English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (14 milliseconds)
English Persian
arithmetic unit واحد حساب
Search result with all words
arithmetic logic unit واحد حساب و منطق
logic arithmetic unit واحد منطق و حساب
Other Matches
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
cost accounts حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
cost plus contracts به حساب خرید سفارش دهنده وجز فروش سازنده به حساب می اورند
reckon حساب پس دادن روی چیزی حساب کردن محسوب داشتن
reckons حساب پس دادن روی چیزی حساب کردن محسوب داشتن
reckoned حساب پس دادن روی چیزی حساب کردن محسوب داشتن
capitalized expense هزینهای که علاوه بر به حساب امدن در حساب سود وزیان
overdrawn account حساب اضافه برداشت شده حساب با مانده منفی
equity accounts حساب قسمت ذیحساب حساب های اموال یکان
clearance تسویه حساب واریز حساب فاصله ازاد لقی
To bring someone to account. کسی را پای حساب کشیدن [حساب پس گرفتن]
powers واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
To cook the books. حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
knot نات [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
cpu واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
morpheme واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
privilege دستورات کامپیوتری که فقط توسط یک حساب امتیاز دار قابل دستیابی هستند , مثل حذف حساب و دیگر تنظیم کابر جدید یا بررسی کلمه رمز
functional unit واحد در حال کار واحد تابعی
reckoning تصفیه حساب صورت حساب
reckonings تصفیه حساب صورت حساب
charge and discharge statements حساب قیومیت صورت و نحوه ارزیابی و عملیات مالی ارث حساب ارث
check register بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
account حساب صورت حساب
no year oppropriation حساب تامین اعتبار باز حساب باز
digital computer ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
he calcn lates with a اوبادقت حساب میکند اودرست حساب میکند
scoreless بی حساب
account حساب
science of numbers حساب
accountants ذی حساب
accountant ذی حساب
dam design حساب سد
tabs حساب
arithmetic حساب
incomputable بی حساب
algorism حساب
in favour of به حساب
to keep score حساب
to my a به حساب من
tab حساب
reckonings حساب
reckoning حساب
tallies حساب
scores حساب
tally حساب
score حساب
incalculable بی حساب
tallied حساب
scored حساب
tallying حساب
miscast حساب غلط
sum حساب کردن
cash account حساب نقدی
certificate of clearance مفاصا حساب
miscalculated بد حساب کردن
miscalculating بد حساب کردن
certificate of expenditure صورت حساب
miscalculates بد حساب کردن
calculates حساب کردن
capital account حساب سرمایه
binary arithmetic حساب دودویی
binary arithmetic حساب دودوئی
boolean calculus حساب بولی
count حساب کردن
box score حساب بازی
calculable حساب کردنی
calculating machine ماشین حساب
scorers حساب نگهدار
calculator mode مد ماشین حساب
scorer حساب نگهدار
have it out with someone <idiom> تصفیه حساب
call to account حساب خواستن از
sums حساب کردن
calculated حساب کردن
differential calulus حساب فاضله
cyphers حساب کردن
ciphers حساب کردن
includes به حساب اوردن
cipher حساب کردن
include به حساب اوردن
fluxion حساب فاضله
undercharge کم حساب کردن
calculus of variations حساب تغییرات
tripos امتحان حساب
the bill صورت حساب
checking out تسویه حساب
differential calculus حساب فاضله
design assumption فرضیه حساب
calculate حساب کردن
miscalculate بد حساب کردن
closing of account تفریغ حساب
cost accountant حساب دار
figure حساب کردن
crypto account حساب رمز
numerate حساب کردن
statements صورت حساب
day of r روز حساب
withdraw برداشت از حساب
bank accounts حساب بانکی
calculation حساب براورد
checking account حساب جاری
To concoct accounts. حساب تراشیدن
A rough (crude)estimate. حساب سر انگشتی
credit account حساب اعتباری
unguarded حساب نشده
detail حساب ریز
figures حساب کردن
bank account حساب بانکی
withdraws برداشت از حساب
compute حساب کردن
current accounts حساب جاری
current account حساب جاری
checking accounts حساب جاری
account حساب پس دادن
account حساب کردن
accountable مسئول حساب
computer ماشین حساب
computers ماشین حساب
computes حساب کردن
computed حساب کردن
figuring حساب کردن
detailing حساب ریز
liquidates حساب را واریزکردن
arithmetician حساب دان
liquidating حساب را واریزکردن
arithmeticlal مربوط به حساب
arithmometer ماشین حساب
comptometer ماشین حساب
balance sheet account حساب ترازنامه
counts حساب کردن
bank overdraft حساب جاری
counting حساب کردن
counted حساب کردن
liquidated حساب را واریزکردن
liquidate حساب را واریزکردن
vidimus بازرسی حساب
acalculia ناتوانی در حساب
account book دفتر حساب
account card کارت حساب
account cuurent حساب جاری
account number شماره حساب
deposit accounts حساب پس انداز
deposit accounts حساب سپرده
deposit account حساب پس انداز
deposit account حساب سپرده
accoutn balance مانده حساب
balance of account مانده حساب
bank pass book دفترچه حساب
loan account حساب وام ها
minculculate بد حساب کردن
misreckon بد حساب کردن
savings account حساب پس انداز
residuary account حساب ترکه
return account حساب بازگشت
calculators ماشین حساب
markers حساب نگهدار
account with [at] a bank حساب بانکی
marker حساب نگهدار
rule off بستن حساب
rule of thumb حساب سر انگشتی
profit and loss a حساب سودوزیان
rule of thumb حساب انگشت
saving account حساب پس انداز
production account حساب تولید
pridicate calculus حساب مسندات
stock account حساب موجودی
realization account حساب تسویه
expense account حساب هزینه
notcher حساب نگهدار
stability calculation حساب پایداری
desktop ماشین حساب
Count me in! روی من حساب کن!
AC حساب جاری
expense account حساب مخارج
expense accounts حساب هزینه
offset حساب تهاتر
offsetting حساب تهاتر
expense accounts حساب مخارج
arithmetic علم حساب
to count [as] به حساب رفتن
debiting حساب بدهی
algorism [rare] حساب [ریاضی]
propositional calculus حساب گزارهای
integral calculvs حساب جامعه
debited حساب بدهی
integral calculus حساب جامعه
debits حساب بدهی
make much of حساب بردن از
tale جمع حساب
ibm computer ماشین حساب ای بی ام
imprest حساب تنخواه
in f.of به حساب بنفع
tales جمع حساب
to figure up حساب کردن
debit حساب بدهی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com