English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (16 milliseconds)
English Persian
kb واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا با معنای هزار بایت
Search result with all words
kilo واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
kilos واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
Other Matches
Kbyte واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
angstrom واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر
kabal قبال [نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
Moghat مقات [نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
knot نات [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
terabyte یک هزار گیگا بایت یا یک میلیون مگا بایت داده
capacitance bridge نوعی وسیله اندازه گیری خنثی برای فرفیت
unit of measurement واحد اندازه گیری
watt واحد اندازه گیری الکتریسیته
yard واحد اندازه گیری = 3 فوت
yards واحد اندازه گیری = 3 فوت
entropy واحد اندازه گیری ترمودینامیک
utile واحد اندازه گیری مطلوبیت
watts واحد اندازه گیری الکتریسیته
kilo واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
dewpoint metering unit واحد اندازه گیری نقطه شبنم
kilos واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
angstrom واحد اندازه گیری طول امواج
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
highfrequency measuring bridge پل اندازه گیری فرکانس بالا
radian واحد اندازه گیری سطح زاویه دار
permittivity واحد اندازه گیری الکتریسیته برحسب فاراده
modules نقشه کوچک واحد اندازه گیری مقیاس مدل
en واحد اندازه گیری که معادل نیمی از یک ein است
module نقشه کوچک واحد اندازه گیری مقیاس مدل
lips واحد اندازه گیری سرعت برای کامپیوترهای نسل پنجم
kilos در معنای یک هزار
kilo در معنای یک هزار
g در معنای یک هزار میلیون
Kbit معادل هزار بایت
denier دنیر [واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
documented نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
documenting نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
document نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
barn واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
module اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
barns واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
modules اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
valence واحد فرفیت فرفیت شیمیایی
micro- در معنای یک میلیونیوم واحد
media کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
ruler میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود
rulers میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود
bytes per inch تعداد بایت ها در یک واحد اینچ
gulped گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulp گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulps گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulping گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
carload shipment حمل بار مطابق با فرفیت بارگیری خودرو یا کشتی ارسال باربه اندازه فرفیت حمل بار
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
farad واحد فرفیت خازن
double دیسکی که دو بایت داده در واحد مساحت ذخیره میکند در مقایسه با دیسک استاندارد
doubled دیسکی که دو بایت داده در واحد مساحت ذخیره میکند در مقایسه با دیسک استاندارد
doubled up دیسکی که دو بایت داده در واحد مساحت ذخیره میکند در مقایسه با دیسک استاندارد
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
bubble memory مین فرفیت بالا
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
capital ship کشتی جنگی یی که فرفیت ان بیش از ده هزار تن و مسلح به توپهایی با کالیبر بیش از8 اینچ باشد
IF statement عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
nitric دارای نیتروژن با فرفیت بالا
burdens بار کردن به اندازه فرفیت
burden بار کردن به اندازه فرفیت
freight tonne فرفیت باربری به واحد تن محاسبه نرخ حمل براساس تن
gage اندازه وسیله اندازه گیری
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
transcribe کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
transcribed کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
transcribes کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
transcribing کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
bytes اندازه فرفیت ذخیره داده نوار مغناطیسی
byte اندازه فرفیت ذخیره داده نوار مغناطیسی
peripheral رسانه جانبی که با سرعت بالا با کامپیوتر کار میکند
large model مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
eight inch disk فلاپی دیسک با فرفیت بالا که قط ر هشت اینچی دارد
cassettes نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
cassette نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
storage تعداد بیتهایی که در واحد فضای ذخیره سازی رسانه قابل ضبط است
coulomb واحد اندازه الکتریسیته
atto معنای پیشوندی با معنای یک تریلیونم یا بیلیونیوم یک بیلیون
bandwidth اندازه دادهای که در طول یک کابل یا کانال یا رسانه دیگر قابل ارسال است
