English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 14 (2 milliseconds)
English Persian
influence وادارکردن
influenced وادارکردن
influences وادارکردن
influencing وادارکردن
instigate وادارکردن
instigated وادارکردن
instigates وادارکردن
instigating وادارکردن
Other Matches
urging با اصرار وادارکردن
urges با اصرار وادارکردن
urged با اصرار وادارکردن
urge با اصرار وادارکردن
reprisals در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
reprisal در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com