسته
febile
وابسته به تب
attache
وابسته
federates
وابسته
israelitish
وابسته به
federating
وابسته
interdependent
وابسته
syncop
وابسته به غش
belonging
وابسته ها
levitical
وابسته به
attendants
وابسته
attendant
وابسته
affiliating
وابسته
affiliates
وابسته
pertinent
وابسته
affiliated
وابسته
affiliate
وابسته
related
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
tuitionary
وابسته به
elysian
وابسته به
attached
وابسته
comprador
وابسته
monitorial
وابسته به
aquatic
وابسته به اب
cephalic
وابسته به سر
pyrexic
وابسته به تب
pyrexial
وابسته به تب
pyretic
وابسته به تب
of kin
وابسته
messianic
وابسته به
cantabrigian
وابسته به
adjective
وابسته
riverrine
وابسته به
elfin
وابسته به جن
relative
وابسته
contingents
وابسته
contingent
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
relevant
وابسته
akin
وابسته
dependent
وابسته
sexual organs
وابسته به
germane
وابسته
correspondents
وابسته
correspondent
وابسته
wedded
وابسته
subordinates
وابسته
subordinating
وابسته
subordinate
وابسته
pertianing
وابسته
pertaining
وابسته
federate
وابسته
federated
وابسته
adjectives
وابسته
subordinated
وابسته
provencal
وابسته بشهر
neuralgic
وابسته به پی درد
structurally
وابسته به ساختمان
social
وابسته بجامعه
subversion
وابسته به خرابکاری
municipal
وابسته بشهرداری
memory dependent
وابسته حافظه
structurally
وابسته به بنا
seminal
وابسته به منی
psychologic
وابسته به روانشناسی
exegetic
وابسته به تفسیر
metopic
وابسته به پیشانی
menopausal
وابسته به یائسگی
oesophageal
وابسته به مری
structural
وابسته به ساختمان
programmatic
وابسته به پروگرام
human
وابسته بانسان
commercial attache
وابسته تجاری
humans
وابسته بانسان
meteorologic
وابسته به هواشناسی
ethnical
وابسته به نژادشناسی
ethnologic
وابسته به نژادشناسی
communistic
وابسته بکمونیسم
promethean
وابسته به پرومیتوس
odontic
وابسته به دندان
nicotinic
وابسته به نیکوتین
commercial attache
وابسته بازرگانی
commercial attache
وابسته تجارتی
mensal
وابسته به میز
structural
وابسته به بنا
ethnic
وابسته به نژادشناسی
ethnicity
وابسته به نژادشناسی
metatarsal
وابسته بمشط پا
puberal
وابسته به بلوغ
sculptural
وابسته به هنرپیکرتراشی
microscopic
وابسته به میکروسکپ
manurial
وابسته بکود
marian
وابسته به مریم
fetal
وابسته به جنین
aesthetic
وابسته به زیبایی
non self maintained discharge
تخلیه وابسته
aesthetically
وابسته به زیبایی
hygroscopic
وابسته به نم نما
corneal
وابسته به قرنیه
eugenic
وابسته به به نژادی
numbered fleet
ناوگان وابسته
cosmic
وابسته بگیتی
numerary
وابسته به اعداد
rhinal
وابسته به بینی
faunistic
وابسته به جانوران
mantic
وابسته به پیشگویی
satellitory
وابسته به اقمارسیارات
pulmonary
وابسته به ریه
malarial
وابسته به مالاریا
neural
وابسته بعصب
scribal
وابسته به کتابت
cardiac
وابسته بدل
scolopendrine
وابسته به هزارپاها
scientail
وابسته به علم
flexional
وابسته به صرف
anatomic
وابسته به کالبدشناسی
anatomical
وابسته به کالبدشناسی
toxicological
وابسته به زهرشناسی
scansorial
وابسته بصعود
malic
وابسته به سیب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com