Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
ingestion
وارد شدن مواد خارجی ازقبیل پرنده یخ اب برف گرد وغبار به داخل موتور
Other Matches
ratline
عملیات عبور دادن مواد وپرسنل بطور پنهانی از مرزیا داخل داخل منطقه دشمن
external combustion engine
موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
variable geometry engine
موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
nuclide
کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
unadulterated
بدون مواد خارجی
dross
کف روی سطح فلزات مذاب مواد خارجی
igneous magma
مواد مذاب و گازی داخل زمین که در اثر تبلور و سخت شدن
to swear in
با سوگند دادن وارد کارکردن بامراسم تحلیف داخل کردن
feed stock
مواد اولیه که جهت تولید به کارخانه وارد میشود
dust laden
تجمع گرد وغبار
cam ring
رینوی داخل پوسته موتور که توسط میل لنگ به چرخش درامده و باز و بسته شدن سوپاپها را کنترل میکند
wobble pump
پمپ دستی در کابین خلبان برای وارد ساختن فشار اولیه به سوخت قبل از استارت موتور پیستونی
diesel ramjet
موتور رم جت که سرعت ان به حدی است که گرمای حاصل از تراکم هوای داخل ان برای احتراق سوخت کافی است
introduced
وارد کردن نشان دادن داخل کردن
introduces
وارد کردن نشان دادن داخل کردن
introducing
وارد کردن نشان دادن داخل کردن
introduce
وارد کردن نشان دادن داخل کردن
foreign military sales
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
cadre
واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
cadres
واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
cabbalah
علوم اسرار امیز ازقبیل علم ارواح
cabbala
علوم اسرار امیز ازقبیل علم ارواح
cabala
علوم اسرار امیز ازقبیل علم ارواح
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
ptomaine
مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
motoring
گرداندن موتور اصلی توسط استارتر بمنظوری جزاستارت موتور
transudate
مواد فرانشت شده مواد مترشحه
durable material
مواد غیراستهلاکی مواد بادوام زیاد
engine
موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
intercommand
داخل قسمت داخل یکان
dye-stuff
ماده رنگی در رنگرزی الیاف
[این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
magnaflux
نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
enzyme
مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzymes
مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
engine mounting
نصب موتور قرارگاه موتور
controlled environment
محیطی که در ان کمیتهایی ازقبیل دما فشارترکیب اتمسفری تابشهای یونیزه کننده و میزان رطوبت در مقادیر مناسب برای موجودات زنده یا سخت افزارنگه داشته میشوند
wake up
کد وارد شدن در ترمینال راه دور برای بیان به کامپیوتر مرکزی که مقصد وارد شدن به آن محل را دارد
island bases
پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
firing order
ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
slip ring induction motor
موتور القائی اسلیپ رینگ موتور اندوکسیونی اسلیپ رینگ موتور رتور اسلیپ رینگ
i had scarely arrived
تازه وارد شده بودم که هنوز وارد نشده بودم که ...
flat twin engine
موتور بوکسر دو سیلندر موتور سیلندر متقابل با دوسیلندر
double squirrel cage motor
موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
mortise dead lock
قفل داخل کار قفل داخل درب
slated items
مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
ornithology
پرنده شناسی
[جانور شناسی]
[پرنده شناسی]
single phase induction motor
موتور القائی یک فازه موتور اندوکسیونی یک فازه
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
wildlife
پرنده
birds
پرنده
volant
پرنده
long jumper
پرنده
bird
پرنده
jumper
پرنده
volitant
پرنده
fowl
پرنده
jumpers
پرنده
cocks
پرنده نر
cocking
پرنده نر
cock
پرنده نر
fowls
پرنده
pole vaulter
پرنده با نیزه
ornithomancy
تفال با پرنده
pied
پرنده رنگارنگ
ornithologist
پرنده شناس
UFOs
بشقاب پرنده.
UFO
بشقاب پرنده.
