English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
checker وارسی کننده
Other Matches
searchingly تجسس تفتیش کردن وارسی کردن وارسی
searches تجسس تفتیش کردن وارسی کردن وارسی
searched تجسس تفتیش کردن وارسی کردن وارسی
search تجسس تفتیش کردن وارسی کردن وارسی
probing technique فن وارسی
checkout وارسی
checkouts وارسی
checked وارسی
check وارسی
checks وارسی
probing وارسی
checking وارسی
checkout point نقطه وارسی
checkout run رانش وارسی
checkout test ازمون وارسی
investigations تجسس وارسی
investigation تجسس وارسی
to see into وارسی کردن
verifying وارسی کردن
verify وارسی کردن
verifies وارسی کردن
verified وارسی کردن
see into وارسی کردن
program checkout وارسی برنامه
verification وارسی تطبیق
sift وارسی کردن
to go behind وارسی کردن
sifted وارسی کردن
cross validation وارسی اعتبار
sifts وارسی کردن
look into <idiom> رسیدگی یا وارسی کردن
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
investigate وارسی کردن بازجویی کردن
control equipment ابزار وارسی ابزار پایش
investigated وارسی کردن بازجویی کردن
investigates وارسی کردن بازجویی کردن
investigating وارسی کردن بازجویی کردن
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
desolator ویران کننده متروک کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
prater پچ پچ کننده
prattfall پچ پچ کننده
whisperer پچ پچ کننده
solvent اب کننده
commulator یک سو کننده
fluxing oil اب کننده
benders خم کننده
bender خم کننده
ear-splitting کر کننده
catterer پچ پچ کننده
mitigative کم کننده
mitigatory کم کننده
mumbler من من کننده
hopper لی لی کننده
sensor حس کننده
fillet پر کننده
filleted پر کننده
filleting پر کننده
fillets پر کننده
percutient دق کننده
doers کننده
doer کننده
solvents اب کننده
mauler له کننده
puffer پف کننده
spurner رد کننده
hoppers لی لی کننده
squasher له کننده
syncopator غش کننده
squelcher له کننده
swooner غش کننده
deletive حک کننده
crepitant خش خش کننده
crusher له کننده
fillers پر کننده
deflective کج کننده
filler پر کننده
tracker پی کننده
trackers پی کننده
noncommittal رد کننده
attacking تک کننده
rebutter رد کننده
refuser رد کننده
refutative رد کننده
refutatory رد کننده
renunciant کننده
renunciant رد کننده
repudiationist رد کننده
skittish رم کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com