Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
labiate
وابسته بگیاهان لب شکافته
Other Matches
fissiped
سم شکافته جانور سم شکافته
artiodactylous
سم شکافته
laciniate
شکافته
laciniated
شکافته
cloven hoofed
سم شکافته
furcate
از هم شکافته
artiodactyl
سم شکافته
bifid
شکافته
parted
شکافته
cloven footed
سم شکافته
cloven
شکافته
pedatifid
شکافته
reft
شکافته
cloven foot
دارای پا یا سم شکافته
artiodactyl
دارای سم شکافته
artiodactylous
دارای سم شکافته
labium
لب شکافته گلبرگ
furcate
از هم شکافته شدن
fissidactyl
پنجه شکافته
split-screen
صفحه شکافته
split screen
صفحه شکافته
fissiped
پنجه شکافته
cut in
چاک خورده شکافته
forked
چنگال مانند شکافته
the cow parts the hoofs
گاو سمهای شکافته دارد
exploded view
منظره شکافته شده مدل بریده
labiate
دارای گلی که لبه جامش شکافته
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
palmatifid
دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
labiate
لب شکافته کردن لب دار کردن
surface of rupture
سطح شکافته شده به وسیله گلوله منفجر شده سطح شکافت
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associates
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
cleavable
قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
belonging
وابسته ها
aquatic
وابسته به اب
diphtheric
وابسته به
elysian
وابسته به
dependent
وابسته
monitorial
وابسته به
dependant
وابسته
dependants
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
attributable
وابسته به
affiliating
وابسته
adjective
وابسته
appurtenant
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
syncop
وابسته به غش
cantabrigian
وابسته به
federate
وابسته
carpal
وابسته به مچ
federated
وابسته
federates
وابسته
federating
وابسته
pertianing
وابسته
thereof
وابسته به ان
adjectives
وابسته
attendants
وابسته
attendant
وابسته
affiliates
وابسته
attache
وابسته
affiliated
وابسته
affiliate
وابسته
related
وابسته
of kin
وابسته
pertinent
وابسته
congenerous
وابسته
akin
وابسته
comprador
وابسته
commissarial
وابسته به
tuitionary
وابسته به
cephalic
وابسته به سر
hanger on
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
correspondent
وابسته
pyrexial
وابسته به تب
contingents
وابسته
contingent
وابسته
elfin
وابسته به جن
germane
وابسته
pyretic
وابسته به تب
israelitish
وابسته به
messianic
وابسته به
attached
وابسته
wedded
وابسته
relevant
وابسته
sexual organs
وابسته به
interdependent
وابسته
correspondents
وابسته
pertaining
وابسته
subordinate
وابسته
subordinates
وابسته
relative
وابسته
subordinated
وابسته
subordinating
وابسته
levitical
وابسته به
febile
وابسته به تب
riverrine
وابسته به
seminal
وابسته به منی
psychologic
وابسته به روانشناسی
municipal
وابسته بشهرداری
army attache
وابسته زمینی
perigeal
وابسته به حضیضی
perigean
وابسته به حضیضی
pharisaic
وابسته به فریسی
archimedean
وابسته به ارشمیدس
programmatic
وابسته به پروگرام
petiolar
وابسته به برگدم
promethean
وابسته به پرومیتوس
ethnicity
وابسته به نژادشناسی
human
وابسته بانسان
humans
وابسته بانسان
petrologic
وابسته به سنگ
peruvian
وابسته به پرو
perlitic
وابسته به مروارید
army attache
وابسته نظامی
ethnic
وابسته به نژادشناسی
provencal
وابسته بشهر
puberal
وابسته به بلوغ
astronautical
وابسته به فضانوردان
homicidal
وابسته به ادمکشی
attache
وابسته نظامی
photographic
وابسته به عکاسی
radio carpal
وابسته به زندبالاومچ
radio ulnar
وابسته به زندبالاوزندپائین
ranine
وابسته به وزغ
solar
وابسته بخورشید
rectal
وابسته به مقعد
rectorial
وابسته به rector
surgical
وابسته به جراحی
periclean
وابسته به پریکلس
porcine
وابسته بخوک
pygmean
وابسته به پیگمی ها
pubertal
وابسته به بلوغ
investigatory
وابسته به رسیدگی
scientific
وابسته بعلم
pyrrhic
وابسته به " پیروس "
vital
وابسته به زندگی
vital
وابسته بزندگی
psychiatric
وابسته به روانپزشکی
menstrual
وابسته به قاعده گی
pythian
وابسته به "اپولو"
pygmaean
وابسته به پیگمی ها
associated company
شرکت وابسته
auditive
وابسته به شنوایی
pharmacologic
وابسته بداروشناسی
potamic
وابسته به رودها
pleural
وابسته به شامه شش
platinic
وابسته به پلاتین
nasal
وابسته به منخرین
landed
وابسته بزمین
nasal
وابسته به بینی
plumbous
وابسته به سرب
emotive
وابسته به احساسات
pancreatic
وابسته به لوزالمعده
degenerative
وابسته به انحطاط
preemptive
وابسته به پیشدستی
pistillary
وابسته به مادگی گل
piscatory
وابسته به صیدماهی
pessimistic
وابسته به بدبینی
mission
وابسته به ماموریت
missions
وابسته به ماموریت
naval
وابسته به کشتی
maritime
وابسته بدریانوردی
marine
وابسته به دریانوردی
marines
وابسته به دریانوردی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com