ornithoid
پرنده وار
flopper
پرنده فاسبوری
hydrofoils
قایق پرنده
hydrofoil
قایق پرنده
vaulter
پرنده با نیزه
roosting
نشیمنگاه پرنده
roost
نشیمنگاه پرنده
flying saucer
بشقاب پرنده
the bird kind
جنس پرنده
birdman
پرنده باز
flying saucers
بشقاب پرنده
roosts
نشیمنگاه پرنده
birdcall
صدای پرنده
fowling
شکار پرنده
dicky
پرنده کوچک
altair
کرکس پرنده
hen bird
پرنده ماده
Frisbees
بشقاب پرنده
Frisbee
بشقاب پرنده
ornithology
پرنده شناسی
water fowl
پرنده ابی
volantis
ماهی پرنده
stick
گروه پرنده
migrator
پرنده مهاجر
dickey
پرنده کوچک
volans
ماهی پرنده
roosted
نشیمنگاه پرنده
chickens
پرنده کوچک بچه
fowl
پرنده راشکار کردن
fowls
پرنده راشکار کردن
ornithology
مبحث پرنده شناسی
singin bird
پرنده اواز خوان
bird's foots
شبیه پای پرنده
oology
تخم پرنده شناسی
high jumper
پرنده پرش ارتفاع
tinamou
پرنده خانوادهء tinamidae
night migrant
شب کوچنده
[پرنده شناسی]
quill
پر بلند بال پرنده
fricassee
راگوی گوشت پرنده
fricassees
راگوی گوشت پرنده
game bird
پرنده موردنظر درشکار
quills
پر بلند بال پرنده
chicken
پرنده کوچک بچه
UFO
اشیا پرنده ناشناس
perch
نشیمن گاه پرنده
varmint
حیوان یا پرنده شکارکننده
perching
نشیمن گاه پرنده
perches
نشیمن گاه پرنده
vaulter
پرنده از روی خرک
birdcall
تقلید صدای پرنده
bird's foot
شبیه پای پرنده
UFOs
اشیا پرنده ناشناس
perched
نشیمن گاه پرنده
pinions
پر وبال پرنده را کندن
pinioning
پر وبال پرنده را کندن
pinion
پر وبال پرنده را کندن
what kind of a bird is that ?
چه قسم پرنده ایست
ornithological
وابسته به پرنده شناسی
ornithologic
وابسته به پرنده شناسی
jowls
ارواره زیرین پرنده گونه
flying fish
صورت فلکی ماهی پرنده
flying fishes
صورت فلکی ماهی پرنده
flush
پرواز ناگهانی پرنده ازمخفیگاه
jowl
ارواره زیرین پرنده گونه
flushing
پرواز ناگهانی پرنده ازمخفیگاه
oologist
خبره در تخم پرنده شناسی
flushes
پرواز ناگهانی پرنده ازمخفیگاه
wingshooting
تیراندازی به پرنده در حال پرواز
extra-group
ناهمراه گروه
[پرنده شناسی]
partial migrant
کوچگر پاره ای
[پرنده شناسی]
ostrich
شتر مرغ
[پرنده شناسی]
bisk
ابگوشت یا اشی که ازگوشت پرنده ومیگو
grackle
نوعی پرنده ازتیره سار و دم جنبانک
gallinule
نوعی پرنده ابزی از خانواه ابچلیک ها
aerie
لانهء پرنده بر روی صخرهء مرتفع
broiler
بهم زننده جوجه یا پرنده کبابی
soft bill
پرنده منقار نازک حشره خوار
ornithicknite
جا پای پرنده که سنگ شده باشد
bird motif
نقش پرنده در قالی حیوان دار
bird's nest
حرکت اشیانه پرنده روی دارحلقه
wing covert
پر پوششی روی پرهای مخصوص پرواز پرنده
flippers
پرنده پرش طول با پشتک به جلو در هوا
nut cracker
یکجور پرنده اروپایی که مانند کلاغ است
flipper
پرنده پرش طول با پشتک به جلو در هوا
fowling piece
تفنگ سبک برای شکار پرنده وحیوان کوچک
jacana
پرنده پا دراز و پنجه بزرگ مکزیکی که در اب راه میرود
beak-head
[آذینی از مجموعه سر حیوان، پرنده یا انسان یا منقاری رو به پایین]
stock
رها کردن پرنده دست اموز برای شکارقنداق تفنگ
floo floo
تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
flu flu
تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
stocked
رها کردن پرنده دست اموز برای شکارقنداق تفنگ
mocking bird
یکجور پرنده درامریکای شمالی که صدای مرغان دیگر رابخوبی تقلید میکند
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
interiorly
از داخل
within
<prep.>
در داخل
inside
داخل
interiors
داخل
aboard
داخل
intra
داخل
insides
داخل
withindoors
در داخل
inside
<adv.>
<prep.>
در داخل
lineball
داخل
within
در داخل
interior
داخل
anie
داخل
phoenix
مرغ آتشین
[سیمرغ]
[نقش این پرنده افسانه ای در فرش های ترکی، چینی و ایرانی استفاده می شود.]
ingressive
داخل شونده
enters
داخل کردن
inhaul
به داخل کشیدن
enter
داخل کردن
inhaul
به داخل کشنده
to step in
داخل شدن
imbark
داخل کردن
implosion
انفجار از داخل
in and out
داخل وخارج
entered
داخل شدن
inboard
به طرف داخل
phase in
داخل کردن
on berth
در داخل بندر
entered
داخل کردن
enters
داخل شدن
inboard
داخل کشتی
ingoing
داخل شونده
intromit
داخل کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com