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
capacitor وسیلهای با فرفیت خیلی بالا و کوچک که میتواند برای قط عات RAM فرار
buses باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busing باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bus باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bused باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussing باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busses باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussed باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
lea واحد اندازه طول نخ وریسمان
desalination plant واحد ملح گیری
sampling unit واحد نمونه گیری
redundant سیستم دیسک درایو سریع تا گنجایش بالا که از چندین درایو استفاده میکند که هر یک یک بایت از کلمه داده را ذخیره می کنند
smiley فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است
busing اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busses اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
buses اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bused اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bus اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussing اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
address شماره ای که به واحد پردازش مرکزی اجازه میدهد به یک محل فیزیکی در رسانه ذخیره سازی سیستم کامپیوتر مراجعه کند
addressed اشمارهای که به واحد پردازش مرکزی اجازه میدهد به یک محل فیزیکی در رسانه ذخیره سازی سیستم کامپیوتر مراجعه کند
addresses اشمارهای که به واحد پردازش مرکزی اجازه میدهد به یک محل فیزیکی در رسانه ذخیره سازی سیستم کامپیوتر مراجعه کند
bussed اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
mainframe computer سیستم کامپیوتری قوی که میتواند حافظه با فرفیت بالا را هدایت کند و نیز وسایل پشتیبانی را
back end network اتصال بین کامپیوتر main frame و یک رسانه ذخیره سازی عظیم با سرعت بالا یا سرور فایل
measure اندازه گیری
module اندازه گیری
measurement اندازه گیری
mensuration اندازه گیری
measurements اندازه گیری
dimensions اندازه گیری
measurer اندازه گیری
commensurateness اندازه گیری
measuring bridge پل اندازه گیری
dimension اندازه گیری
gaging اندازه گیری
metering اندازه گیری
modules اندازه گیری
measurment اندازه گیری
gauging اندازه گیری
molding sand preparation plant واحد تهیه ماسه قالب گیری
large scale computer که میتواند به حافظه با فرفیت بالا دستیابی داشته باشد و نیز وسایل پشتیبان مثل کاربران چندتایی
throughput capacity فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
highest تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highs تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
forescale اندازه گیری رنگ اب
units of measurment واحدهای اندازه گیری
gage میزان اندازه گیری
measuring accuracy دقت اندازه گیری
measuring device تجهیزات اندازه گیری
measuring instrument دستگاه اندازه گیری
measuring method طریقه اندازه گیری
chain crew متصدیان اندازه گیری
measuring set دستگاه اندازه گیری
measuring درخور اندازه گیری
measurement ofland اندازه گیری زمین
sounding اندازه گیری عمق اب
tapeline مترمخصوص اندازه گیری
font metric اندازه گیری فونت
maxwell bridge پل اندازه گیری ماکسول
final measurement اندازه گیری نهایی
measuring apparatus دستگاه اندازه گیری
measurability قابلیت اندازه گیری
telemetering اندازه گیری از دور
measurement of demand اندازه گیری تقاضا
measurable قابل اندازه گیری
commensurable قابل اندازه گیری
measuring relay رله اندازه گیری
mental measurement اندازه گیری روانی
meter وسیله اندازه گیری
to take measures اندازه گیری کردن
depth measurement اندازه گیری عمق
method of measurment طریقه اندازه گیری
dial bench gage میز اندازه گیری
method of measurment متد اندازه گیری
precision اندازه گیری دقیق
direct measurement اندازه گیری مستقیم
metrology علم اندازه گیری
instrument الات اندازه گیری
mensurability قابلیت اندازه گیری
tape measure مترمخصوص اندازه گیری
compensating error خطای اندازه گیری
measuring sensitivity حساسیت اندازه گیری
engineering measurement اندازه گیری فنی
correlation measurement اندازه گیری همبستگی
measuring voltage ولتاژ اندازه گیری
measuring well چاه اندازه گیری
tape measures مترمخصوص اندازه گیری
meters وسیله اندازه گیری
telemetry اندازه گیری ازدور
radar measurement اندازه گیری رادار
instrument transformer ترانسفورماتور اندازه گیری
batching plant مرکز اندازه گیری
measuring transformer ترانسفورماتور اندازه گیری
metres وسیله اندازه گیری
measure اندازه گیری کردن
size stick قالب اندازه گیری
instrument autotransformer ترانسفورماتور اندازه گیری
size stick الت اندازه گیری پا
gauging section برش اندازه گیری
absolute measurement اندازه گیری مطلق
accuracy to gage دقت اندازه گیری
resizing اندازه گیری مجدد
impedance bridge پل اندازه گیری مقاومت
metre وسیله اندازه گیری
sounded اندازه گیری عمق اب
sounds اندازه گیری عمق اب
gauging sheet ورق اندازه گیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com